در میدان جنگ روایتها، عملکرد برخی سفارتخانههای ایران قابل توجه بوده است.حضور فعال در رسانههای محلی،گفتوگو باشبکههای تلویزیونی و رادیویی،برقراری ارتباط باچهرههای مرجع و اثرگذار کشورهای مقصد،وطراحی ابتکارات فرهنگی وهنری متناسب بافضای اجتماعی کشور میزبان، نشان دادکه دیپلماسی عمومی میتوانداز یک مفهوم کلی و کمتر عملیاتی،به یک کنش زنده ومؤثرتبدیل شود.
نورنیوز- گروه سیاسی: اتفاقات هفتههای اخیر و تجربه جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر توجه به یک واقعیت مهم را آشکار کرد: دیپلماسی در جهان امروز، دیگر فقط به مذاکرات پشت درهای بسته و بیانیههای رسمی محدود نیست. در جهان سیاست و دیپلماسی، چیزی که بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده شده، موضوع «روایت» است؛ روایتی که محل شکلگیری و ظهورش نه در اتاقهای مذاکره، بلکه در رسانهها، شبکههای اجتماعی و در سطح افکار عمومی است.
خلاقیت سفارتخانه ها در دیپلماسی عمومی
در این میان، عملکرد برخی سفارتخانههای ایران در کشورهای مختلف قابل توجه و حتی در مواردی تحسینبرانگیز بوده است. حضور فعال در رسانههای محلی، گفتوگو با شبکههای تلویزیونی و رادیویی، برقراری ارتباط با چهرههای مرجع و اثرگذار کشورهای مقصد، و طراحی ابتکارات فرهنگی و هنری متناسب با فضای اجتماعی کشور میزبان، نشان داد که دیپلماسی عمومی میتواند از یک مفهوم کلی و کمتر عملیاتی، به یک کنش زنده و مؤثر تبدیل شود. همین دیروز بود که مثلاً سفارت ایران در ارمنستان، با بازنشر تصویر مریل استریپ، اسطوره بازیگری هالیوود که تیشرتی با مضمونی در محکومیت جنگ آمریکا علیه ایران به تن کرده بود، اتفاقی پربازدید و پربازتاب را رقم زد. کارهایی از این جنس توسط برخی دیگر از نمایندگیهای سیاسی ایران در کشورهای خارجی هم انجام شده که در نوع خود بسیار مؤثر و چشمگیر بودند. این اقدامات البته بخشی از وظایف ذاتی دستگاه دیپلماسی است؛ اما واقعیت آن است که در سالهای گذشته، این ظرفیت کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. سفارتخانهها عمدتاً در چارچوبهای سنتی عمل میکردند و ارتباط آنها با افکار عمومی کشورهای میزبان، محدود و گاه حتی منفعلانه بود. تجربه اخیر نشان داد که با اندکی تحرک، ذوقورزی، خلاقیت و جسارت، میتوان این وضعیت را تغییر داد و بهجای واکنش، به «کنشگری فعال» در میدان روایتها رسید و در میدان نبرد افکار عمومی اثرگذار بود. در جهان امروز، افکار عمومی دیگر یک متغیر حاشیهای در سیاست خارجی نیست؛ بلکه به یکی از عوامل تعیینکننده در شکلگیری تصمیمات دولتها تبدیل شده است. رسانهها، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، این امکان را فراهم کردهاند که روایتها با سرعتی بیسابقه منتشر شوند و بر ادراک عمومی تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی، کشوری که نتواند روایت خود را بهدرستی و بهسرعت منتقل کند، عملاً بخش مهمی از میدان را واگذار کرده است. نمونههای جهانی نیز این واقعیت را تأیید میکنند. بسیاری از سیاستمداران و دولتها، بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف ارتباط مستقیم با افکار عمومی میکنند. استفاده هوشمندانه از رسانهها، حضور مستمر در شبکههای اجتماعی و تلاش برای شکلدهی به تصویر عمومی، به بخش جداییناپذیر از سیاست خارجی تبدیل شده است. این روند نشان میدهد که دیپلماسی عمومی دیگر یک فعالیت جانبی نیست، بلکه در متن سیاستورزی قرار دارد. حتی نوع و نحوه حضور و فعالیت سیاستمدار مکاری مثل دونالد ترامپ در فضای مجازی، گویای این است که او از بسترهایی چون تروث سوشال برای پیشبرد جنگ روایتها استفاده میکند و از قضا وقت فراخی را برای آن اختصاص میدهد. علاوه بر این، مدام با رسانههای گوناگون در حال گفت و گو و مصاحبه است. رفتار او هرچند در مسیر القای افکاری شیطانی و ظالمانه است اما به خودی خود نشان می دهد که به ظرفیت دیپلماسی عمومی در نبرد روایتها به خوبی وقوف پیدا کرده است.
