نورنیوز https://nournews.ir/n/309277
کد خبر: 309277
22 فروردین 1405
جمیله کدیور:

هرمز؛ پل پیروزی ایران


درهفته‌های گذشته،جهان شاهدلفاظی‌های تهاجمی رئیس‌جمهورآمریکا علیه ایران بود.همزمان، بحران جهانی انرژی وافزایش قیمت کالاها،به همراه شکست عملیات نیروهای ویژه آمریکادراصفهان برای دستیابی به تأسیسات هسته‌ای،نگرانی‌ها راافزایش داد.حمایت‌های مردمی اززیرساخت‌هاوحملات موشکی وپهپادی ایران نیز ادامه یافت.دراین میان،ترامپ باعقب‌نشینی ازتهدیدها،ازتوقف جنگ باایران خبرداد.

نورنیوز-گروه سیاسی: نتانیاهو معمار اصلی جنگ و عامل کلیدی تصمیم ترامپ برای حمله به ایران در روز ۱۱ فوریه ۲۰۲۶/ ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، همراه با دیوید بارنیا، رئیس موساد، طرحی را در اتاق وضعیت کاخ سفید به ترامپ ارائه کردند که وعده «نابودی قابلیت‌های هسته‌ای» و «سرنگونی رژیم» را می‌داد. همچنین پیش‌بینی می‌کرد ایران برای اعمال محاصره تنگه هرمز بسیار ضعیف و ناتوان خواهد بود؛ ارزیابی‌ای که بعداً با کنترل این آبراه حیاتی توسط ایران اشتباه از آب درآمد و منجر به بحران جهانی انرژی و افزایش قیمت‌ها شد. نتانیاهو ـ که توسط بسیاری از اسرائیلی‌ها متهم به راه انداختن جنگ‌های پی در پی صرفاً برای ماندن در قدرت است ـ تمام دوران حیات سیاسی خود را صرف تلاش برای ترغیب آمریکا جهت حمله به ایران کرده بود ولی موفق به قانع کردن روسای جمهور پیشین نشده بود، این رویا را دو بار در فاصله ۹ ماه توسط ترامپ محقق کرد.
زمانی که ترامپ به تشویق و یا تهدید و باج‌خواهی نتانیاهو در رابطه با افشای حضورش در پرونده اپستین، جنگ علیه ایران را بدون مجوز کنگره شروع کرد، در پیام کوتاه ویدئویی بعد از شروع حملات، این عملیات را برای مقابله با «تهدیدهای قریب‌الوقوع» از سوی جمهوری اسلامی ایران توصیف و تأکید کرد که هدف اصلی این عملیات، حفاظت از جان شهروندان آمریکایی و از بین بردن خطراتی است که به‌زعم واشنگتن امنیت ملی آمریکا را تهدید می‌کند. او با اشاره به برنامه موشکی ایران، این عملیات را همچنین بخشی از راهبرد کلان ایالات متحده برای جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای معرفی کرد. در حالی‌که به تایید نهادهای اطلاعاتی آمریکا هیچ تهدید قریب‌الوقوعی از سوی ایران، آمریکا را تهدید نمی‌کرد، و حدود۹ ماه قبل از این جنگ، پس از جنگ۱۲ روزه، نتانیاهو و ترامپ اعلام کرده بودند که با موفقیت کامل برنامه هسته‌ای و قابلیت‌های موشک‌های بالستیک ایران را از بین برده‌اند؛ اهدافی که مجدد برای جنگ جدید تکرار ‌شدند و به رغم هزینه‌های زیادی که جنگ برای همه طرف‌ها به بار آورد، نابودی این دو هدف از طریق جنگ جدید به رغم حجم بالای لشکرکشی و حملات متعدد و ویرانی گسترده محقق نشد و منجر به تهدیدهای متوحشانه ترامپ علیه ایران شد.
