نورنیوز https://nournews.ir/n/309504
کد خبر: 309504
23 فروردین 1405
مسعود اکبری؛

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی


مذاکرات ایران و آمریکا با میزبانی پاکستان از صبح دیروز آغاز شد. پس از گذشت ساعتی از این مذاکرات، با توجه به ورود به جزئیات و مباحث فنی، تیم‌های کارشناسی نیز به مذاکرات اضافه شدند. تا لحظه تنظیم این یادداشت، هنوز خبری مبنی بر حصول نتیجه یا اتمام و یا تمدید زمان مذاکره منتشر نشده است. آنچه در این وجیزه مورد بررسی قرار می‌گیرد، فارغ از نتیجه این مذاکره است.

نورنیوز-گروه سیاسی: تحولات هفته‌های اخیر از ظهور یک ابرقدرت جدید در جهان حکایت دارد؛ ابرقدرتی به نام جمهوری اسلامی ایران. دولت آمریکا با ادعای در اختیار داشتن قوی‌ترین ماشین جنگی تاریخ، نبردی را آغاز کرد که هدف آن «براندازی ۴۸ساعته» و سپس فلج کردن زیرساخت‌های ایران بود. اما عبور از روز چهلم نشان داد که این  «غول پوشالی» در باتلاقی از محاسبات غلط گرفتار شده است.
دولت تروریست آمریکا پس از ۴۰ روز تقلا، نه‌تنها به هیچ‌یک از اهداف نظامی خود دست نیافت، بلکه در یک چرخش آشکار از موضع «تغییر حاکمیت» به موضع «التماس برای بازگشایی تنگه‌هرمز» سقوط کرد.
ارتش آمریکا که روزگاری خود را آقای منطقه غرب آسیا می‌نامید، اکنون تمام توان خود را صرف راضی‌کردن ایران برای باز کردن  تنگه ‌هرمز کرده است. اینجاست که معنای «ابرقدرت جدید» متبلور می‌شود؛ قدرتی که اراده خود را بر مدعی شماره یک جهان تحمیل کرده است.
اگر در گذشته تیم‌های مذاکره‌کننده برای حفظ برخی دستاوردها ناچار به عقب‌نشینی‌های تاکتیکی بودند، امروز تیم ایرانی با فهرستی از مطالبات قطعی وارد اتاق شده است. 
روز گذشته تیم مذاکره کننده ایران با دستِ پُر به اسلام‌آباد رفت. دیروز جناب آقای غریب‌آبادی معاون محترم وزیر امورخارجه کشورمان گفت «گفت‌وگوهای اسلام‌آباد، مذاکره نیست، بلکه به دلیل دست برتر ما، مطالبه است و ما برای هر سناریوی آماده هستیم.» دست برتری که عضو تیم مذاکره‌کننده به آن اشاره کرده است، ثمره خون‌هایی است که در میدان نبرد ریخته شده است. 
التماس امروز واشنگتن برای باز شدن تنگه‌هرمز، نتیجه مستقیم از کار افتادن ناوهای هواپیمابری است که روزگاری نماد قدرت آمریکا بودند. امروز این ناوها در برابر قایق‌های تندرو و موشک‌های کروز نقطه‌زن ایران، به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. این تغییر موازنه، همان «دستِ پُری» است که دیپلمات‌های ما در اسلام‌آباد از آن بهره می‌برند؛ قدرتِ دیپلماسی در اسلام‌آباد، مستقیماً از غرش موشک‌ها در خلیج‌فارس تامین می‌شود.
از سوی دیگر، این دست برتر نتیجه رشادت مردم غیور ایران در خیابان است. ملت رشید ایران اکنون بیش از چهل شب است که در خیابان حضور دارند و به لطف خدا، هر شب به سیل جمعیت افزوده می‌شود.
اکنون «خیابان» به بخشی از زرادخانه دفاعی ایران تبدیل شده است. حضور بیش از چهل‌شبه مردم در سراسر کشور، آن هم در شرایطی که بدخواهان به‌دنبال القای شکاف میان ملت و حاکمیت بودند، بزرگ‌ترین ضربه استراتژیک را به بدنه اطلاعاتی دشمن وارد کرد.
وقتی سیل جمعیت در خیابان‌های ایران نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه هر شب خروشان‌تر می‌شود، اتاق‌های فکر دشمن درمی‌یابند که پروژه فروپاشی از درون به بن‌بست کامل رسیده است. این حضور مردمی، به تیم مذاکره‌کننده این اطمینان را می‌دهد که هیچ فشاری از سوی دشمن نمی‌تواند باعث عقب‌نشینی از حقوق ملی شود. 
در واقع، هر قدمی که مردم در خیابان برمی‌دارند، یک امتیاز دیپلماتیک تیم مذاکره‌کننده ایران در اسلام‌آباد خلق می‌کند. به عبارت دیگر، حضور غیرتمندانه مردم در خیابان، زرهی است که دیپلمات ایرانی را در برابر تهدیدهای دشمن رویین‌تن کرده است. 
واقعیت آن است که میدان، خیابان و دیپلماسی مانند چرخ‌دنده‌های یک ماشین قدرتمند در هم تنیده‌اند. میدان تولید قدرت می‌کند، خیابان به این قدرت مشروعیت و پایداری می‌بخشد و دیپلماسی آن را در عرصه جهانی نقد می‌کند. 
