نورنیوز https://nournews.ir/n/308960
کد خبر: 308960
20 فروردین 1405

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان


از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است. حالا رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

نورنیوز- گروه‌ بین الملل: این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه های غربی

نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که تداوم حملات سنگین رژیم صهیونیستی به لبنان، آتش بس شکننده میان آمریکا و ایران را در معرض تهدید جدی قرار داده است. این رسانه آمریکایی نوشت در حالی که دولت ترامپ خود را برای مذاکره با تهران آماده می کند، ابهامات درباره وضعیت تردد در تنگه هرمز همچنان پابرجاست.

بر اساس این گزارش، مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی مدعی اند که آتش بس دو هفته ای شامل لبنان نمی شود؛ ادعایی که از سوی جمهوری اسلامی ایران و پاکستان به عنوان میانجیگر رد شده است. نیویورک تایمز به نقل از وزیر خارجه انگلیس افزود که عدم شمول آتش بس بر لبنان، کل منطقه را بی ثبات خواهد کرد.

این روزنامه ضمن اشاره به تلفات غیرنظامیان در بیروت در پی بمباران رژیم صهیونیستی، خاطرنشان ساخت که اعلام اولیه آتش بس موجب کاهش نسبی قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار شد. با این حال، نیویورک تایمز اذعان داشت که جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده تردد شناورها در تنگه هرمز تنها با هماهنگی نیروهای مسلح ایران امکان پذیر خواهد بود.

اندیشکده مرکز ترقی آمریکایی (امریکن پروگرس) در تحلیلی جامع اذعان داشت که ایالات متحده در پایان شش هفته جنگ علیه ایران، در موقعیتی ضعیفتر از پیش از آغاز مناقشه قرار گرفته است. این اندیشکده آمریکایی تصریح می کند که علیرغم حملات هوایی گسترده و حذف برخی فرماندهان و زیرساخت ها، جمهوری اسلامی ایران به دلیل توانایی در بازسازی تجهیزات و جایگزینی رهبران خود، عملاً پیروز میدان این نبرد راهبردی محسوب می شود.

بر اساس این گزارش، واشنگتن متحمل هزینه های سنگین اخلاقی، اقتصادی و نظامی شده است؛ از جمله کشته شدن بیش از ۱۷۰۰ غیرنظامی ایرانی، افزایش ۳۹ درصدی بهای بنزین برای مصرف کنندگان آمریکایی، و انهدام یا فرسایش تجهیزات راهبردی به ارزش بیش از ۲.۳۵ میلیارد دلار. این رسانه آمریکایی همچنین اذعان می کند که بستن تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور از سوی ایران، اهرم فشاری پایدار در اختیار تهران قرار داده است.

در پایان، این مرکز تحقیقاتی خاطرنشان ساخت که ایالات متحده هیچ یک از اهداف خود را محقق نساخته و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تثبیت توانایی خود در کنترل شریان حیاتی اقتصاد جهانی، از موضع قدرت در مذاکرات آتی حاضر خواهد شد.

بی بی سی در گزارشی به تحلیل تأثیرات آتش بس موقت در تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی پرداخت. بر اساس این گزارش، طی شش هفته گذشته، انسداد این آبراه راهبردی که محل تردد حدود ۸۰۰ شناور حامل نفت و گاز بود، منجر به افزایش بهای بنزین، گازوئیل، سوخت جت و نرخ بهره وام مسکن در سطح بین المللی شده بود. این رسانه اعلام کرد که اعلام آتش بس شبانه، مسیری برای کاهش تنش ها گشوده و واکنش مثبت بازارها را در پی داشته است، به گونه ای که قیمت نفت و گاز با ۱۵ درصد کاهش مواجه شد. با این حال بی بی سی به نقل از تحلیلگران اقتصادی نسبت به شکننده بودن وضعیت هشدار داد و خاطرنشان ساخت که بازگشت تولید گاز طبیعی مایع (LNG) قطر به ظرفیت پیش از جنگ، سالها زمان نیاز دارد.

در بخش دیگری از این گزارش به رویکرد جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است که تأکید دارد تردد در تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح و بر اساس ملاحظات فنی صورت خواهد پذیرفت. بی بی سی اذعان داشت که تداوم این آتش بس می تواند از افزایش بیشتر نرخ تورم و به تبع آن نرخ بهره بانکی در اروپا و آمریکا جلوگیری کند. در پایان، این گزارش تأکید می کند که با وجود کاهش موقت التهابات، پرسشهای اساسی درباره وضعیت آتی زنجیره تأمین انرژی و کنترل این شریان حیاتی اقتصادی همچنان بی پاسخ مانده است.

