اعلام آتشبس میان ایران و آمریکا بهجای کاهش ارزش طلا، باعث رشد دوباره قیمت جهانی آن شد؛ نشانهای از تغییر منطق بازار و ورود طلا به مرحله تازهای از نقش مالی در جهان.
نورنیوز-گروه اقتصادی: تحولات اخیر خاورمیانه در نگاه نخست باید به زیان طلا تمام میشد. منطق کلاسیک بازارها میگوید با کاهش ریسک ژئوپلیتیکی و حرکت به سمت ثبات، تقاضا برای داراییهای امن فروکش میکند. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران معمولاً از طلا فاصله میگیرند و به داراییهای پرریسکتر بازمیگردند. بر همین اساس، انتظار میرفت اعلام آتشبس میان تهران و واشنگتن، مانعی جدی در مسیر صعود شمش طلا ایجاد کند.
اما واکنش بازار خلاف این سناریو بود. در ساعات و روزهای پس از انتشار خبر آتشبس، طلا و سهام شرکتهای بزرگ تولیدکننده این فلز نهتنها افت نکردند، بلکه مسیر صعودی خود را تقویت کردند. این رفتار غیرمنتظره، نشانهای روشن از تغییر ماهیت محرکهای بازار طلاست.
آنچه امروز از قیمتها حمایت میکند، دیگر اضطرابهای زودگذر ناشی از جنگ و بحران نیست، بلکه نیروهای عمیق و ماندگار اقتصاد کلان هستند که بنیان قیمتگذاری طلا را بازتعریف میکنند.
طلا و عبور از منطق «پناهگاه امن»
قدرت کنونی طلا بیش از آنکه واکنشی کوتاهمدت به تیترهای سیاسی باشد، بازتاب یک تغییر ساختاری در نظام مالی جهانی است. پایه حمایتی این فلز، از شنهای ناپایدار ترس فاصله گرفته و بر بستر تحولات بلندمدتی قرار گرفته که بهسادگی با یک آتشبس یا توافق دیپلماتیک از میان نمیروند.
در قلب این تحول، دو نیروی قدرتمند و بههمپیوسته قرار دارد که همچون باد موافق، طلا را به سطوح بالاتر سوق میدهند. نیروی نخست، روند فزاینده دلارزدایی است؛ راهبردی که با محوریت بانکهای مرکزی و بهویژه در اقتصادهای نوظهور و کشورهای عضو بریکس پلاس دنبال میشود. این کشورها بهطور سیستماتیک در حال کاهش وابستگی خود به دلار آمریکا بهعنوان دارایی ذخیره اصلی هستند و طلا را جایگزینی قابلاتکاتر میدانند.
دادهها این روند را تأیید میکنند. تنها در مارس ۲۰۲۶، بانک مرکزی چین پنج تن طلا به ذخایر رسمی خود افزود و مسیر مستمر انباشت را ادامه داد. چنین خریدهایی، تقاضایی نهادی و پایدار ایجاد میکند که وابسته به نوسانات روزانه بازار یا اخبار کوتاهمدت نیست و به قیمتها عمق و ثبات میبخشد.
فرسایش ارزهای فیات و کفسازی قیمتی طلا
نیروی دوم، کاهش تدریجی ارزش ارزهای فیات در سطح جهانی است. با وجود سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی، تورم همچنان در سطوحی بالاتر از اهداف رسمی باقی مانده و قدرت خرید دلار، یورو و سایر ارزهای دولتی را تضعیف کرده است. این وضعیت با رشد بدهیهای دولتی در اقتصادهای بزرگ تشدید میشود؛ بدهیهایی که در نهایت، فشار برای خلق پول بیشتر و افزایش نگرانیها درباره کاهش ارزش پول را به همراه دارند.
کاهش اخیر شاخص دلار آمریکا نیز بازتابی از همین روند است و بهعنوان یک سیگنال مستقیم، حمایت بیشتری از قیمت طلا فراهم کرده است. برآیند این عوامل، شکلگیری یک کف قیمتی قدرتمند برای طلاست؛ کفی که این فلز را در برابر شوکهای مقطعی مقاومتر کرده و زمینه را برای یک چرخه صعودی بلندمدت مهیا میسازد.
در چنین فضایی، آتشبسها اگرچه از شدت تنشهای ژئوپلیتیکی میکاهند، اما محرک اصلی بازار طلا نیستند. آنچه امروز قیمتها را بالا نگه میدارد، نه ترس، بلکه بازنشانی آرام و تدریجی نظم مالی جهان است؛ بازنشانیای که طلا را بار دیگر به یکی از ستونهای اصلی این نظم نوظهور تبدیل کرده است.
با توجه به آنچه گفته شد و بررسی رفتار معاملهگران طلا در روزهای آتشبس میان ایران و آمریکا، بهنظر میرسد طلا بتواند بار دیگر در روند صعودی و رونق داد و ستدها قرار گیرد.
پیش بینی قیمت طلای جهانی از منظر تکنیکال

از منظر فنی، طلا در عبور از مقاومت ۴۸۰۰ دلاری ناکام مانده و در روزهای اخیر با فشار فروش مواجه شده است. در صورتی که قیمت زیر ۴۷۵۰ دلار تثبیت کند، احتمال حرکت به سمت محدوده ۴۷۰۰ دلار افزایش مییابد و در ادامه، تلاقی میانگینهای متحرک ۲۰ و ۱۰۰ روزه در بازه ۴۶۶۰ تا ۴۶۷۵ دلار بهعنوان حمایت بعدی مطرح خواهد بود. در مقابل، بازگشت پایدار قیمت به بالای ۴۸۰۰ دلار میتواند مسیر را برای آزمون مجدد سقف ۴۸۵۷ دلار و حتی هدف ۴۹۰۰ دلاری هموار کند.