نورنیوز https://nournews.ir/n/311451
کد خبر: 311451
31 فروردین 1405
افت تولید و تورم؛ بررسی پژوهشی پیامدهای ناخواسته ویرانی

جنگ و هزینه‌هایی که فراتر از مرزها می‌روند


پژوهشی جدید نشان می‌دهد که درگیری‌های نظامی، حتی برای کشورهایی که در آن دخالت مستقیم ندارند نیز پیامدهای اقتصادی ناگواری به همراه دارد.

نورنیوز-گروه اقتصادی: در دنیای امروز، صحنه سیاسی و اقتصادی جهانی دستخوش تغییرات عمیقی است. تنش‌های ژئوپلیتیکی رو به افزایش و رقابت میان ملت‌ها آشکارتر می‌شوند. این روند با ترکیبی ناپایدار از ناسیونالیسم و دگرگونی در موازنه قدرت دامن زده می‌شود؛ دو دلیل اصلی که طبق بررسی‌های انجام شده، ملت‌ها را به سمت جنگ سوق می‌دهد. جنگ‌ها علاوه بر مرگ و ویرانی، موجب اختلال در تجارت و فشارهای طاقت‌فرسا بر امور مالی عمومی می‌شوند. این پدیده بر اقتصاد کلان، به‌ویژه بر تولید ناخالص داخلی و تورم، تاثیر می‌گذارد. کشورهایی که در خاک خود شاهد جنگ هستند، اغلب با فجایع اقتصادی روبرو می‌شوند. با این حال، جنگ‌ها و افزایش متعاقب آن در هزینه‌های نظامی، می‌تواند باعث رونق اقتصادی و خروج اقتصادها از رکود نیز بشود. اما پرسش اساسی اینجاست که چه کسانی بهای اقتصادی جنگ را می‌پردازند؟

بهای اقتصادی جنگ، تنها محدود به کشوری که در آن وقوع یافته، نیست و به سایر کشورها نیز سرریز می‌شود و از این رو، بُعد بین‌المللی قابل توجهی دارد. جغرافیا نقشی کلیدی در تعیین این هزینه‌ها ایفا می‌کند. کشورهایی که به محل وقوع جنگ نزدیک هستند، زیان‌های ناشی از این پدیده را به طور قابل ملاحظه‌ای متحمل می‌شوند. اثرات جنگ با افزایش فاصله از محل درگیری کاهش و با میزان ادغام تجاری افزایش می‌یابد. اگرچه سرریزهای جنگ برای کشورهایی که در جنگ مشارکت دارند (طرفین درگیر) اندکی قوی‌تر از کشورهای ثالث است، اما الگوی کلی در هر دو حالت مشابه است.

در حالی که جنگ در قلمرو یک کشور رویدادی نادر است، اما اقتصادها اغلب در معرض پیامدهای منفی جنگ در همسایگی خود قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، در یک بررسی بلندمدت که از سال ۱۸۷۰ آغاز شده، فراوانی وقوع جنگ در یک سال مشخص برای یک کشور بسیار پایین و حدود ۱.۴ درصد است. در مقابل، فراوانی قرار گرفتن یک کشور در مجاورت محل جنگ بسیار بالاتر و حدود ۸.۲ درصد است که تقریباً دو برابر فراوانی بحران‌های مالی است. قرار گرفتن در معرض جنگ تقریباً با بسامد چرخه‌های تجاری رخ می‌دهد، اما همچنان به عنوان یک منبع شوک کمتر مورد مطالعه در اقتصاد بین‌الملل باقی مانده است.

در تحقیقی جدید که توسط پژوهشگرانی از مؤسسه کیل برای اقتصاد جهانی (Kiel Institute for the World Economy) با همکاری دانشگاه توبینگن (University of Tübingen) و موسسه دانشگاهی اروپا (EUI) انجام شده است، تاثیرات چرخه‌های تجاری ناشی از جنگ مورد بررسی قرار گرفته است. این گروه از محققان، با در نظر گرفتن یک دوره ۱۵۰ ساله و داده‌های مربوط به بیش از ۶۰ کشور، به تحلیل پیامدهای اقتصادی درگیری‌های نظامی پرداخته‌اند.

