نورنیوز https://nournews.ir/n/309125
کد خبر: 309125
21 فروردین 1405
میدل‌ایست‌آی:

متحدان آمریکا بیشترین زیان را می‌بینند


یادداشتی در میدل‌ایست‌آی می‌گوید تبعات اقتصادی جنگ علیه ایران برخلاف اهداف اعلامی، بیش از همه متوجه شرکای اروپایی و آسیایی آمریکا شده است.

نورنیوز-گروه بین الملل: «میدل ایست آی» در یادداشتی به‌قلم مارکو کارنلوس، دیپلمات پیشین ایتالیایی و سفیر اسبق این کشور در عراق، نوشته است: جنگ تحمیلی و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای اقتصادی ویرانگری داشته، اما این پیامدها به‌خلاف اهداف اعلام‌شده جنگ، بیشتر دامنگیر متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن شده است.

به‌نوشته کارنلوس؛ در جنگ، پیامدهای اقتصادی اغلب منطقی متفاوت از اهداف نظامی دنبال می‌کنند. حمله غیرمنتظره و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران که از 28 فوریه آغاز شد، یک مطالعه موردی قابل تأمل است.

میان اهداف متعددی که این دو متجاوز مطرح کرده‌اند ـ اهدافی که اتفاقاً مدام در حال تغییر بوده است ـ تضعیف تهران یکی از فوری‌ترین آنها به‌نظر می‌رسید، اما به‌گفته این دیپلمات پیشین ایتالیایی، شدیدترین پیامدهای اقتصادی این جنگ به‌عوض عمدتاً روی دوش متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن افتاده است.

خون‌راه مسدود؛ یک‌پنجم ال‌ان‌جی جهان در محاصره

کارنلوس توضیح می‌دهد که به‌دلیل محاصره تنگه هرمز توسط ایران و نقش مرکزی این منطقه در تأمین انرژی و کالاهای جهانی، جنگ یک شوک نامتقارن ایجاد کرده است. به‌نوشته او؛ اروپا و آسیا اکنون بار اصلی کمبود انرژی، فشارهای تورمی و تغییر مسیر تجارت جهانی را تحمل می‌کنند.

این دیپلمات پیشین ایتالیایی با اشاره به آمارهای پیش از جنگ می‌نویسد: یک‌پنجم صادرات جهانی ال‌ان‌جی (گاز طبیعی مایع)، یک‌سوم صادرات نفت خام و کودهای شیمیایی، دو‌پنجم صادرات هلیوم و نزدیک به نیمی از صادرات گوگرد از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

به‌گفته او؛ کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل باعث بسته شدن این شریان حیاتی شد، در حالی که حملات تلافی‌جویانه ایران نیز تأسیسات تولید نفت و گاز و نفتکش‌ها را در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف قرار داد. کارنلوس می‌افزاید: با افزایش سرسام‌آور حق بیمه، کشتیرانی عملاً متوقف شد.

بحران سه‌گانه: انرژی، غذا، تراشه

نویسنده این یادداشت تأکید می‌کند که اهمیت نفت و گاز برای اقتصاد جهانی به‌خوبی شناخته شده است. کودهای شیمیایی برای تولید غذا حیاتی هستند و هلیوم و گوگرد نیز برای ساخت ریزتراشه‌ها ضروری‌اند. به‌گفته کارنلوس، جهان به‌طور همزمان با یک بحران انرژی، یک بحران تأمین غذا، و یک تهدید بزرگ برای اقتصاد دیجیتال مواجه است؛ بحرانی که می‌تواند همه چیز را از ماشین‌های چمن‌زنی گرفته تا مراکز داده پشتیبان هوش مصنوعی تحت‌تأثیر قرار دهد.

به‌نوشته این تحلیل؛ حدود 90 درصد صادرات ال‌ان‌جی خلیج فارس به‌مقصد آسیاست و 10 درصد باقی‌مانده به اروپا می‌رود. برای نفت نیز حدود 80 درصد نفت خام عبوری از هرمز به آسیا جریان دارد، در حالی که فقط چهار درصد به اروپا می‌رود.

آسیا؛ طوفان کامل اقتصادی

کارنلوس می‌نویسد آسیا شدیدترین و فوری‌ترین ضربه اقتصادی را تجربه می‌کند. به‌گفته او، این منطقه میزبان غول‌های تولیدی از چین تا کره جنوبی، ژاپن و هند ـ و همچنین تایوان برای تولید حیاتی تراشه‌ها ـ است. این کشورها اکنون با ترکیبی از کمبود فیزیکی، افزایش قیمت و تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین مواجه شده‌اند.