بازنگری در نظام آموزش دیپلماتیک
برای ایران، این موضوع اهمیتی دوچندان دارد. در شرایطی که روایتهای متعددی درباره کشور در سطح جهانی در جریان است و گاه تصویرهایی یکسویه و ناقص بازنمایی میشود، فعالسازی ظرفیتهای دیپلماسی عمومی، آن هم در درون کشورهای مقصد، میتواند به توازنبخشی در این فضا کمک کند. این به معنای ورود به یک رقابت حرفهای در عرصه روایتهاست؛ رقابتی که نیازمند ابزار، مهارت و راهبرد است.
با این حال، تجربههای موفق اخیر اگرچه امیدوارکنندهاند، اما کافی نیستند. آنچه امروز نیاز است، تبدیل این اقدامات موردی به یک «رویکرد نهادی» است. دیپلماسی عمومی باید بهعنوان یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی تعریف شود و در ساختار، آموزش و ارزیابی عملکرد دیپلماتها جایگاه مشخص پیدا کند. در این میان، نقش نهادهای آموزشی بهویژه دانشکده وزارت امور خارجه اهمیت ویژهای دارد. آموزش دیپلمات در دنیای امروز، دیگر نمیتواند صرفاً بر مباحث حقوقی و سیاسی متمرکز باشد. مهارتهای ارتباطی، شناخت رسانه، مدیریت افکار عمومی، تولید محتوا و حتی درک الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، به بخشی ضروری از آموزش دیپلماتیک تبدیل شدهاند. دیپلمات امروز، در کنار مذاکرهکننده بودن، باید «راوی» نیز باشد. همچنین، ساختارهای اجرایی وزارت امور خارجه نیازمند بازنگریاند. ایجاد واحدهای تخصصی دیپلماسی عمومی در سفارتخانهها، استفاده از نیروهای جوان و آشنا با فضای دیجیتال، و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان فرهنگی و رسانهای خارج از ساختار رسمی، میتواند به ارتقای عملکرد در این حوزه کمک کند. نکته مهم دیگر، ضرورت تطبیق پیام با بستر فرهنگی هر کشور است. دیپلماسی عمومی، نسخه واحد ندارد. آنچه در یک کشور اثرگذار است، ممکن است در کشور دیگر کارایی نداشته باشد. بنابراین، شناخت دقیق جامعه میزبان و طراحی پیام متناسب با آن، شرط موفقیت در این میدان است؛ موضوعی که در برخی از اقدامات اخیر بهخوبی دیده شد و باید تقویت شود. باید پذیرفت که جهان امروز، جهان «رقابت روایتها»ست. در چنین جهانی، قدرت تنها در ابزارهای سخت یا حتی توافقات رسمی خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی اقناع، تصویرسازی و روایتگری نیز معنا پیدا میکند. سفارتخانههایی که این واقعیت را درک کردهاند و بهسمت کنشگری فعال در عرصه افکار عمومی حرکت کردهاند، در واقع گامی در جهت انطباق با الزامات جدید دیپلماسی برداشتهاند. این مسیر، نیازمند استمرار، حمایت و نهادینهسازی است. تجربه فعالیت برخی سفارتخانه های ایران طی جنگ ۴۰ روزه نشان داد که میتوان در این میدان فعالتر بود؛ اکنون زمان آن است که این تجربه به یک قاعده تبدیل شود، نه یک استثنا.