مرور بیست سال اخیر نشان می‌دهد که واشنگتن همواره از مذاکره به عنوان ابزاری برای مهار قدرت ایران استفاده کرده است. اما اکنون ورق برگشته است. اگر در گذشته مذاکرات بر سر محدودسازی توانمندی‌های داخلی ایران بود، امروز ایران برای تعیین قواعد بازی جهانی پای میز نشسته است. ما از «صبر استراتژیک» عبور کرده‌ایم و به فاز «اقدام متقابل» رسیده‌ایم. این اقدام متقابل، هم در میدان (با پاسخ‌های کوبنده نظامی) و هم در دیپلماسی (با تعیین ضرب‌الاجل‌های قاطع) خود را نشان می‌دهد.
دیگر زمان آن گذشته که غرب تصور کند می‌تواند با تحریم نفتی، ایران را به زانو درآورد. امروز ایران با برگه «امنیت گذرگاه‌های استراتژیک» بازی می‌کند. تنگه‌هرمز، به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، تحت اشراف کامل «میدان» قرار دارد. ایران در اسلام‌آباد این پیام را داد که «امنیت برای همه یا برای هیچ‌کس». این منطق، پایه و اساس «تجارت در برابر تجارت» است. اگر جهان، امنیت انرژی می‌خواهد، باید امنیت تجارت ایران را تضمین کند.
تیم مذاکره‌کننده ایران امروز با این پیش‌فرض پشت میز نشسته است که امضای طرف آمریکایی فاقد ارزش حقوقی است و تنها «تضمین‌های عینی» اعتبار دارند. تفاوت بنیادین اینجاست که در سال‌های گذشته، ایران به‌دنبال «اعتمادسازی» بود، اما امروز ایران به‌دنبال «تحمیل واقعیت» است. وقتی معاون وزیر خارجه صراحتاً از واژه «مطالبه» به جای «مذاکره» استفاده می‌کند، در واقع در حال تغییر ادبیات حقوقی بین‌الملل است. در نظام بین‌الملل، حق دادنی نیست، بلکه گرفتنی است و قدرت، تنها زبانی است که هژمونی در حال افول آمریکا آن را می‌فهمد.
ایران با دستی پُر در اسلام‌آباد حضور یافت؛ چون می‌داند اگر دیپلماسی به هر دلیلی توسط دشمن به بن‌بست برسد، «میدان» گزینه‌های ویژه‌ای برای رویارویی با دشمن دارد. این‌بار، بازی در زمین ایران و با قواعدی است که در تهران نوشته شده است. ما به‌دنبال جنگ نیستیم، اما در هنرِ «تحمیل اراده»، به درجه‌ای از استادی رسیده‌ایم که دشمن را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.
امروز در اسلام‌آباد، اتمسفر گفت‌وگوها بویی از گذشته ندارد. اگر روزگاری مذاکرات حول محور «تعداد سانتریفیوژها» یا «میزان غنی‌سازی» می‌چرخید، امروز ایران با منطق «قدرت سخت» و «ژئوپلیتیک انرژی» وارد میدان شده است. این‌بار، نه سخن صرفاً درخصوص رفع تحریم‌ها، بلکه سخن از مدیریت شاهرگ حیاتی جهان است. تسلط عملیاتی بر گلوگاه‌های دریایی، وزنه سنگینی است که کفه ترازو را به نفع تهران جابه‌جا کرده است.
اگر طرف مقابل بخواهد بار دیگر با تاکتیک‌های فرسایشی یا بازی‌های دوگانه، مسیر گفت‌وگو را منحرف کند، باید بداند که این‌بار ماجرا با گذشته تفاوت دارد. 
مذاکرات اسلام‌آباد آزمونی برای آمریکا است تا انتخاب کند که آیا می‌خواهد با ابرقدرت جدید جهانی تعامل کند یا همچنان در توهم دوران گذشته باقی بماند. ایران با دستی پُر و اراده‌ای پولادین در میدان است؛ اگر دیپلماسی شکست بخورد، این ایران نخواهد بود که بازنده میدان است، چرا که کلید امنیت انرژی جهان در دستان تهران است و این‌بار، بازی در زمین ایران و با قواعد ایرانی اداره می‌شود.
در مجموع، آنچه در اسلام‌آباد در حال وقوع است، چیزی فراتر از یک توافق یا عدم توافق است؛ این، اعلام رسمی پایان دوران تک‌قطبی است. آمریکایی که روزگاری با یک تشر، دولت‌ها را تغییر می‌داد، امروز پشت درهای بسته در حال چانه‌زنی برای جلب رضایت ایران است.
ایرانِ امروز، ابرقدرتی است که نه همانند دولت‌های آمریکایی و اروپایی بر پایه جنایت و غارت دیگر جوامع، بلکه بر پایه مقاومت، علم و ایمان بنا شده است. ما به‌دنبال جنگ نیستیم و هیچ‌گاه شروع‌کننده آن نبوده‌ایم، اما در هنرِ تحمیل اراده به دشمن، به مرزهای جدیدی از استادی رسیده‌ایم. اگر واشنگتن از این آزمون سربلند بیرون نیاید و بخواهد باز هم به مسیر تهدید بازگردد، باید بداند که «میدان» حرف آخر را خواهد زد؛ میدانی که قواعد آن را سرداران رشید و دلاورمردان نیروهای مسلح ایران تعریف کرده‌اند.


منبع: کیهان
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: پاکستان / امنیت_منطقه / روابط_بین‌الملل / اسلام‌آباد / تحولات_جهانی / قدرت_منطقه‌ای / دیپلماسی_مدرن