این دیپلمات پیشین ایتالیایی با استناد به آمارهای بازارهای مالی می‌نویسد: از زمان شروع درگیری، کاهش شاخص‌های سهام همبستگی واضحی با وابستگی به واردات انرژی داشته است. کره جنوبی که کسری انرژی آن معادل 5.7 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش است و حدود 70 درصد نفت خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند، شاهد سقوط 12درصدی بازار سهام خود بوده است. به‌گفته او، تایلند (10.7ـ درصد)، ویتنام (8.8ـ درصد) و ژاپن (7.2ـ درصد) سرنوشت مشابهی داشته‌اند.
کارنلوس تأکید می‌کند: اینها تغییرات مالی انتزاعی نیستند؛ آنها به‌معنای نابودی سرمایه، تأخیر در سرمایه‌گذاری و افزایش هزینه‌های استقراض برای شرکت‌های آسیایی هستند.

فاجعه قطر؛ 17درصد ظرفیت ال‌ان‌جی نابود شد

به‌نوشته کارنلوس؛ وابستگی آسیا به قطر فاجعه‌بار از آب در آمده است. او توضیح می‌دهد که «رأس لفان»، بزرگترین تأسیسات صادراتی ال‌ان‌جی جهان، در اثر حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب قابل توجهی دیده است. به گفته این تحلیلگر، شرکت دولتی قطر انرژی اعتراف کرده که 17 درصد از ظرفیت صادراتی آن تحت تأثیر قرار گرفته و تعمیرات سه تا پنج سال طول خواهد کشید.

کارنلوس می‌افزاید: برای خریداران آسیایی، این یک فاجعه است. در سال 2024، 20 درصد صادرات ال‌ان‌جی قطر به چین، 12 درصد به هند، 10 درصد به کره جنوبی، هفت درصد به پاکستان و شش درصد به تایوان رفته است.‌
به‌گفته او؛ این کشورها اکنون برای تأمین از یک منبع کاهش‌یافته با هم رقابت می‌کنند.

اروپا؛ دردِ به‌تعویق‌افتاده اما خطرناک‌تر

نویسنده این یادداشت می‌نویسد؛ درد اقتصادی اروپا بیشتر از آسیا به تعویق افتاده، اما به‌دلیل کاهش ذخایر انرژی این قاره و نیاز نزدیک به پر کردن آنها برای زمستان، به‌طور بالقوه خطرناک‌تر است.
به‌گفته کارنلوس؛ اروپا همچنان به‌شدت به بازار جهانی گازوئیل و محصولات پالایش‌شده وابسته است.
او توضیح می‌دهد که با خریداران آسیایی که برای تأمین موجودی، پیشنهادهای بالاتری می‌دهند، کشورهای اروپایی با چشم‌انداز مخازن خالی گازوئیل مواجه‌اند؛ سناریویی فاجعه‌بار برای قاره‌ای که برای حمل‌ونقل کامیونی، کشاورزی و ساخت‌وساز به گازوئیل متکی است.

کارنلوس مشکل فوری دیگر برای اروپا را سطح خطرناک پایین ذخیره‌سازی گاز می‌داند. به‌نوشته او؛ در زمان حاضر تأسیسات اروپایی تنها 28.9 درصد از ظرفیت خود را پر دارند، بسیار کمتر از سال‌های گذشته در این زمان.
این دیپلمات پیشین ایتالیایی توضیح می‌دهد: طبق دستورات اتحادیه اروپا، این قاره باید قبل از شروع زمستان ذخایر خود را تا 90 درصد پر کند. با از کار افتادن ال‌ان‌جی خلیج فارس و بسته بودن خطوط لوله روسیه، اروپا باید برای گاز آمریکا و نروژ با آسیا رقابت کند. به‌گفته کارنلوس؛ برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند حتی اگر ذخایر تا اکتبر به 80 درصد ظرفیت برسد، «یکی از پایین‌ترین سطوح در 10 سال گذشته» خواهد بود که به‌طور بالقوه باعث بحران انرژی قابل مقایسه با سال 2022 می‌شود.

قیمت گاز 98درصد جهش کرده است

به‌نوشته کارنلوس، قیمت گاز از زمان شروع جنگ 98 درصد افزایش یافته است. او می‌گوید در بدترین سناریو، قیمت‌ها می‌تواند برای شش ماه به 90 یورو (104 دلار) در هر مگاوات ساعت برسد و تا سال 2027 به سطح قبل از جنگ بازنگردد.