ساعتی پیش از آنکه تهدید ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایران و تخریب زیرساخت‌های حیاتی اعم از پل‌ها و نیروگاه‌های برق و برگرداندن ایران به «عصر حجر» و «بازکردن درهای جهنم» به روی ایران به سر آید، او با نوشتن پستی در شبکه تروث سوشال از  یک آتش‌بس دو طرفه بر اساس گفتگوهایی که با نخست وزیر شهباز شریف و فیلد مارشال عاصم منیر از پاکستان داشته، خبر داد و گفت که از او درخواست شده «نیروی ویرانگری که امشب به ایران اعزام می‌شود را متوقف کنم و مشروط به اینکه جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز موافقت کند، من با تعلیق بمباران و حمله به ایران به مدت دو هفته موافقت می‌کنم.» او با اشاره به دریافت یک پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای از ایران به عنوان مبنای عملی برای مذاکره، نوشت: «تقریباً تمام نکات مختلف اختلاف گذشته بین ایالات متحده و ایران مورد توافق قرار گرفته است، اما یک دوره دو هفته‌ای به نهایی شدن و تکمیل توافق کمک خواهد کرد.»
ترامپ در پست دیگری، نوشته عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در شبکه ایکس به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی ایران را که «به درخواست امریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵بندی آن کشور، و اعلام رئیس جمهور امریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره» اشاره داشت و از موافقت ایران با  توقف حملات دفاعی درصورت توقف حملات به ایران و بازشدن تنگه هرمز به مدت دو هفته، خبر داده بود، در شبکه خود بازنشر کرد.
ساعاتی بعد ترامپ در پست دیگری با اعلام «روزی بزرگ برای صلح جهانی» نوشت «ایالات متحده آمریکا به رفع ترافیک در تنگه هرمز کمک خواهد کرد. اقدامات مثبت زیادی در راه خواهد بود! پول‌های کلانی به دست می‌آید. ایران می‌تواند فرآیند بازسازی را آغاز کند.
ما با انواع تجهیزات و کالاها آماده خواهیم شد و فقط «منتظر خواهیم ماند» تا مطمئن شویم همه چیز به خوبی پیش می‌رود. اطمینان دارم که همین‌طور خواهد شد.»
او باز در پست دیگری چند ساعت بعد با اشاره به «تغییر رژیم در ایران»! نوشت: «ایالات متحده از نزدیک با ایران همکاری خواهد کرد؛ کشوری که ما تشخیص داده‌ایم که از یک تغییر رژیم بسیار سازنده عبور کرده است! هیچ غنی‌سازی اورانیومی وجود نخواهد داشت و ایالات متحده، با همکاری ایران، تمام «غبار» هسته‌ای (ناشی از بمب‌افکن‌های B-۲) که در اعماق زمین دفن شده‌اند را بیرون خواهد کشید... ما در حال مذاکره در مورد کاهش تعرفه‌ها و تحریم‌ها با ایران هستیم و این روند ادامه خواهیم یافت. بسیاری از ۱۵ بند قبلاً مورد توافق قرار گرفته‌اند.»
فاصله این نوشته‌ها با نزدیک به ۱۵۰۰۰ حمله به اهداف مختلف در کشور و تهدیدات و توهین‌های قبلی به ایرانیان و کشور ایران  چندان دور نبود. کم‌کم عواقب جنگ برای ترامپ که تصور جنگی کوتاه با پیروزی سریع داشت، آشکار شد. هدف اولیه ترامپ یک جنگ کوتاه، ضربه قاطع و وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از مواضعش و به تعبیر دیگر «تسلیم بدون قید و شرط» بود؛ اهدافی که محقق نشد و هزینه‌های جنگ رو به افزایش نهاد.
درحالیکه هزینه بلندمدت اظهارات و اقدامات ترامپ طی جنگ هنوز به‌طور کامل ارزیابی نشده است، ولی آمارها به گفته چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنای آمریکا حاکی از آن است که «جنگ با ایران برای ایالات متحده ۴۴ میلیارد دلار هزینه داشته و آمریکا را امروز در وضعیت بدتری نسبت به زمانی که آن را شروع کرد، قرار داده است.»
