نورنیوز https://nournews.ir/n/312618
کد خبر: 312618
5 اردیبهشت 1405
نورنیوز بررسی می کند،

ترامپ از جنگ چه می‌خواهد و چرا به آن نمی‌رسد؟


ترامپ با بهره‌گیری از تفرقه‌افکنی، مقصرنمایی و عملیات روانی تلاش کرد ناکامی‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در برابر ایران را پنهان کند، اما انسجام داخلی، واکنش افکار عمومی و تحولات میدانی، شکست این فاز جنگ ادراکی را نمایان ساخت.

نورنیوز-گروه سیاسی: در جهان معاصر، جنگ‌ها دیگر صرفاً به عرصه‌های نظامی و تسلیحاتی محدود نیستند، بلکه ابعاد ذهنی و روانی به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مؤلفه‌های پیروزی یا شکست تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، «جنگ ادراکی» به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی، نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی و جهت‌دهی به ذهنیت جامعه ایفا می‌کند. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای تبلیغاتی، به میدان‌های اصلی این نوع جنگ تبدیل شده‌اند؛ جایی که هدف نه تخریب فیزیکی، بلکه تضعیف اراده و انسجام ملی است.
برهم زدن تمرکز ذهنی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان، ایجاد تردید در جامعه، القای ناامیدی و تلاش برای فروپاشی وحدت ملی، از جمله مهم‌ترین اهداف این نوع نبرد است. به‌ویژه در شرایطی که دیپلماسی به بخشی از راهبرد نظامی تبدیل می‌شود، مدیریت فضای ذهنی اهمیت دوچندان می‌یابد. در این چارچوب، رفتارهای دونالد ترامپ نشان می‌دهد که او به‌طور جدی از این ابزار بهره گرفته و تلاش کرده است با تولید پیام‌های متناقض و فضاسازی‌های رسانه‌ای، معادلات را به نفع خود تغییر دهد.
تمرکز بر کلیدواژه‌هایی مانند «رهبر کیست» و القای چندصدایی در ایران، بخشی از این راهبرد است که با هدف ایجاد شکاف در داخل کشور دنبال شده است. این در حالی است که واکنش‌های داخلی و بین‌المللی، نشان‌دهنده ناکامی این رویکرد در دستیابی به اهداف تعیین‌شده بوده است.

تفرقه‌افکنی و مقصرنمایی؛ ابزار پنهان‌سازی شکست‌ها

در مقطع کنونی، فشارهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا علیه ایران نتوانسته به نتایج مورد نظر واشنگتن منجر شود. همین مسئله، ترامپ را به سمت استفاده گسترده‌تر از ابزارهای جنگ ادراکی سوق داده است. او با تکیه بر سیاست تفرقه‌افکنی، تلاش کرده است فضای یأس و ناامیدی را در جامعه ایران گسترش دهد و دستاوردهای ملی را کم‌اهمیت جلوه دهد.
ایجاد دلسردی نسبت به ادامه مقاومت، برجسته‌سازی اختلافات فرضی و القای ناکارآمدی، از جمله محورهای اصلی این سیاست بوده است. در کنار این موارد، ادعاهایی همچون آمادگی برای حملات گسترده، تشدید محاصره دریایی ایران، تهدید به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و طرح موضوع بسته شدن تنگه هرمز، به‌عنوان ابزارهای تکمیلی برای ایجاد فشار روانی به کار گرفته شده‌اند.
همچنین، ادعاهای برخی مقامات صهیونیستی درباره آمادگی برای جنگ با چراغ سبز آمریکا، بخشی از همین عملیات روانی به شمار می‌رود. هدف از این اقدامات، تضعیف نقطه قوت ایران در جنگ، یعنی حضور و حمایت مردمی، و همچنین تحریف واقعیت مذاکرات و نسبت دادن ناکامی‌های آمریکا به شکاف داخلی ایران بوده است.
با این حال، پیوند میان میدان، خیابان و دیپلماسی، عملاً این راهبرد را ناکام گذاشته است. حضور فعال مردم، انسجام میان نهادهای مختلف و مدیریت هماهنگ فضای سیاسی و رسانه‌ای، نشان داده که این نوع عملیات روانی نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد.

