نورنیوز https://nournews.ir/n/311377
کد خبر: 311377
30 فروردین 1405
نورنیوز از بازی خطرناک ترامپ در اطراف میز مذاکره گزارش می دهد؛

مذاکره زیر سایه تهدید؛ آیا آتش‌بس به جرقه درگیری تبدیل می‌شود؟


اعلام سه‌شنبه به‌عنوان زمان دور جدید مذاکرات از سوی دونالد ترامپ در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه در آستانه پایان آتش‌بس قرار دارد؛ جایی که تهدید، دیپلماسی و نقش‌آفرینی اسراییل همزمان معادله‌ای پیچیده و پرریسک را شکل داده‌اند.

نورنیوز-گروه سیاسی: اعلام روز سه‌شنبه به‌عنوان زمان دور بعدی مذاکرات به میزبانی پاکستان از سوی دونالد ترامپ، بیش از آن‌که نشانه ورود به یک مسیر دیپلماتیک معمول باشد، بیانگر ورود به مرحله‌ای حساس از «چانه‌زنی در آستانه بحران» است؛ جایی که هر دو طرف، پیش از نشستن پشت میز، در حال بازتعریف موقعیت خود در میدان، افکار عمومی و معادلات منطقه‌ای هستند.

در سطح ظاهری، واشنگتن با ادبیاتی تند و تهدیدآمیز، تلاش دارد فضای مذاکرات را در چارچوب «فشار حداکثری» تعریف کند؛ از طرح ادعاهای امنیتی گرفته تا تهدید به اقدام علیه زیرساخت‌ها. با این حال، تداوم کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم و طرح سناریوهایی مانند تمدید آتش‌بس در روز چهارشنبه از سوی رسانه های آمریکایی، نشان می‌دهد که این تهدیدها بیش از آن‌که مقدمه جنگ باشند، ابزاری برای تغییر محاسبات طرف مقابل هستند. این دوگانگی، بازتاب یک واقعیت کلیدی در رفتار آمریکا است: تمایل به تحمیل توافق، بدون پذیرش هزینه‌های یک جنگ گسترده و غیرقابل پیش‌بینی.

در سوی مقابل، ایران نیز با رویکردی ترکیبی، همزمان بر اصول خود ایستاده و مسیر دیپلماسی را مسدود نکرده است. تأکید بر عدم مذاکره در شرایط فشار، در کنار تداوم تبادل پیام از مسیرهای واسطه، نشان‌دهنده تلاش برای جلوگیری از تبدیل مذاکرات به یک فرآیند تحمیلی است. این رفتار در چارچوب یک راهبرد کلان قابل فهم است: مدیریت تنش با حفظ خطوط قرمز و ارتقای قدرت چانه‌زنی.

در این میان، افکار عمومی در ایران که به‌عنوان عامل تعیین کننده و به‌مثابه پشتوانه‌ای فعال برای تیم مذاکره‌کننده عمل می‌کند به متغیری مهم در معادلات جاری در عرصه سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. فضای اجتماعی شکل‌گرفته، بیانگر نوعی همگرایی ملی حول دفاع از حقوق قانونی و آمادگی برای پذیرش هزینه‌های آن است. این حمایت، در عمل پیام روشنی به طرف مقابل مخابره می‌کند: جامعه ایرانی از توافقی که فاقد توازن و تأمین‌کننده حقوق کشور باشد، حمایت نخواهد کرد. در نتیجه، این متغیر به‌جای محدود کردن، قدرت چانه‌زنی ایران را تقویت می‌کند.

در نقطه مقابل، در آمریکا، متغیر افکار عمومی مسیر متفاوتی را طی می‌کند. افزایش هزینه‌های اقتصادی، به‌ویژه در حوزه انرژی، به تدریج فضای داخلی را نسبت به ورود به یک درگیری جدید حساس‌تر کرده است. برای دولتی که باید پیامدهای اقتصادی تصمیمات خود را مدیریت کند، هرگونه تنش که به بی‌ثباتی بازارها منجر شود، می‌تواند به یک چالش سیاسی تبدیل شود. از این منظر، تهدید نظامی بیش از آن‌که گزینه‌ای برای اجرا باشد، به ابزاری برای امتیازگیری تبدیل می‌شود.

اما متغیر تعیین‌کننده‌ای که معادله را پیچیده‌تر می‌کند، نقش اسراییل است. برخلاف آمریکا که در حال موازنه میان هزینه و فایده جنگ است، اسرائیل در موقعیتی قرار دارد که تداوم تنش و حتی گسترش درگیری می‌تواند در راستای اهداف امنیتی و راهبردی آن تعریف شود. این بازیگر، از یک‌سو با برجسته‌سازی تهدید ایران، تلاش می‌کند سطح درگیری را بالا نگه دارد و از سوی دیگر، از طریق اثرگذاری بر محاسبات واشنگتن، به دنبال کشاندن آمریکا به موضعی سخت‌تر است.

در واقع، می‌توان گفت که یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری ادبیات تهاجمی اخیر در واشنگتن، تأثیرگذاری همین متغیر است؛ متغیری که تمایل دارد مسیر «فشار کنترل‌شده» را به سمت «تقابل فعال» سوق دهد. با این حال، محدودیت‌های داخلی آمریکا و ملاحظات اقتصادی، مانعی جدی در برابر تحقق کامل این سناریو ایجاد کرده است.

برآیند این متغیرها، شکل‌گیری یک «تعادل ناپایدار چندلایه» است:

ایران با اتکا به پشتوانه اجتماعی و راهبرد مقاومت، بر حفظ حقوق خود تأکید دارد؛ آمریکا با در نظر گرفتن هزینه‌های داخلی، از ورود به جنگ پرهیز می‌کند؛ و اسرائیل تلاش دارد این تعادل را به نفع تشدید تنش بر هم بزند.

پایان آتش‌بس در روز چهارشنبه، در این چارچوب به‌عنوان یک نقطه آزمون عمل می‌کند. سناریوی محتمل، حرکت به سمت مدیریت کنترل‌شده تنش یا تمدید غیررسمی وضعیت موجود است، اما همزمان خطر «لغزش به درگیری ناخواسته» نیز افزایش یافته است؛ وضعیتی که می‌تواند نه از یک تصمیم راهبردی، بلکه از خطای محاسباتی یا حادثه میدانی ناشی شود.

در مجموع، اعلام سه‌شنبه به‌عنوان زمان مذاکرات را باید بخشی از یک «بازی اراده‌ها» دانست؛ بازی‌ای که در آن هر طرف تلاش می‌کند پیش از ورود به گفت‌وگو، موازنه را به نفع خود تغییر دهد. در این میان، آنچه موقعیت ایران را متمایز می‌کند، ترکیب همزمان پشتوانه اجتماعی، تعریف روشن از خطوط قرمز و مدیریت هوشمندانه تنش است؛ مؤلفه‌هایی که می‌توانند مسیر مذاکرات را از یک فرآیند تحمیلی، به یک تعامل مبتنی بر توازن واقعی قدرت تغییر دهند، حتی در شرایطی که بازیگران ثالث در پی برهم‌زدن این توازن باشند.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / مذاکرات / آتش‌بس / مذاکرات ایران آمریکا / فشار حداکثری / اسلام آباد / افکار عمومی / ونس / نقش اسرائیل / تعادل ناپایدار / اراده ملی ایران