نورنیوز https://nournews.ir/n/312616
کد خبر: 312616
5 اردیبهشت 1405
فارن افرز:

روسیه و چین در حال بهره‌برداری از جنگ آمریکا با ایران هستند


جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فرصتی مهم برای روسیه و چین ایجاد کرده است. این دو کشور درگیری کنونی را فرصتی برای تضعیف منافع آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن می‌دانند. هدف مشترک آن‌ها فرسایش قدرت آمریکا، کسب اطلاعات درباره سامانه‌های نظامی آن و تضعیف نظم بین‌المللی تحت رهبری واشنگتن است.

نورنیوز-گروه بین الملل: برای این منظور، مجموعه‌ای از ابزارهای دیپلماتیک و نظامی، آشکار و پنهان، در اختیار دارند و تا این لحظه نیز تا حدی موفق بوده‌اند.

تجواشنگتن باید به تعادلی واقع‌گرایانه برسد: مهار رفتارهای ایران، باز نگه‌داشتن مسیر دیپلماسی و جلوگیری از تبدیل بحران به جنگی فرسایشی. هدف‌گذاری برای فروپاشی کامل ایران نتیجه معکوس دارد و تنها رفتار ایران را تهاجمی‌تر و وابستگی‌اش به روسیه و چین را بیشتر می‌کند. آمریکا باید بازدارندگی را با دیپلماسی ترکیب کند، چارچوب‌هایی برای همزیستی تعریف کند، امکان همکاری در حوزه‌هایی مانند برنامه هسته‌ای یا توافق عدم تجاوز را بررسی نماید، روابط با متحدان اروپایی و شرکای منطقه‌ای را ترمیم کند و از لفاظی‌های تنش‌زا پرهیز داشته باشد.ربه بن‌بست روسیه در اوکراین الگویی برای آسیبی است که مسکو و پکن امیدوارند آمریکا متحمل شود. اکنون در ایران، آن‌ها امکان معکوس کردن این روند را می‌بینند. به باورشان، آمریکا درگیر جنگی طولانی در خاورمیانه تهدید کمتری برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

روسیه و چین با هدف گرفتار کردن واشنگتن در یک جنگ کم‌شدت و فرسایشی که منابع آن را تحلیل برده و جایگاه جهانی‌اش را تضعیف کند، در تلاش‌اند از شرایط بهره ببرند. آن‌ها ابزارهایی برای حمایت از ایران در این مسیر دارند. آمریکا تنها در صورتی می‌تواند از چنین روندی جلوگیری کند که از اهداف حداکثری فاصله بگیرد و رویکردی واقع‌گرایانه در پیش گیرد؛ رویکردی که هم مهار ایران را دنبال کند و هم مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد.

شواهدی وجود دارد که روسیه و چین اطلاعات شناسایی و سیگنالی در اختیار ایران قرار داده‌اند تا در هدف‌گیری و ارزیابی خسارات کمک کنند. در صورت صحت این مسئله، آن‌ها به کشوری با توان نظارتی محدود یاری رسانده‌اند تا به دارایی‌های نظامی کشوری قدرتمندتر آسیب بزند. هم‌زمان، مسکو و پکن با دقت عملیات نظامی آمریکا را زیر نظر دارند و از این جنگ برای شناخت بهتر ارتش آمریکا استفاده می‌کنند. ایستادگی ایران، باوجود هدف‌گیری‌های گسترده آمریکا و اسرائیل، برای این دو کشور انگیزه‌بخش است.

این جنگ برای روسیه مزایای متعددی داشته است: لغو بخشی از تحریم‌های نفتی، تقویت همکاری‌های نظامی با ایران به‌ویژه در حوزه پهپادها، و خدشه‌دار شدن تصویر قدرت مطلق نظامی آمریکا. از همه مهم‌تر، شکاف ایجاد شده میان آمریکا و اروپا برای مسکو یک دستاورد استراتژیک محسوب می‌شود. تردیدهای اروپایی‌ها درباره جنگ ایران و اختلافات فزاینده با واشنگتن می‌تواند اتحاد فراآتلانتیک را تضعیف کند و هرچه جنگ طولانی‌تر شود، این شکاف عمیق‌تر خواهد شد.

چین از نظر اقتصادی منافع مستقیم کمتری کسب کرده، اما سود سیاسی و دیپلماتیک قابل‌توجهی برده است. پکن تلاش می‌کند خود را به‌عنوان بازیگری مسئول و طرفدار مذاکره نشان دهد. در شرایطی که اقدامات آمریکا برای بسیاری از کشورها غیرقابل پیش‌بینی بوده، دیپلماسی سنجیده چین باعث جلب اعتماد بیشتر شده است. پکن خود را شریک باثبات‌تری نسبت به واشنگتن معرفی می‌کند.

شاید مهم‌ترین پیامد این جنگ، آسیب دیدن اعتبار نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا باشد. اگر واشنگتن بدون توجیه قانونی قانع‌کننده وارد جنگ شود، توانایی‌اش برای محکوم کردن اقدامات مشابه دیگر قدرت‌ها کاهش می‌یابد؛ مسئله‌ای که پایه مشروعیت اتحادهای آمریکا را سست می‌کند.

روسیه و چین به دنبال جنگی تمام‌عیار نیستند، اما مطلوب‌ترین سناریو برای آن‌ها یک درگیری طولانی و کم‌شدت است که منابع آمریکا را فرسوده کرده و محدودیت قدرت آن را آشکار سازد. چنین وضعیتی برای ایران نیز می‌تواند مطلوب باشد، زیرا امکان کسب امتیازات اقتصادی و افزایش حمایت از سوی روسیه و چین را فراهم می‌کند.

در چنین شرایطی، مناسب‌ترین رویکرد برای آمریکا نه جنگ حداکثری است و نه عقب‌نشینی ساده‌انگارانه.

 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: روسیه / خاورمیانه / تنگه_هرمز / ژئوپلیتیک / سیاست_بین‌الملل / روسیه_چین