نشریه فارن افرز نوشت ریاض با تردید نسبت به تضمین امنیتی واشنگتن، در عین نگرانی از ایران و سیاستهای اسرائیل، تلاش دارد رویکرد محتاطانهتری در قبال تنشهای منطقهای اتخاذ کند.
نورنیوز-گروه بین الملل: این روزنامه نوشت: حملات ایران به تجهیزات استقرار یافته آمریکا در کشورهای خلیج فارس و سپس بسته شدن تنگه هرمز توسط تهران و متعاقبا مسدود شدن تنگه هرمز توسط واشنگتن به یک الگوی امنیتی که برای دههها حاکم بود و رشد شگفتانگیز اقتصادهای خلیج فارس را تسهیل میکرد، پایان داد. اگرچه عربستان سعودی به نیروهای آمریکایی اجازه استفاده از پایگاههایش را داده، اما از پاسخ مستقیم به حملات ایران خودداری کرده است. این کشور هشدارهای دیپلماتیک مختصری صادر کرد، اما برخلاف امارات متحده عربی، خواستار ادامه جنگ یا وعده پیوستن به تجاوز آمریکایی- اسرائیل نشد و به طور ضمنی از تلاشهای پاکستان برای میانجیگری در جهت کاهش تنش حمایت کرده است.
براساس این گزارش، موضع ریاض تا حدودی امتداد یک استراتژی دفاعی دیرینه است. ریاض از ایران قدرتمند هراس دارد اما از جاهطلبیهای اسرائیل در خاورمیانه نیز بیمناک است و نمیخواهد اسرائیل به یک نیروی سلطه منطقهای تبدیل شود. ریاض مشتاق است آتشبس خود با انصارالله یمن را که حاصل عادیسازی روابطش با ایران است، حفظ کند. هرگونه مداخله انصارالله یمن در جنگ آمریکا علیه ایران میتواند صادرات نفت عربستان سعودی از طریق دریای سرخ را به خطر بیندازد. ریاض بخوبی میداند که نمیتواند به ایالات متحده برای تضمین امنیت خاورمیانه اعتماد کند.
اولویت عربستان سعودی اجتناب از درگیر شدن در جنگی است که زیرساختهای حیاتی، اقتصاد و توسعه آینده آن را در معرض خطر قرار میدهد.
ریاض معتقد است که اسرائیل این جنگ را راهی برای وابسته کردن کشورهای عربی خلیج فارس به خود، درگیر کردن ایران و عربستان سعودی در یک درگیری طولانیتر، تثبیت سلطه اسرائیل و تنزل جایگاه کشورهای خلیج فارس به تولیدکنندگان صرف نفت با اهمیت استراتژیک کم میداندو اینکه اتحاد با ایالات متحده نمیتواند کشورهای خلیج فارس را امن کند.
ایران معتقد است که پس از پایان جنگ، کشورهای خلیج فارس متوجه خواهند شد که رونق اقتصادی آنها مستلزم تعامل با تهران است و دریافته است که اعمال کنترل بر تنگه هرمز میتواند یک ابزار استراتژیک قدرتمند برای جلوگیری از تجاوزات آینده باشد.
ریاض به دنبال تقویت موقعیت خود با ایجاد اتحادهای جدید است. اندکی پس از شروع جنگ، مصر، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه جلسه اضطراری وزرای امور خارجه کشورهای مسلمان را تشکیل دادند و پاکستان را به عنوان میانجی مطرح کردند. این پویایی نه تنها به عربستان سعودی در پایان دادن به جنگ کمک میکند، بلکه تضمین میکند که ریاض از هیچ توافقی که تهران و واشنگتن ممکن است منعقد کنند، مستثنی نیست .
مشخص است که ریاض به دنبال شرکای امنیتی فراتر از واشنگتن است و امیدوار است که همراه با مصر، پاکستان و ترکیه بتوانند تاثیری موثرتر از اسرائیل و آمریکا داشته باشند. همچنین ریاض به دنبال ظرفیتهای پهپادی دفاعی از دیگر قدرتهایی است که از غیرقابل پیشبینی بودن واشنگتن ناراضی هستند همانند کانادا و کشورهای اروپایی. اوکراین یکی از این کشورهاست؛ در اواخر ماه مارس، اوکراین قراردادی را با عربستان سعودی امضا کرد تا به این کشور حوزه خلیج فارس در ادغام فناوری پهپاد در سیستمهای دفاع هوایی کمک کند و اگر این چهار کشور همکاری خود را در زمینه بازدارندگی دفاعی تقویت کنند، عربستان سعودی در موقعیت بهتری برای سازگاری با بحران طولانی مدت و ایفای نقش به عنوان میانجی در سایر عرصهها مانند لبنان یا غزه قرار خواهد گرفت.
عربستان همچنین باید چارچوب خود را برای امنیت خلیج فارس ترسیم و سایر کشورهای خلیج فارس و کشورهای چهارگانه را در حمایت از توافق با ایران در مورد امنیت دریایی در خلیج فارس متحد کند. البته اسرائیل ممکن است اقدامات عربستان سعودی برای تقویت مشارکت خود با مصر، پاکستان و ترکیه و تعامل با ایران پس از جنگ را خطرناک بداند. جغرافیا انتخابها را محدود میکند. اگر ایران و کشورهای خلیج فارس به جای همزیستی، چرخهای مداوم از درگیری را در پیش بگیرند، این وضعیت آنها را به نابودی میکشاند.