پدرو سانچز در سفر تازه خود به پکن علاوه بر محورهای اقتصادی، پیامهایی درباره تغییر رویکرد اروپا در سیاست خارجی منتقل میکند؛ سفری که گسترش همکاریهای راهبردی با چین و فاصلهگیری از رویکردهای سنتی غرب را برجسته کرده است.
نورنیوز-گروه بین الملل: پدرو سانچز روز گذشته وارد پکن شد؛ سفری که علاوه بر محورهای اقتصادی، حامل پیامهای سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز هست.
بهگفته سی جی تی ان چین، تکرار این سفرها تنها یک روال دیپلماتیک نیست، بلکه بازتابی از «بازتعریف آرام» جایگاه قدرت در نظام بینالملل و تلاش مادرید برای تطبیق با این تغییرات است.
بر اساس این ارزیابی، از کاراکاس تا تهران، اسپانیا و چین بهتدریج در برخی موضوعات کلیدی بینالمللی، بهویژه در زمینه تاکید بر قوانین و مقررات بینالمللی، به زبان مشترکی دست یافتهاند؛ روندی که نشان میدهد روابط دو کشور از سطح اقتصادی فراتر رفته و ابعاد سیاسی و هنجاری نیز پیدا کرده است.
نگاهی به روند سفرهای سانچز به چین نیز همین مسیر را تایید میکند.
نخستین سفر او پس از همهگیری کرونا در مارس ۲۰۲۳، با تمرکز بر احیای روابط تجاری انجام شد و سپس در سفر دوم در سپتامبر ۲۰۲۴، همکاریها به حوزههایی مانند خودروهای برقی و صادرات کشاورزی گسترش یافت. همچنین تا آوریل ۲۰۲۵ نیز دو کشور بیستمین سالگرد مشارکت راهبردی خود را جشن گرفتند؛ نقطهای که همکاریها را از سطح نمادین به مرحله اجرای پروژههای مشترک سوق داد.
اکنون در سفر جدید، انتظار میرود تمرکز بر تسریع سرمایهگذاری چین در بخشهایی مانند باتری و هیدروژن سبز در چارچوب برنامه «بهبود و تابآوری» اسپانیا باشد؛ پروژههایی که نشاندهنده تعمیق تدریجی ادغام اقتصادی دو کشور است.
در همین زمینه، «بنجامین نورتون» تحلیلگر اقتصاد ژئوپلیتیک معتقد است، اروپا از طریق کشورهایی مانند اسپانیا در حال ارسال این پیام است که لزوماً مجبور به انتخاب میان آمریکا و چین نیست و میتواند با حفظ روابط فراآتلانتیک، از ظرفیتهای سرمایهگذاری چین—بهویژه در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی—نیز بهره ببرد.
اما اهمیت این روابط تنها به اقتصاد محدود نمیشود. دو تحول مهم اخیر، جایگاه اسپانیا را در مقایسه با بسیاری از متحدان ناتو متمایز کرده است. در ژانویه ۲۰۲۶، زمانی که ایالات متحده علیه دولت ونزوئلا اقدام نظامی انجام داد، مادرید از جمله معدود پایتختهای غربی بود که این اقدام را نقض قوانین بینالمللی دانست.
همچنین اسپانیا از ارائه دسترسی به حریم هوایی و پایگاههای خود برای عملیات مرتبط با ایران خودداری کرد؛ موضعی که سانچز آن را با استناد به فقدان مبنای حقوقی این اقدامات توجیه کرد. این رویکرد، همراستا با مواضع China در نهادهای بینالمللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل ارزیابی میشود.
تحلیلگران این همسویی را نشانهای از تلاش اروپا—دستکم در برخی پایتختها—برای دستیابی به «استقلال راهبردی» در سیاست خارجی میدانند؛ مفهومی که بهویژه در سایه تحولات اخیر جهانی و فشارهای آمریکا، اهمیت بیشتری یافته است.
در همین راستا، برخی ناظران تأکید دارند که سیاست اسپانیا بیش از آنکه صرفا مبتنی بر مصلحت باشد، بر اصولی مانند احترام به منشور سازمان ملل متحد و مخالفت با اقدامات یکجانبه استوار است؛ اصولی که در ادبیات رسمی پکن نیز برجسته است.
این همگرایی سیاسی، در نهایت در حوزه اقتصاد نیز بازتاب یافته است. چین اکنون بزرگترین شریک تجاری اسپانیا خارج از اتحادیه اروپا است و تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ از ۵۵ میلیارد دلار فراتر رفته است. با این حال، اهمیت اصلی در تغییر ماهیت این همکاری نهفته است: حرکت از تجارت سنتی به سمت تولید مشترک در حوزه خودروهای برقی، تحقیقات در زمینه ذخیرهسازی انرژی و سرمایهگذاری در زیرساختها.
تداوم سفرهای سانچز به پکن را میتوان نشانهای از یک راهبرد بلندمدت دانست؛ راهبردی که هدف آن نهتنها بهرهگیری از فرصتهای اقتصادی چین، بلکه تعریف جایگاهی مستقلتر برای اسپانیا و حتی اروپا در نظم در حال تغییر جهانی است.