این دیپلمات پیشین ایتالیایی می‌افزاید: پیامدهای اقتصاد کلان در زمان حاضر قابل مشاهده است.
به‌گفته او، آلمان، موتور صنعتی اروپا، شاهد سقوط 8درصدی بازار سهام خود بوده است و فرانسه و ایتالیا به‌ترتیب 7.7 و 6.6 درصد کاهش داشته‌اند. کارنلوس تأکید می‌کند که هر اقتصاد بزرگ اروپایی واردکننده خالص انرژی است و یونان (2.4 درصد تولید ناخالص داخلی)، ایتالیا (2 درصد) و اسپانیا (1.8 درصد) بیشترین آسیب را دیده‌اند. به‌نوشته او؛ این جنگ درست زمانی به اروپا ضربه زد که این قاره در حال تدارک یک بهبودی شکننده پس از جنگ اوکراین بود و امیدها به رشد را در هم شکست و فشارهای تورمی را دوباره شعله‌ور کرد.

آمریکا از آتش سود می‌برد؛ آتش‌افروز، قربانیان را سرزنش می‌کند

کارنلوس مهم‌ترین جنبه سیاسی این بحران را این می‌داند که آمریکا به‌نظر می‌رسد کمتر در معرض پیامدهای اقتصادی قرار دارد، در حالی که از متحدانش می‌خواهد هزینه‌ها را تحمل کنند. به‌گفته او؛ در واقع شرکت‌های انرژی آمریکا سود می‌برند زیرا خریداران اروپایی و آسیایی برای ال‌ان‌جی و نفت خام آمریکا رقابت می‌کنند.

نویسنده این یادداشت با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ می‌نویسد که رئیس‌جمهور آمریکا این محاسبه را به‌طرز وحشیانه‌ای صریح کرده است. به‌گفته کارنلوس، ترامپ در پستی در شبکه‌های اجتماعی به متحدانی که با کمبود سوخت دست و پنجه نرم می‌کنند، نوشت: «از آمریکا بخرید، ما به‌اندازه کافی داریم... [یا] به تنگه بروید و فقط آن را بگیرید. باید یاد بگیرید برای خودتان بجنگید؛ آمریکا دیگر آنجا نخواهد بود تا به شما کمک کند.»

کارنلوس می‌گوید: این جمله معادل این است که یک آتش‌افروز حرفه‌ای، قربانیان را به‌خاطر مشارکت نکردن کافی در خاموش کردن آتشی که خودش روشن کرده است، سرزنش کند.

نتیجه‌گیری: دوستی با آمریکا می‌تواند مرگبار باشد

این دیپلمات پیشین ایتالیایی در پایان می‌نویسد که اروپا از کنار زمین تماشا می‌کند که اقتصادش توسط جنگی که اجازه آن را نداده است و نمی‌تواند آن را کنترل کند، در هم کوبیده می‌شود. به‌گفته کارنلوس، در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ممکن است به اهداف نظامی محدودی دست یابد، میراث اقتصادی آن شکستن اتحادهای غربی و تضعیف شدید اقتصادهای شریک کلیدی خواهد بود.

کارنلوس تأکید می‌کند: آمریکا از این هرج‌ومرج سود می‌برد در حالی که از متحدانش می‌خواهد خودشان از خودشان دفاع کنند.
به‌نوشته او؛ در این محاسبه، در حالی که اقتصاد ایران قطعاً به‌شدت آسیب دیده است، حمله گسترده‌تر، کشورهایی را هدف گرفته است که آمریکا و اسرائیل به‌طور سنتی آنها را نزدیک‌ترین شرکای خود می‌دانستند.
او می‌گوید جایی که تجاوز روسیه به اوکراین ناتو را دوباره زنده کرد، پیامدهای شدید جنگ با ایران در خطر فروپاشی دائمی این ائتلاف است.

نویسنده این یادداشت در پایان دو پرسش اساسی را مطرح می‌کند: رهبران اروپایی کی شروع به بازبینی انتخاب‌های سیاست خارجی خود در چهار سال گذشته خواهند کرد؟ و متحدان آمریکا در اروپا، خاورمیانه و آسیا بالاخره چه‌زمانی مهم‌ترین درس ژئوپولیتیک نیمه دوم قرن بیستم را خواهند آموخت؛ درسی که امروز بیش از هر زمان دیگری معتبر است؛ دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک باشد، اما دوست او بودن می‌تواند مرگبار باشد.‌


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / اروپا / سیاست_بین‌الملل / میدل_ایست_آی