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

الجزیره در یادداشتی پیرامون تحمیل شرایط ده گانه ایران به آمریکا نوشت: قبول شرایط ایران توسط آمریکا نشان می‌دهد که ایران توانسته چارچوب و دستور کار مذاکرات را تعریف کند و ترامپ با حل و فصل در چارچوب پارامترهای آن موافقت کرده است. این یک پیروزی برای ایران است. این نشان می‌دهد که ترامپ دیگر توقف عملیات نظامی را به تسلیم کامل ایران، کنار گذاشتن کامل برنامه هسته‌ای، محدود کردن برنامه موشکی و قطع روابطش با گروه‌های مسلح متحد مرتبط نمی‌کند.

کریس مورفی، سناتور دموکرات، اظهار داشت که اعطای کنترل هرمز توسط ترامپ به ایران، یک پیروزی تاریخی به آن می‌دهد. از منظری وسیع‌تر، این توافق محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را آشکار می‌کند: این توافق نه ایران را از دفاع از خود باز داشته، نه آن را مجبور به تسلیم کرده و نه قابلیت‌های آن را به طور کامل فلج کرده است. این امر این تصور را تقویت می‌کند که می‌توان در برابر ایالات متحده ایستاد و از تسلیم شدن در برابر آن خودداری کرد. راه‌های دیگری نیز برای پرهزینه کردن جنگ برای ایالات متحده وجود دارد، یعنی ابزارهای غیرمستقیم مانند ابزارهای اقتصادی. این جنگ همچنین عدم تمایل ایالات متحده به درگیری زمینی را آشکار کرد و در عوض ترجیح داد به قدرت هوایی و عملیات دریایی از راه دور تکیه کند.

بعید نیست که دشمنان آینده ایالات متحده این ملاحظات را در رویارویی‌های نظامی خود با ایالات متحده در نظر بگیرند. توافق برای تعلیق خصومت‌ها نشان داد که ایران از موضع دفاعی قبل از جنگ خود، که در درجه اول شامل حفظ برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود بود، به یک موضع تهاجمی تغییر کرده است. این موضع تهاجمی، خواسته‌های ایران را گسترش داد تا شامل اعمال قوانین رفتاری در خاورمیانه، مانند محدود کردن آزادی عمل نظامی اسرائیل و وضعیت نیروهای نظامی ایالات متحده شود.

تمایل ترامپ حتی برای بحث در مورد این نکات نشان می‌دهد که حضور نیروهای آمریکایی در منطقه دیگر یک امر مسلم و غیرقابل بحث نیست و ایران حق دخالت ندارد. او حتی موافقت کرد که به ایران حق بررسی این موارد را بدهد، مواردی که قبل از جنگ موضوع مذاکره نبودند.

روزنامه العربی الجدید در خبری خاص فاش کرد که یک منبع عالی رتبه در وزارت امور خارجه پاکستان تاکید کرد که موضع دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر طفره رفتن از گنجاندن لبنان در توافق آتش‌بس، برای میانجی پاکستانی "بسیار تکان‌دهنده" بوده است.

اسلام‌آباد چند بار موضوع گنجاندن لبنان در آتش‌بس را با طرف آمریکایی مطرح کرده بود. این منبع خاطرنشان کرد که طرف ایرانی حاضر به پذیرش هیچ توافقی که شامل همه جبهه‌ها، از جمله لبنان و یمن، نباشد، نیست.

این منبع که با مذاکرات غیرمستقیم بین واشنگتن و تهران ارتباط دارد، توضیح داد که طرف ایرانی اصرار داشت که این توافق شامل همه جبهه‌ها باشد. او تأکید کرد که "میانجی پاکستانی به طرف آمریکایی تاکید کرده بود که لبنان در آتش‌بس دو هفته‌ای گنجانده شده است، اما واشنگتن ناگهان از این بند و شاید از بندهای دیگر نیز طفره رفت که طرف پاکستانی را غافلگیر کرد."