روش کار مجریان این تحقیق شامل تجزیه و تحلیل داده‌های کلان اقتصادی در طولانی‌مدت بوده تا بتوانند تاثیرات جنگ را بر کشور درگیر و همچنین سرریزهای آن را بر کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهای همسایه، ارزیابی کنند. این تحقیق با تفکیک میان کشورهای درگیر در جنگ و کشورهای ثالث، سعی در روشن‌سازی چگونگی توزیع هزینه‌های اقتصادی جنگ در سطح بین‌المللی داشته است.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که وقوع جنگ در خاک یک کشور، به طور معمول منجر به کاهش ۳۰ درصدی تولید ناخالص داخلی و افزایش ۱۵ درصدی تورم می‌شود. همچنین، این پژوهش یافته‌های قابل توجهی را در مورد اثرات منفی بر کشورهای همسایه جغرافیایی، صرف نظر از مشارکت آن‌ها در جنگ، آشکار می‌سازد.

تولید ناخالص داخلی در کشورهای همسایه طی پنج سال پس از آغاز جنگ، بیش از ۱۰ درصد کاهش یافته و تورم به طور متوسط ۵ درصد افزایش می‌یابد. این پیامدهای منفی با افزایش فاصله جغرافیایی از محل جنگ کاهش یافته و با درجه ادغام تجاری با کشور درگیر، افزایش می‌یابد. جالب اینجاست که برای کشورهایی که فاصله بسیار زیادی با محل جنگ دارند، سرریزهای مثبت نیز مشاهده شده است، که نشان می‌دهد جنگ می‌تواند در اقتصاد بین‌المللی هم برنده‌ها و هم بازندگانی ایجاد کند.

این یافته‌ها در یک مدل کسب‌وکار بین‌المللی که برای تطابق با ویژگی‌های کلیدی داده‌ها کالیبره شده است، توجیه می‌شود. با تخریب سرمایه در منطقه جنگ‌زده و افت بهره‌وری، تجارت با اقتصادهای نزدیک کاهش می‌یابد و این خود باعث انقباض در سمت عرضه در خارج از کشور جنگ‌زده می‌شود. به طور خلاصه، این مدل توضیح می‌دهد که چگونه نابودی ظرفیت تولیدی در کشور محل جنگ، منجر به کاهش صادرات به کشورهای همسایه شده و متعاقباً باعث کمبود نهاده‌های واسطه‌ای و کاهش ذخایر سرمایه‌ای در کشور همسایه می‌شود، حتی در غیاب تخریب فیزیکی سرمایه.

تحلیل انجام شده حاکی از آن است که هزینه‌های اقتصادی جنگ، تنها به کشورهایی که مستقیماً درگیر آن هستند، محدود نمی‌شود. این هزینه‌ها به طور قابل توجهی به کشورهای نزدیک به محل جنگ نیز سرریز می‌شود. آنچه در این میان کمتر اهمیت دارد، مشارکت کشورها به عنوان طرفین جنگ است. به این معنا، بهای جنگ عمدتاً توسط کشورهایی پرداخت می‌شود که در مجاورت آن قرار دارند. این کشورها با کاهش تولید و افزایش تورم، نسبت به آنچه بدون جنگ تجربه می‌کردند، مواجه می‌شوند.

نکته اصلی این مطالعه که نتایج آن در مجله معتبر «American Economic Review» وابسته به انجمن اقتصادی آمریکا به چاپ رسیده‌اند این است که تاثیرات منفی جنگ محدود به محل وقوع آن نیست. سرریزهای واضح و قابل توجهی از جنگ، به ویژه برای اقتصادهایی که به محل جنگ نزدیک‌تر هستند، وجود دارد. این سرریزها باعث کاهش تولید و فشار بر قیمت‌ها می‌شود. از این رو، آن‌ها یک شوک منفی عرضه را به همراه دارند و موجب اتخاذ سیاست‌های تثبیتی دشوار برای سیاست‌گذاران می‌شوند.

بدتر از آن، برخلاف شوک‌های عرضه‌ای معمول، انقباض عرضه‌ای که توسط جنگ ایجاد می‌شود، تمایل به پایدارتر بودن دارد. این امر، از جمله، بدان معناست که سیاست‌گذاران پولی عموماً قادر نخواهند بود که از شوک عرضه چشم‌پوشی کنند.


سرویس: اقتصادی
کلید واژگان: #جنگ / #زیرساخت / #هزینه_جنگ