به این ترتیب، اهداف «جنگ سریع» محقق نشد. در حالیکه جنگ به‌سرعت وارد فاز فرسایشی شد، جمهوری اسلامی ایران فرو نپاشید و حملاتش همچنان به اهداف مورد نظر ادامه یافت. ایران با کنترل موثر بر تنگه هرمز، قیمت نفت را به سطحی رساند که زندگی روزمره شهروندان آمریکایی را مستقیماً تحت تأثیر قرار داد. برای ترامپ، «اقتصاد» همیشه کلید پیروزی در انتخابات بوده است. او نمی‌توانست ریسک فروپاشی بازارهای مالی را به جان بخرد. علاوه بر این، ترس از گسترش ریسک جنگ منطقه‌ای، هزینه-فایده منفی در ۴۰ روزجنگ بدون دستاورد راهبردی مشخص، فشارهای داخلی و بین‌المللی، اعم از فشار افکار عمومی، کاهش شدید محبوبیت در داخل، نارضایتی مردم و متحدان در ماگا و نگرانی جمهوریخواهان نسبت به شکست در انتخابات آینده، نگرانی بازارهای جهانی نفت و انرژی، فشار و عدم همکاری متحدان اروپایی از جمله دلایل آمریکا برای آتش‌بس موقت بود. در دکترین نظامی آمریکا وقتی جنگ سریع شکست بخورد، و وقتی هزینه زیاد شود، خروج کنترل‌شده اولویت می‌یابد. ترامپ که در جنگ به اهداف خود دست نیافت، با درخواست آتش‌بس و توقف جنگ به دنبال یک پیروزی دیپلماتیک برآمد که بتواند قبل از انتخابات آینده به مردم آمریکا که زندگی‌شان متاثر از پیامدهای جنگ شده، بفروشد.
ایران با ۴۰ روز ایستادگی مقتدرانه در برابر آمریکا و اسرائیل، توانست به آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای و پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس ضربات سهمگینی وارد کند و با تحمیل هزینه به طرف مقابل، آمریکا و متحدانش را وارد جنگی پرهزینه کند. به رغم تلاش آمریکا و اسرائیل و کشورهای عرب‌منطقه، ایران فرو نپاشید و مردم، اعم از موافق و منتقد و حتی مخالف نظام، همه پای ایران و در حمایت از کشور و نیروهای نظامی مدافع وطن ایستادند. غیر از توانمندیهای موشکی و پهپادی و دلاوری‌های رزمندگان، دو ستون اصلی قدرت ایران در این جنگ که آمریکا را به توقف جنگ کشاند، «انسجام ملی در برابر تهدید خارجی» و «استفاده راهبردی از جغرافیای هرمز» بود. حمله ترامپ، موجب به کارگیری راهکاری توسط ایران شد که بسیار مؤثرتر از غنی‌سازی اورانیوم بود؛ وفاق ملی و کنترل تنگه هرمز.
ایران ثابت کرد که قدرت واقعی‌اش نه فقط در توانمندی موشکی، بلکه در «اراده و انسجام ملی» و «موقعیت استثنایی جغرافیایی»‌اش نهفته است. حال ترامپ که با وعده «پیروزی سریع» شروع کرده بود، برای فرار از یک فروپاشی اقتصادی در آمریکا، به دنبال جلب رضایت ایران برای بازگشایی هرمز است که قبل از جنگ باز بود.
۴۰ روز حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میادین شهر و زنجیره انسانی بر روی پل‌ها و مقابل نیروگاه‌ها در روزهای آخر از یک سو و استفاده هوشمندانه ایران از تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم ژئوپلیتیک، نشان داد که می‌تواند محاسبات ابرقدرتی مثل آمریکا را که با وعده «پیروزی سریع» وارد میدان شده بود، به هم بریزد.
امروز، بازگشت ترامپ به میز مذاکره نه از سر رضایت، بلکه از سر اضطرار برای فرار از یک فروپاشی اقتصادی داخلی است. این بن‌بستِ واشنگتن، پیروزیِ راهبرد ایران را امضا کرد: اثبات این حقیقت که هیچ ارتشی نمی‌تواند بر ملتی که «اراده» خود را به «جغرافیا» گره زده است، غلبه کند. تنگه هرمز نه فقط یک آبراهه، بلکه اکنون «پل پیروزی» ایران و نمادِ پایان عصرِ «فشار حداکثری» است.


منبع: اطلاعات
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: تنگه_هرمز / بحران_انرژی / جنگ_ایران_آمریکا / دیپلماسی_هسته‌ای / توافق_صلح / تغییر_رژیم_ایران / نتانیاهو_ترامپ