شکست‌های انباشته و بحران‌های فزاینده در آمریکا

کارنامه اخیر ترامپ، تصویری از مجموعه‌ای از بحران‌ها و رسوایی‌های سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی را به نمایش می‌گذارد. استعفا یا برکناری مقامات ارشد، اختلافات داخلی و نارضایتی گسترده، نشان‌دهنده وضعیت پیچیده‌ای است که دولت آمریکا با آن مواجه است. در چنین شرایطی، تمرکز بر تهدیدات خارجی و برجسته‌سازی تنش‌ها، به ابزاری برای انحراف افکار عمومی داخلی تبدیل شده است.
گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا، ادعاهای مطرح‌شده درباره نابودی توان نظامی ایران را رد کرده‌اند و حتی به آسیب‌پذیری برخی زیرساخت‌های دفاعی آمریکا اشاره داشته‌اند. بر اساس این گزارش‌ها، جایگزینی تجهیزات و مهمات مصرف‌شده ممکن است سال‌ها زمان ببرد. این در حالی است که محدودیت در ظرفیت تولید تسلیحات، شکاف میان ادعاها و واقعیت را آشکارتر کرده است.
در حوزه اقتصادی نیز، سیاست‌های اعلامی ترامپ نتوانسته تأثیر مورد انتظار را بر بازارهای جهانی، به‌ویژه قیمت نفت، بگذارد. حتی در مواردی، تصمیمات اعلامی با اقدامات عملی در تضاد بوده و به ایجاد ابهام و بی‌اعتمادی انجامیده است. کاهش محبوبیت داخلی، که در برخی نظرسنجی‌ها به سطوح پایین رسیده، نشان‌دهنده نارضایتی عمومی از عملکرد دولت است.
افشاگری‌ها درباره منافع اقتصادی خانواده ترامپ نیز به این بحران‌ها افزوده و تصویر کلی از یک دولت درگیر چالش‌های متعدد را تقویت کرده است. در چنین فضایی، تلاش برای حفظ وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را می‌توان به‌عنوان راهبردی برای خرید زمان و مدیریت بحران‌ها تفسیر کرد.
راهبرد ایران؛ انسجام ملی و خنثی‌سازی جنگ ادراکی
در برابر این شرایط، مهم‌ترین عامل موفقیت ایران، حفظ انسجام ملی و تقویت همگرایی میان بخش‌های مختلف جامعه و حاکمیت بوده است. پیام واحد مسئولان سیاسی و نظامی، تأکید بر وحدت و همبستگی، و نقش‌آفرینی فعال مردم، از جمله عواملی بوده‌اند که به شکست جنگ ادراکی کمک کرده‌اند.
تأکید نیروهای مسلح بر پاسخ قاطع به هرگونه تهدید، اصرار دستگاه دیپلماسی بر تحقق حقوق ملی بدون عقب‌نشینی، و حضور مستمر مردم در صحنه، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک الگوی هماهنگ در مواجهه با فشارهای خارجی است. این هماهنگی، مانع از تحقق اهداف تفرقه‌افکنانه شده و توانسته است روایت‌های تحریف‌شده را بی‌اثر کند.
نقش رسانه‌ها در این میان بسیار کلیدی است؛ چراکه می‌توانند با افزایش آگاهی عمومی، روش‌های جنگ ادراکی را برای جامعه تبیین کرده و از تأثیرگذاری آن‌ها بکاهند. اطلاع‌رسانی دقیق، تحلیل‌های واقع‌بینانه و حفظ آرامش اجتماعی، از جمله اقداماتی است که در این مسیر اهمیت دارد.
در نهایت، استمرار پیوند میان میدان، خیابان و دیپلماسی، به‌عنوان یک راهبرد مؤثر، می‌تواند زمینه‌ساز خنثی‌سازی کامل این نوع جنگ‌ها باشد. تجربه نشان داده است که هرگاه این انسجام حفظ شده، تلاش‌های خارجی برای ایجاد شکاف و بی‌ثباتی ناکام مانده است. بر همین اساس، تقویت این همبستگی، نه‌تنها پاسخ به تهدیدات کنونی، بلکه تضمینی برای تأمین منافع ملی در آینده خواهد بود.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / ترامپ / دیپلماسی / تنگه_هرمز / افکار_عمومی / سیاست_جهانی / جنگ_ادراکی / تفرقه_افکنی