نورنیوز https://nournews.ir/n/309537
کد خبر: 309537
23 فروردین 1405
کیومرث اشتریان:

تنفس مصنوعی به تنگه و راه‌گشایی برای اسرائیل


پذیرش پیشنهادهای ایران از سوی آمریکا برای آنکه «مبنای مذاکرات» قرار گیرد، به خودی خود واجد هیچ امتیازی نیست اما می‌تواند دارای پیامدهای منفی و مثبت باشد.

نورنیوز-گروه سیاسی: 1- حذف اسرائیل از معادله و معاهده صلح احتمالی می‌تواند پیامد منفی مهمی باشد که ایران را با چالش بغرنجی مواجه می‌کند؛ یعنی اگر اسرائیل به ایران حمله کند، تنگه هرمز، آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن از اهداف نظامی ایران خارج می‌شوند. اسرائیل را به‌مثابه یک «پادگان دائمی» تبدیل به جبهه جنگی می‌کند که ابزارهای بازدارنده نامتقارن ایران در برابر آن کم‌اثر می‌شود. راه‌حل این چالش این است که هرگونه حمایت سیاسی-اقتصادی آمریکا از اسرائیل از‌جمله موارد نقض آتش‌بس تلقی شود؛ بنابراین تنگه هرمز، آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن اهداف نظامی ایران تلقی خواهند شد. مذاکرات نمی‌تواند به راه‌گشایی برای حملات اسرائیل تبدیل شود.

2- مرسوم چنین است که در مذاکره آمریکا بر طرح ۱۵ ماده‌ای خود و ایران بر طرح 10 ماده‌ای خود اصرار ورزند، بنابراین نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود و ممکن است فقط بر تعویق مذاکرات تا یک یا دو هفته دیگر توافق کنند. در چنین صورتی تنگه تا دو هفته دیگر باز می‌ماند، یعنی عملا یک ماه تنگه هرمز باز می‌شود، بنابراین آتش‌بس فرصتی برای تنفس مصنوعی به تنگه خواهد شد تا سایه جنگ را از روی نبض اقتصاد جهان بردارد و اقتصاد جهانی بتواند به‌تدریج ضربه ناشی از تنگه را جذب کند و شاید با پیامدهای آن سازگار شود، بنابراین مذاکره تبدیل به ابزاری برای خرید زمان برای آمریکا و تنفس مصنوعی به جهان می‌شود. اینکه آمریکا پذیرفته است که متن 10 ماده‌ای ایران هم مبنای مذاکرات باشد، به این دلیل است که تحت فشار اقتصاد جهانی است.

3- بی‌تردید آمریکا و اسرائیل پیش‌بینی طولانی‌شدن جنگ را نداشته‌اند و نظام تصمیم‌گیری آمریکایی آمادگی طولانی‌شدن جنگ را نداشته است، از‌این‌رو آتش‌بس برای تجدیدنظر در برنامه‌ریزی‌هاست. در چنین صورتی سناریوی بعدی می‌تواند این باشد که آمریکا و اسرائیل با این فرصت دو‌هفته‌ای برای محاصره شهرک‌های موشکی ایران و محل ذخایر غنی‌شده آمادگی پیدا کنند و عملیات پیاده‌سازی نیرو برای محاصره مناطقی از ایران از طریق لشکری انبوه در دستور کار قرار گیرد. تجربه و ذائقه آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که چنین عملیاتی می‌تواند در دستور کار قرار گیرد: هلی‌برن، حمله به (یا محاصره) مراکز اصلی موشکی ایران در یزد و دیگر شهرها یا مراکز اصلی تولید نفت یا مراکزی که اورانیوم غنی‌شده در آن قرار دارد. این می‌تواند با پوشش هوایی کامل آمریکا و اسرائیل برای مدتی کارساز باشد. مشخص است که توان چنین عملیاتی در ایران محل تردید بسیار است؛ استعفا و اخراج در رده‌های بالای ارتش آمریکا ظاهرا به دلیل مخالفت با چنین سبک‌سری‌هایی بوده است.

4- یک سناریوی دیگر این است که در پاکستان بر چند موضوع مشخص توافق حاصل شود. این توافق دامنه‌ای از بازگشایی تنگه و اخذ عوارض برای ایران و عمان (با مشارکت آمریکا ذیل پوشش عمان) تا تضمین حمله‌نکردن به ایران و لبنان و محور مقاومت و پذیرش حداقل‌هایی از غنی‌سازی را در بر بگیرد. هر‌چه دامنه این توافق بیشتر باشد، احتمال دستیابی به «پایان جنگ» بیشتر می‌شود. آن‌چنان که گفته شد، هر توافقی نباید با مستثنی‌کردن اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن همراه باشد. با توجه به اسلحه‌ای که ایران بر شقیقه اقتصاد جهانی گذاشته است، می‌تواند انتظار داشته باشد که طرف آمریکایی در‌باره غنی‌سازی تا حدودی کوتاه بیاید. اگر هم درباره اخذ عوارض اشتراکی به توافق برسند، می‌توان انتظار داشت که در عمل ساختار تحریم‌ها بشکند. چون کارت بازی ایران فراتر از وابستگی به واسطه‌های استراتژیک (یعنی روسیه و چین) خواهد رفت. در چنین صورتی به طریقی متناقض‌نما افزایش نفود ایران بر تنگه هرمز اگرچه به ضرر آمریکاست اما مهم‌تر از آن بندهای واسطه‌گری روسیه و چین را در مجامع بین‌المللی از پای ایران می‌گسلد. البته مدت‌ها پیش نیز گفته‌ام که همین استدلال درباره بمب اتم ایرانی نیز می‌توانست وجود داشته باشد، یعنی به لحاظ استراتژیک ماهیت چنین بمبی چشم‌انداز موازنه چین، روسیه و آمریکا را آن‌چنان که تصور می‌شود، کاملا به ضرر آمریکا تغییر نمی‌داد؛ بلکه دو کشور نخست را نیز در دراز‌مدت آزار می‌داد.

5- با توجه به مطالب پیش‌گفته رها‌کردن سقف زمانی در مذاکرات برای ایران مناسب نیست. حتی می‌توان به مذاکره بدون آتش‌بس نیز اندیشید. در برابر حمله اسرائیل به لبنان، ایران می‌تواند ابتدا با کارت تنگه بازی کند تا این بار اروپا و بلکه جهان را در برابر اسرائیل برانگیزد. اگر موفق شود این کار را بکند، موفقیتی بزرگ است، چون کارآمدی این ابزار نامتقارن که تاکنون علیه آمریکا جواب داده، می‌تواند از این به بعد علیه اسرائیل هم به کار گرفته شود. اگر موفق نشد، گزینه پاسخ نظامی همچنان در دسترس است. در هر صورت ایران باید این آمادگی را داشته باشد که اگر توافقی نشود، گزینه‌ای جز بسته‌شدن تنگه ندارد و البته باید آماده پذیرش ضربه به زیرساخت‌هایش از طرف آمریکا و اسرائیل باشد. همه چیز بستگی به تاب‌آوری دارد.


منبع: شرق
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: رژیم صهیونیستی / تنگه_هرمز / مذاکرات ایران و امریکا / امنیت_انرژی / نظم_جهانی / موازنه_قدرت / دیپلماسی_چندجانبه / تاب_آوری_راهبردی / مناطق_استراتژیک