به گفته این منبع طرف آمریکایی تنها تصمیم‌گیرنده نیست؛ اسرائیل در تصمیم‌گیری‌ها دخالت می‌کند و نظر خود را به واشنگتن تحمیل می‌کند و واشنگتن می‌تواند تا زمانی که اسرائیل ناراضی باشد، از هرگونه توافقی عدول کند. این بسیار خطرناک است زیرا رویکرد یکجانبه به لبنان در طول مذاکرات غیرمستقیم، خواسته آمریکا نبود؛ مطمئناً این خواسته اسرائیل بود که به واشنگتن تحمیل شد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز چهارشنبه این موضوع را که لبنان در توافق آتش‌بس با ایران گنجانده شده است، تکذیب کرد و به لیز لندرز، خبرنگار PBS در کاخ سفید گفت: بله، آنها در این توافق قرار ندارند. ترامپ گفت لبنان به دلیل حزب‌الله از این توافق مستثنی شده‌ است.

روزنامه القدس العربی با انتشار گزارشی در رابطه با حملات اسرائیل به لبنان نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، نود دقیقه قبل از اجرای تهدید خود مبنی بر «محو تمدن ایران»، پذیرش آتش‌بس را در ازای باز کردن تنگه هرمز توسط ایران به مدت دو هفته اعلام کرد، که طی آن مذاکراتی در مورد ده نکته ارائه شده توسط تهران به شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، انجام خواهد شد.

پس از توافق، هواپیماهای جنگی اسرائیل نزدیک به ۱۰۰ حمله هوایی را در ده دقیقه به مناطق مختلف لبنان انجام دادند که در شمارش اولیه، ۲۵۴ کشته و ۱۱۶۵ زخمی بر جای گذاشت.

روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت به نقل از «منابع امنیتی عالی رتبه اسرائیل» تأیید کرد که آتش‌بس شامل لبنان نیز خواهد شد. با این حال، ایال زمیر، رئیس ستاد کل اسرائیل، در جریان حملات به لبنان، بیانیه‌ای از مرکز فرماندهی نیروی هوایی صادر کرد و گفت که این حملات در مرحله بعدی ادامه خواهد یافت. تنها چند ساعت پس از تأیید یدیعوت آحارانوت، دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اعلام کرد که توافق آتش‌بس «شامل لبنان نمی‌شود». اندکی پس از آن، رئیس جمهور آمریکا در اظهارات تلویزیونی اعلام کرد که توافق با تهران «شامل لبنان نمی‌شود» و «دلیل عدم شمول لبنان در این توافق، حزب‌الله است» و این «یک رویارویی جداگانه» است.

اسرائیل معتقد است که شدت حمله به لبنان، ایران را به تلافی علیه اسرائیل تحریک می‌کند، که می‌تواند نقض آتش‌بس تلقی شود و استدلال‌های برخی از "جنگ‌طلبان" در دولت آمریکا، مانند پیت هگست، وزیر دفاع، را برای کنار گذاشتن توافق تقویت می کند.

روزنامه رای الیوم در مقاله ای به قلم فؤاد البطاینة با اشاره به آتش بس بین ایران و آمریکا نوشت: جنگی که آمریکا و رژیم اشغالگر علیه ایران، با مشارکت کشورهای منطقه، به راه انداختند، با شکست پایان یافت. آنها پی بردند که ایران هدفی آسان یا مانعی ساده برای آمریکایی‌سازی و صهیونیستی‌سازی منطقه نخواهد بود و به راحتی قابل حذف نیست، ایران در بحبوحه جنگ به دنبال آتش‌بس یا مذاکره نبود؛ بلکه به عنوان پیروز، به خواسته‌های آمریکا با این شرایط پاسخ داد – و این موقعیتی بود که قبل از جنگ نداشت. ایران بدون داشتن سلاح هسته‌ای به عنوان ابزار تهدید پیروز شد و با این پیروزی، پروژه‌های تاریخی عظیمی را که برای منطقه و اسلام طراحی شده بود، خنثی کرد. از سال ۱۹۷۷، ایران در سیاست و اهداف بین‌المللی خود شفاف و روشن بوده است.

این کشور نسبت به کشورهای عربی صادق، صمیمی، دوست و بردبار بوده و تلاش کرده است تا با آنها در ایجاد یک سیستم امنیتی مشترک و دفاع از خود برای منطقه همکاری کند. در حالی که رژیم‌های عربی از این موضوع مطمئن بودند، اما از ترس و تسلیم شدن در برابر اراده آمریکا، به دنبال ایجاد تردید در مورد ایران و ایجاد اختلاف با آن بودند. امروز، ایران در قوی‌ترین موقعیت خود در تاریخ مدرن قرار دارد، موقعیتی که با پایداری و فداکاری‌هایش شکل گرفته است.

