سرهنگ داگلاس مکگرگور در این گفتگوی مفصل، مواضع و اظهارات مقامات دولت ترامپ را به سخره گرفته و توضیح میدهد که آمریکا هیچ برگ برندهای در اختیار ندارد و هرگز قادر نیست اراده خود را بر ایران تحمیل کند و اگر بخواهد دوباره با ایران وارد جنگ شود، ایران توان پاسخگویی با شدت و دامنه بیشتر را داراست و هر سناریوی نظامی احتمالی آمریکا را در آینده نیز خنثی می شود.
نورنیوز-گروه بین الملل: سرهنگ بازنشسته آمریکایی هشدار میدهد که ازسر گرفتن درگیری با ایران، کشوری که به اندازه یک شبهه قاره وسعت دارد و از توان نظامی قابل احترامی بهرمند است، به شدت خطرناک و اندک اعتبار باقیمانده آمریکا را فرسایش خواهد داد؛ زیرا ایران این بار دامنه جنگ را بیش از پیش گسترش خواهد داد.
سرهنگ داگلاس مکگرگور در این گفتگوی مفصل، مواضع و اظهارات مقامات دولت ترامپ را به سخره گرفته و توضیح میدهد که آمریکا هیچ برگ برندهای در اختیار ندارد و هرگز قادر نیست اراده خود را بر ایران تحمیل کند و اگر بخواهد دوباره با ایران وارد جنگ شود، ایران اراده و توان پاسخگویی با شدت و دامنه بیشتر را داراست و هر سناریوی نظامی احتمالی آمریکا را در آینده نیز خنثی خواهد کرد.
ایران هم اراده و هم توان ازسرگیری درگیری را دارد
مکگرگور معتقد است که بیثباتی و ناسازگاری در راهبرد آمریکا سبب شده تا این جنگ هیچ هدف روشنی نداشته باشد و ابزارهای تحقق اهداف اعلامی آن هم هیچ تناسبی با واقعیات میدانی ندارند. در این چارچوب، مکگرگور استدلال میکند که احتمال تداوم و تشدید درگیری، ناشی از این واقعیت است که آمریکا همچنان میان دو مسیر متناقض، یعنی تشدید فشار نظامی یا خروج بدون دستاورد، در نوسان است و بهویژه گزینه نخست، یعنی «دو برابر کردن فشار»، همچنان بهعنوان یک گرایش واقعی در ساختار تصمیمگیری باقی مانده است.
از سوی دیگر، او ایران را بازیگری میداند که اگرچه آغازگر جنگ مجدد نخواهد بود، اما در برابر هرگونه تشدید، قابلیت و اراده پاسخگویی تصاعدی دارد؛ پاسخی که میتواند دامنه جنگ را بهصورت منطقهای و حتی فراتر از آن گسترش دهد. مکگرگور، بر این باور است که «عدم تعهد آشکار آمریکا»، ریسک ناشی از تداوم یک راهبرد ناپایدار و خطاپذیر آمریکایی است که میتواند به چرخهای از اقدام و واکنش منجر شود؛ چرخهای که در آن، هر مرحله از تشدید توسط واشنگتن، واکنش متقابل تهران را در پی دارد و همین دینامیک تعاملی، موتور واقعی ادامه یا گسترش جنگ محسوب میشود.
آمریکا در هر سناریوی نظامی آتی نیز شکست خواهد خورد
به عقیده مکگرگور رویکرد نظامی آمریکا دچار یک خطای بنیادین راهبردی است، زیرا فرض میکند افزایش شدت عملیات میتواند به تغییر نتیجه منجر شود، در حالی که «ماهیت هدف» چنین امکانی را منتفی میکند. بهزعم او، ایران یک قدرت قارهای با عمق جغرافیایی، جمعیت بالا و ظرفیت نظامی گسترده است که نه با بمباران فرو میپاشد و نه با استقرار نیروها زمینی قابل تغییر است. اعزام حدود ۲۰ هزار نیروی زمینی، بدون برتری کامل در میدان نبرد و بدون امکان پشتیبانی پایدار، صرفاً آنها را در معرض انهدام قرار میدهد، بدون اینکه اثر تعیینکنندهای بر موازنه راهبردی بگذارد.
قدرت موشکی و پدافندی ایران، قدرت هوایی آمریکا را به یک رؤیای واهی تبدیل کرده است
از نظر این افسر نظامی آمریکایی، اتکای راهبردی آمریکا به قدرت هوایی بر یک «اسطوره خطرناک» استوار است؛ اسطورهای که تصور میکند میتوان بدون تحمل هزینههای جدی انسانی، صرفاً از طریق بمباران و حملات دورایستا به پیروزی رسید. او این رویکرد را نوعی جنگ «بدون پیامد» توصیف میکند که در آن تصمیمگیران تصور میکنند میتوانند از فاصله امن ضربه بزنند و در عین حال از واکنش مؤثر دشمن در امان بمانند.
اما بهزعم او، تحولات میدانی، بهویژه گسترش سامانههای موشکی و پدافندی پیشرفته ایران، این فرض را بهطور فزایندهای بیاعتبار کرده است؛ بهطوری که نهتنها برتری هوایی تضمینشده نیست، بلکه پلتفرمهای گرانقیمت و پایگاههای هوایی نیز به اهداف آسیبپذیر تبدیل شدهاند. در نتیجه، تداوم این ذهنیت میتواند سیاستگذاران را به سمت تصمیمات پرریسک و غیرواقعبینانه سوق دهد.
دولت ترامپ باید به صورت رسمی اعلام شکست کند
مکگرگور تأکید میکند که هیچ راهحل نظامی معتبری برای تحقق اهداف اعلامی وجود ندارد؛ نه تشدید حملات هوایی و نه اعزام نیروهای زمینی قادر به شکستن اراده یا ساختار قدرت ایران نیستند. در نتیجه، ادامه مسیر فعلی صرفاً به افزایش هزینهها منجر میشود، بدون آنکه دستاورد راهبردی ملموسی ایجاد کند.
بر همین اساس، او هشدار میدهد که تا خسارات بیشتری بر آمریکا تحمیل نشده، دولت ترامپ باید واقعیت را پذیرفته و به سمت خروج تدریجی همراه با ابتکار دیپلماتیک و میانجیگری بینالمللی. حرکت کند. توصیه صریح او این است که باید بهصورت علنی اعلام شود که این بحران راهحل نظامی ندارد و مسیر حلوفصل باید از حوزه قدرت سخت به حوزه دیپلماسی منتقل شود.
ادامه این جنگ، اندک اعتبار باقیمانده آمریکا را فرسایش میدهد
در سطحی کلانتر، مکگرگور معتقد است تداوم این جنگ و ناتوانی در دستیابی به پیروزی قاطع، بهتدریج در حال تضعیف جایگاه و اعتبار بازدارندگی آمریکا در نظام بینالملل است؛ زیرا سایر بازیگران با مشاهده این روند به این جمعبندی میرسند که آمریکا، علیرغم برتری نظامی، قادر به تحمیل اراده خود بر یک قدرت منطقهای نیست.
این برداشت میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد: افزایش جسارت رقبا، کاهش اتکای متحدان و در نهایت تغییر در محاسبات توازن قوا به ضرر آمریکا. به بیان دیگر، جنگی که قرار بود قدرتنمایی باشد، در صورت تداوم، بهعنوان نشانهای از محدودیتهای واقعی قدرت آمریکا تفسیر میشود و اثر معکوس بر موقعیت جهانی آن میگذارد.