تحولات سیاسی در مجارستان فراتر از یک جابهجایی قدرت داخلی، نشانهای از تغییرات عمیق در معادلات جهانی است. شکست ویکتور اوربان، متحد نزدیک ترامپ و نتانیاهو، بازتابی از تأثیر جنگها، افکار عمومی و ناکارآمدی اتکا به حمایتهای خارجی در حفظ قدرت سیاسی است.
نورنیوز-گروه بینالملل: انتخابات پارلمانی مجارستان با پیشتازی حزب تیسا به رهبری پیتر ماگیار، معادلات سیاسی این کشور را دگرگون کرد. با شمارش حدود ۷۲ درصد آرا، ویکتور اوربان پس از ۱۶ سال حضور در قدرت، شکست را پذیرفت و پیروزی رقیب خود را تبریک گفت. این تحول، در ظاهر یک تغییر سیاسی داخلی است، اما در واقع بازتابی از تحولات عمیقتر در سطح منطقهای و جهانی محسوب میشود.
اهمیت این انتخابات زمانی دوچندان میشود که روابط نزدیک اوربان با بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ مورد توجه قرار گیرد. او یکی از نخستین رهبران اروپایی بود که در سال ۲۰۱۶ از نامزدی ترامپ حمایت کرد و در ادامه نیز روابط نزدیکی با جریانهای راستگرای آمریکایی حفظ کرد. حتی در جریان این انتخابات، حمایتهای آشکار از سوی ترامپ و حضور چهرههایی مانند جی.دی. ونس در فضای سیاسی مجارستان، نشاندهنده سطح بالای این پیوندها بود.
جنگها و تأثیر آن بر افکار عمومی
تحولات جهانی همزمان با این انتخابات، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری رفتار رأیدهندگان داشته است. جنگافروزیهای اخیر و تنشهای گسترده در منطقه، بهویژه در ارتباط با ایران و همچنین کشتارها در لبنان، موجب افزایش حساسیت افکار عمومی نسبت به سیاستهای قدرتهای بزرگ شده است.
افکار عمومی در کشورهای مختلف، بهویژه در اروپا، نسبت به پیامدهای این درگیریها آگاهتر شده و واکنشهای خود را در عرصه سیاسی نشان میدهد. این واکنشها تنها در قالب اعتراضات خیابانی باقی نمانده، بلکه به سطح انتخابات و تصمیمگیریهای رسمی نیز منتقل شده است.
در چنین شرایطی، ارتباط نزدیک برخی دولتها با جریانهایی که در این تحولات نقش دارند، میتواند به عامل منفی در نگاه رأیدهندگان تبدیل شود. شکست اوربان را میتوان در این چارچوب نیز ارزیابی کرد؛ جایی که افکار عمومی نسبت به همسویی با سیاستهای بحرانآفرین، واکنش نشان داده است.
ناکارآمدی اتکا به آمریکا در سیاست و امنیت
یکی از برجستهترین پیامهای این تحول، ناکارآمدی اتکا به آمریکا در حوزههای مختلف است. وعدههای اقتصادی و امنیتی که از سوی ترامپ مطرح شد، از جمله استفاده از «تمام توان اقتصادی آمریکا» برای تقویت اقتصاد مجارستان، نتوانست تأثیر تعیینکنندهای بر نتیجه انتخابات داشته باشد.
این موضوع نشان میدهد که حمایتهای خارجی، حتی در بالاترین سطوح، نمیتواند جایگزین مشروعیت داخلی شود. اوربان با این تصور که همسویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند موقعیت او را تثبیت کند، سیاستهایی را در پیش گرفت که حتی در موضوعاتی مانند جنگ اوکراین نیز تحت تأثیر این روابط بود. اما نتیجه انتخابات نشان داد که این رویکرد نهتنها موفق نبوده، بلکه به کاهش حمایت مردمی انجامیده است.
در سطحی گستردهتر، این تجربه میتواند برای سایر کشورهایی که به دنبال تأمین امنیت و بقای سیاسی خود از طریق وابستگی به آمریکا هستند، پیامدهای مهمی داشته باشد.
بازتابهای فرامنطقهای و آینده سیاسی غرب
تحولات مجارستان تنها به این کشور محدود نمیشود و میتواند بر روندهای سیاسی در اروپا و حتی آمریکا تأثیرگذار باشد. واکنش چهرههای سیاسی آمریکایی، از جمله حکیم جفریز که این شکست را نشانهای برای آینده جریانهای نزدیک به ترامپ دانست، بیانگر اهمیت این رخداد در معادلات داخلی آمریکا نیز هست.
از سوی دیگر، نظرسنجیها نشان میدهد که ترامپ با محبوبیت منفی ۴۵ درصدی مواجه است؛ موضوعی که میتواند چشمانداز انتخابات آینده آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. این در حالی است که در برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، افزایش محبوبیت رهبران به دلیل فاصله گرفتن از سیاستهای آمریکا گزارش شده است.
در مجموع، انتخابات مجارستان را میتوان بخشی از یک روند بزرگتر دانست؛ روندی که در آن افکار عمومی، ناکارآمدی سیاستهای وابسته و پیامدهای جنگها، بهتدریج ساختار قدرت در غرب را تحت تأثیر قرار میدهد. این روند میتواند به شکلگیری نظمی جدید منجر شود که در آن کشورها بیش از گذشته بر توان داخلی و استقلال سیاسی تکیه خواهند کرد.