جنگ متجاوزانه آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب و متحدان آنها از 9 اسفند ماه 1404 با به شهادت رساندن قائد و پیشوای عظیمالشأن امام خامنهای (ره) و جمعی از مسئولان عالیرتبه نظامی و کشوری آغاز شد. بیش از 3 هزار نفر مردم بی دفاع از جمله 164 دانش آموز مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب با بمباران و موشک باران متجاوزان جنایتکار به شهادت رسیدند.
نورنیوز- گروه سیاسی: برابر با گزارش جمعیت هلال احمر 32 دانشگاه، 857 مدرسه، 20 مرکز هلال احمر، 15 زیر ساخت مانند مخزن سوخت، فرودگاه، ... آسیب دیده است. 125 هزار و 630 واحد غیر نظامی در کل کشور آسیب دیده که 100 هزار واحد مسکونی را شامل میشود. برابر این گزارش 23 هزار و 500 واحد تجاری، 349 مرکز درمانی و بهداشت و بیمارستان از جمله انستیتو پاستور ایران توسط دشمنان تخریب شده است. انستیتو پاستور در سال 1920 م.ل 28 سال قبل از ایجاد رژیم کودک کش اسرائیل (1948) در ایران تأسیس شده است.
3. چهل روز از تجاوز غیرقانونی، ضد بشری دو قدرت اتمی دنیا (آمریکا – اسرائیل) و متحدان آنها علیه ایران گذشت. متجاوزان آمده بودند تا ایران را تسلیم یا تجزیه کنند !!. آنان به دروغ وعده آزادی و پیشرفت مردم ایران را بهانه تجاوزات خود کرده بودند! .
ترامپ، رئیس جمهور مجنون و پریشان گوی آمریکا که وعده داده بود 3 روزه کار ایران را تمام کند و حتی گفته بود که انتخاب رهبر جدید در ایران باید با نظر او باشد، بعد از چهل روز تجاوز و بمباران، کشتار مردم بی دفاع، اعتراف کرد «ایران کشوری قدرتمند است. قاسم سلیمانی یک نخبه نظامی بود» در نتیجه، ترامپ به ناچار مجبور به عقبنشینی و ارائه پیشنهاد مذاکره داد.
4. آمریکا و اسرائیل اعتراف کردند که از «قدرت نظامی ـ دفاعی ایران» برابر آنچه در نبرد نظامی دیدند آگاهی نداشتند. آنان اعتراف کردند که «مردم ایران که چهل روز اختیار دار میدان و خیابان بودند» را هرگز بدین صورت گسترده در «حمایت از ایران و نظام جمهوری اسلامی» شاهد نبوده اند! . «رهبری جوان و هوشیار، نیروهای مسلح مقتدر و با غیرت، مردم انقلابی و جانفدا و دولت پای کار به همراه هماهنگی و حضور همه نهادهای مختلف» از ارکان اصلی این موفقیت و پیروزی ایران علیه دشمنان بوده اند.
5. اینک در «دوران صلح مسلح» با ابتکار دولت دوست و برادر، پاکستان و توافق مقامات عالیرتبه ایران و آمریکا مقرر شده است مذاکراتی در اسلامآباد با هدف عملیاتی سازی پیشنهادهای ایران از جمله، ترک مخاصمه دائمی، پرداخت خسارات، تضمین شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر عدم تکرار تجاوز، عدم تعرض دشمنان، جبهه مقاومت اسلامی، به رسمیت شناختن رژیم حقوقی جدید تنگه هرمز و ... » گفت و گو صورت گیرد. «بایسته های زیر در دوران صلح مسلح» مورد تأکید است:
الف ـ اهتمام بایسته مسئولان عالیرتبه کشور در مذاکرات برای بر طرف کردن سایه شوم جنگ از کشور برای همیشه با دریافت تضمین ها و مطابق مقررات بین المللی .