سلیمان سیفی اوگون نویسنده روزنامه ینی شفق در خصوص آتش بس نوشت: اکنون، ایالات متحده در صحنه است، در حالی که نظم مستقر خود در خاورمیانه را از هم پاشیده، زخمی، و اعتبار و اعتماد خود را از دست داده می بیند؛ به طور خلاصه، هژمونی آمریکا عملاً فروپاشیده است. در روزهای آینده تغییرات زیادی، چه در ایالات متحده و چه در معادلات جهانی، رخ خواهد داد. به خواست خدا، شاهد وقوع این تغییرات به صورت زنجیره‌ای خواهیم بود. در حال حاضر، یک چیز را می‌دانم و می‌توانم پیش‌بینی کنم: هر کسی که در معادلات جدیدی که شکل خواهد گرفت، روی ناتوی فاسد و ایالات متحده هزینه کند، بازنده خواهد بود.

مهمت علی گوللر ستون نویس روزنامه جمهوریت ترکیه نوشت: حتی اگر آمریکا برای خرید زمان ۱۵ روز صبر کند و بعد دوباره حمله کند، نتیجه تغییری نخواهد کرد: آمریکا شکست خورده است. زیرا آمریکا و اسرائیل نتوانستند بر ایران غلبه کنند. نتوانستند اراده سیاسی ایران را بشکنند، توان نظامی آن را از بین ببرند یا پاسخ‌های مؤثر ایران را متوقف کنند.

آمریکا نتوانست متحدان اروپایی خود در ناتو را وارد جنگ کند، نتوانست متحدانش در خلیج فارس را وارد جنگ کند و حتی نتوانست همسایگان ایران را به جنگ بکشاند. آمریکا تصور می‌کرد زیر بمباران سنگین، مخالفان داخلی ایران قیام خواهند کرد و حکومت سقوط خواهد کرد، اما اشتباه کرد. برعکس، حتی مخالفان نیز در برابر آمریکا و اسرائیل در دفاع از کشور متحد شدند. آمریکا این بار نتوانست از «کارت کردها» که در عراق و سوریه از آن استفاده می‌کرد بهره ببرد.

رسانه‌های چین و روسیه

سی جی تی ان چین در گفتگو با دو تحلیل‌گر دانشگاهی عوامل موثر بر آغاز آتش‌بس را توضیح داده است: وانگ جین (از دانشگاه نورث‌وست چین) و سان تاییی (از دانشگاه کریستوفر نیوپورت آمریکا) معتقدند علت وقوع آتش‌بس بیشتر ترسیم یک « راه خروج استراتژیک» برای ترامپ بود. وی برای عقب‌نشینی بدون اعتراف به شکست به این آتش بس نیاز داشت و این یک راه‌حل پایدار نیست. محرک اصلی آتش بس هم چالش های سیاسی مانند تنگنای اعتباری ترامپ بود و نه صرفاً مسایل نظامی. هر دو طرف به جای تلاش برای دستیابی به صلح، در حال رقابت بر سر خلق «روایت پیروزی» برای افکار عمومی داخلی خود هستند. در مورد آینده تنگه هرمز، وضعیت هرگز به پیش از جنگ برنمی‌گردد.

ایران سلطه خود را بر تنگه حفظ خواهد کرد و به جای بازگشایی کامل، شاهد «عبور مشروط و مدیریت‌شده» با هماهنگی نیروهای ایرانی خواهیم بود. این دو هفته یک فرصت موقت است، نه نقطه عطف. اختلافات اساسی (هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، قوانین تنگه هرمز) حل نشده است. خطر ازسرگیری تنش، به ویژه از سوی اسرائیل یا تلاش آمریکا برای بازگرداندن اهرم های فشار، بالاست. پس از این دوره آتش بس، مذاکرات پراکنده بدون پیشرفت ماهوی ادامه می‌یابد، اما وقوع جنگ تازه در مقیاس بزرگ بعید است.

دکتر ممدوح سالم، کارشناس سیاسی جهان عرب در گفتگو با اسپوتنیک به بررسی چگونگی تبدیل کنترل عملی تنگه هرمز توسط ایران به یک اهرم قدرتمند برای خنثی‌سازی کمپین «فشار حداکثری» آمریکا می‌پردازد.

