تا قبل از جنگهای دوگانه ایران- روس که با دومعاهده ننگین گلستان و ترکمنچای به پایان رسید، ایرانیان بر این باور بودند که جهان درحال رؤیت قامت بلند امپراتوری ایران است.دوران درخشان هخامنشی، آلبویه وصفویه، نقاط عطف قدکشیدن ایرانیان بود، اما بعد از آن دو جنگ،حقارت و حدود 180 سال استمرار یافت و اشغال، کودتا، تجزیه و قراردادهای استعماری و مادهای توصیف ایران شد.
نورنیوز-گروه سیاسی: با انقلاب اسلامی این داستان پایان یافت و با جنگ هشت ساله عبور از آن وضعیت تثبیت شد. اما جنگ رمضان، ایران را به ۲۳۰ سال قبل یعنی به دوران قبل ازجنگ اول ایران- روس برد و امپراتوری ایرانیان را مجدداً بیدار کرد. برای فهم این مهم باید مقدورات، شرایط اقتصادی، نظامی و فناوری و در یک کلمه قدرت عرفی دوطرف را سنجید. بعد از این سنجش، پنجرهای در ذهن باز میشود: ایران محاصرهشده ۴۰ روز با دو غول بزرگ نظامی- اقتصادی و فناوری دنیا جنگیده است. قدرت یکی به حدی است که اکثریت کشورهای جهان اشاره او را تمکین میکنند (مثل اعمال تحریمهای ایران). صفآرایی حق - باطل، فقر- غنا، استکبار- استضعاف، اسلام- کفر، اسلام- غرب، اپستین- پاکان مهمترین ادراک از این جنگ نابرابر است که ما تقریباً آن را برابر کردیم و چربش ایمانمان هویدا شد. در این جنگ معنویت ایرانیان بر قدرت مادی غرب پیروز شد. اما مؤلفهها و شاخصهای قد کشیدن ما چیست؟
۱- در هیچ جنگی مهاجم براساس شروط مدافع مذاکره نمیکند. مهاجم که در حین یا پس از جنگ شرایط را برای تحمیل دیکته میکند و کشوری که تحت فشار جنگ است مجبور به پذیرش یا تسلیم میشود. در این جنگ- که قرار بود ایران فرو بپاشد یا تسلیم شود- شرایط پانزدهگانه امریکا رد و شرایط دهگانه ایران مبنای آتشبس قرار گرفت و معادله معکوس شد. ترامپ ابتدا رسماً جنگ را سه روزه اعلام کرد ولی ما ۴۰ روزه او را مجاب به عقبنشینی کردیم.
۲- سابقه ندارد یک کشور محاصره شده و خارج از قدرتهای اصلی مقابل غرب و امریکا اینگونه بجنگد و دشمن را عصبانی و بیتاب کند، به صورتی که به تخریب پل و فولاد و برق روی آورد و تهدید کند. دشمنی که مزیتهای فناوری و نظامی آن زبانزد است، اینگونه در باتلاق ایران گرفتار شود.
۳- آنها آمده بودند ما را با فروپاشی اجتماعی- از طریق بمباران کلانتری و بسیج- به پایان رسانند و تجزیه ایران را با بمباران پاسگاههای غرب کشور و کلانتری استانهای کردی و ارسال سلاح به گروهکهای تجزیهطلب سامان دهند، اما نتیجه جنگ تغییر معادلات منطقه شد. ترتیبات امنیتی و اقتصادی آینده خلیجفارس برکشیده مقاومت ایرانیان شد.
۴- اهداف جنگ از تسلیم، فروپاشی، نابودی هستهای، نابودی موشکی، نظامی و انتظامی، تجزیه از هفته سوم به درخواست مذاکره و «اون تنگه لعنتی را باز کنید» تغییر یافت و دشمن اهداف راهبردی اولیه را به کلی دست نیافتنی دید.
۵- پیشبینی و آیندهنگری ستودنی فرماندهان شهید ما در تضمین امنیت شهرکهای موشکی باعث شد دشمن با صدها بار بمباران توسط بمبهای سنگرشکن B۲ و B۵۲ به جایی نرسد و آتش ایران برای یک روز خاموش نشد و هفت کشور را همزمان زیر آتش گرفتیم و چندین سال به عقب برگرداندیم.
۶- رئیسجمهور امریکا مدیریت سوخت جهان را در اختیار ایران دید و با تقلیل خود به یک خبرنگار آماتور، شخصاً صحنه بمباران پل و ... را توییت میکرد و شخصاً چهارده بار اعلام پیروزی کرد و رسانههای امریکا را به فحش و ناسزا آراسته میکرد که چرا از پیروزی سخن نمیگویند؟
۷- صلابت و منطق ایران جرئت ورود اروپاییان به جنگ را نداد و علاوه بر شکاف در صفبندی ناتو، اروپاییان پشت دروازههای ایران برای مذاکره و تعدیل قیمت سوخت صف کشیدند و در آینده نیز باید این مسیر را در خلیج فارس ادامه دهند. تصویر ایران در اروپا تصویری جدید و قدرتمند شد.
۸- ایران در وسط جنگ فروش نفت تحریم شده خود را افزایش داد و قیمتهای جدید را نیزاعمال کردم و برخی خریداران جدید مثل هند نیز بعد از شش سال سراغ ما آمدند و این روند بعد از جنگ نیز استمرار مییابد.
۹- داستان مدرسه میناب، ورزشگاه لامرد، انهدام هواپیماها و هلیکوپترهای امریکا در جرقویه اصفهان خود روایت بدون راوی شکست دشمن شد. صحنههایی که تلخی آن را یک بار در ویتنام چشیده بودند و اینجا تکرار شد.
۱۰- کشورهای عربی تمام خریدهای پدافندی خود از غرب را برای حفاظت از منافع امریکا خرج کردند، اما ۱۴ پایگاه امریکا نابود شد و اعراب جنوب خلیجفارس دچار بحران معنا در امنیت و آینده امنیتی خود شدند و فهمیدند پایگاههای امریکا نه برای امریکا دستاورد دارد و نه برای آنان امنیتآور است. ترتیبات امنیتی جدید خلیج فارس را ما با قامتی کشیده تعیین خواهیم کرد و امریکا از این پس در خلیجفارس فاقد اقتدار و صلابت برای اعراب خواهد بود.
۱۱- حضور ملت به عنوان خرج قدرت نرم موشکی، دشمنان را در فروپاشی ناکام گذاشت و در حیطه رهبری صرفاً سن آن تغییر و چشمانداز آینده را بلندتر کرد. همه اینها در سایه حضور ملت، دوراندیشی نیروهای مسلح از جهت چگونگی حیات و مقاومت در زیر بمباران و صلابت کشور در قاعده «چشم در مقابل چشم» بود. ایران تحریم شده، ایران بدون رهبر و فرماندهان نظامی در اوج جنگید و دنیا فهمید این الگوی سیاسی و متمایز و ممتاز ناشناخته است و بدون افراد کلیدی خود به مثابه شاهکلید گرهگشایی خواهد بود که قدرت انعطاف و قبض و بسط آن هر دشمنی را پشیمان خواهد کرد.