ب ـ حفظ هوشیاری، ارتقای آمادگی دفاعی و تهاجمی نیروهای مسلح در مرزهای هوایی، زمینی و دریایی برای بازدارندگی و در صورت بروز جنگ مجدد، دفاع از کشور.
ج ـ حفظ، تداوم و گسترش وحدت و اتحاد ملی ایرانیان در سراسر کشور و حضور در میادین و خیابان ها، همانطور که رهبر عزیزمان در پیام اخیر خود مورد تأکید قرار دادند.
د ـ افزایش سطح حفاظتی و امنیتی مدیران و مسئولان عالیرتبه کشور. مسئولان باید بدانند حفظ خودشان امروزه به مثابه یک امر ملی و در راستای امنیت و منافع ملی کشور است نه امری شخصی.
هـ ـ رسانه ها، مطبوعات، خبرگزاری ها به ویژه صدا و سیما با آسیبشناسی برخی از برنامه ها، رویکردها و مواضع، لوازم جنگ ترکیبی و شناختی را به درستی درک و با اشراف اطلاعاتی به پایش، دروازه بانی و تنویر افکار عمومی اهتمام ورزند. در عین حال، باید از تلاش های شبانه روزی و مؤثر همکاران از جمله در رسانه ملی قدردانی کرد.
وـ هنرمندان، نویسندگان، شاعران و همه اصحاب فرهنگ و هنر امروزه وظیفه و رسالت تاریخی و سترگی دارند. تاریخ از مواضع و دفاع میهنی روشنفکرانی چون دکتر عبدالکریم سروش و دکتر سید عطاءالله مهاجرانی و امثال آنان که در خارج از کشور هستند و آنانی که در داخل کشور پا به پای مردم در صحنه دفاع از ایران عزیز حاضر بودهاند، به نیکی یاد خواهد کرد و آندسته از کسانی که در شرایط جنگ ظالمانه و نابرابر که همه دنیا به جنایتکار بودن آمریکا و اسرائیل اذعان و اعتراف کرده اند سکوت اختیار کرده اند بدانند ملت ایران «این افراد را نه فراموش خواهد کرد و نه خواهد بخشید». زمانه جنگ تمام عیار علیه موجودیت یک کشور و استقلال آن «هنگامه سکوت، عافیت طلبی» نیست.
زـ بی تردید در شرایط «نه جنگ، نه صلح» وظایف مسئولان عالیرتبه چون دولت، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه، شورای عالی امنیت ملی، نیروهای مسلح، نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی که مسئولیت «دفاع از مرزهای کشور، استقلال و تمامیت ارضی آن» را بر عهده دارند از همه خطیرتر است.
دولت که بار اصلی اداره و مدیریت جنگ را بر عهده دارد باید تدابیر عالیه را به منظور حمایت گسترده از نیروهای مسلح مقتدر، که امروزه همه از آن به عنوان «قدرت چهارم دنیا» با احترام یاد می کنند را چون گذشته در سرلوحه کارها قرار دهد و حفظ امنیت غذایی و تأمین و ذخیرهسازی کالاهای اساسی و استراتژیک از راه های گوناگون را در اولویت کاری خود داشته باشد.
و از همه مهم تر، ضمن وحدت و هماهنگی قوای سه گانه که امروزه یک «تکلیف دینی و ملی» است، باید دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی بداند «نقش اساسی را در شرایط کنونی بر عهده دارد». روشنگری افکار عمومی، رایزنی، تبادل نظر و گفتوگو با مقامات و نهادهای مؤثر بینالمللی و در یک کلام، ائتلاف گسترده دوستان و حامیان ایران در جهان را افزایش و حلقه دشمنان علیه جمهوری اسلامی را روز به روز کم و کم تر و بیاثر تر سازد.
واقعیت آن است که در شرایط جنگی، تاریخی و بس شکنندهای قرار داریم اما ملت ایران پیروز واقعی جنگ متجاوزانه آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها بوده است. این، اعتراضی است که همه جهانیان کردهاند.
آنان خودشان گفتهاند: «به قدرت جهانی جدید به نام ایران باید سلام کرد»