وی گفت: سیستم دریافت عوارض از تنگه هرمز به یوان چین و استیبل‌کوین‌ها، سلطه دلار را به چالش می‌کشد. این رویکرد با تلاش بریکس برای تسویه هزینه های تجاری با ارزهای ملی همسو است.

استراتژی آمریکا علیه ایران «به طرز فجیعی حتی قبل از این جنگ شکست خورده بود». ایران تحریم‌ها را دور زده و روزانه ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه نفت صادر می‌کند که ۹۰٪ آن به چین می‌رود و عمدتاً به یوان یا به شکل پایاپای پرداخت می‌شود. درآمد حاصل از طریق بورس طلای شانگهای به طلا تبدیل می‌شود. اگر آمریکا به زیرساخت‌های انرژی ایران ضربه بزند، ایران در خلیج فارس تلافی کرده و عرضه نفت را محدود می‌کند که این امر می‌تواند قیمت نفت برنت را به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برساند. در این سناریو، بزرگترین بازنده جهان کسی نیست جز خود آمریکا.

راشا تودی در تحلیلی می نویسد: ایران به عنوان یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های مستمر جهان به «آخرین مانع» بر سر راه پروژه سلطه جهانی آمریکا تبدیل شده است. این تقابل در واقع رویارویی «قدمت» (ایران) در برابر «مدرنیته» (آمریکا با ۲۵۰ سال عمر) است. برخلاف قدرت‌های بزرگ اروپایی، روسیه، هند و چین که دوره‌های تکه‌تکه شدن را تجربه کرده‌اند، ایران هرگز به عنوان یک نهاد سیاسی واحد از میان نرفته است. آمریکا در یک «لحظه تاریخی منحصر به فرد» و استثنایی ظهور کرده، نه بر اساس عمق تمدنی پایدار. نظام سلطه آمریکا که بر پایه «زمان‌بندی و شرایط مساعد» ساخته شده بود، در حال فروپاشی است. بحران داخلی، قطبی شدن سیاسی، محدودیت در تفکر راهبردی و مقاومت حتی در اروپا در برابر آمریکا نشانه‌های پایان این توهم آمریکایی است.

ایران شاید از نظر منابع اقتصادی به پای چین نرسد و نتواند به هژمون جهانی تبدیل شود، اما دارای «وزن نهایی» است که ساختار سلطه آمریکا را فرومی‌ریزد. پایان این توهم، پایان واقعی قرن بیستم (عصر هژمونی تک‌قطبی) و آغاز ایجاد جهانی با مراکز قدرت متعدد، رقابت‌های متنوع و ائتلاف‌های در حال تغییر است.

صرف نظر از نتیجه رسمی جنگ، جهان تغییر کرده است. نه به خاطر ویرانی‌ها یا دیپلماسی، بلکه به این دلیل که ایده «هژمونی بی‌چالش جهانی» در حال از دست رفتن است.

راشاتودی در تحلیلی در مورد شکست مدل اجبار آمریکا و پیروزی ایران در نبرد کنونی نوشت: آتش‌بس دو هفته‌ای نه پایان جنگ، بلکه توقف تاکتیکی در حین یک درگیری‌ ناتمام است. آمریکا و اسرائیل با فرض اینکه حملات ویرانگر و تهدیدات شدید، ایران را وادار به تسلیم می‌کند وارد جنگ شدند، اما ایران نشان داد یک دولت با انسجام تاریخی و تاب‌آوری بالا را نمی‌توان با یک چرخه مجازات شکست. برخلاف ادعای واشنگتن، ایران ضربه را جذب کرده، با قدرت پاسخ داد، و منطق جنگ را به نفع خود تغییر داد.

از نگاه افکار عمومی جهان، ایران برنده این نبرد است. نویسنده در توضیح چرایی عقب‌نشینی ترامپ و انسجام داخلی ایران نوشت: ترامپ در ساعت پایانی اولتیماتوم خود ناگهان عقب‌نشینی کرد، نه از موضع پیروزی، بلکه برای فرار از باتلاقی پرهزینه. ادامه جنگ ریسک افزایش قیمت نفت، تداوم نوسانات بازار، تلفات آمریکایی و تبدیل «پیروزی سریع» به شکست سیاسی برای او را به همراه داشت. از سوی دیگر، حملات خارجی برخلاف هدف طراحانش، انسجام داخلی ایران را تقویت کرد. تهدید خارجی، نارضایتی‌ها را پشت «منطق بقای ملی» محو کرد و توان ایران را به جای تضعیف، تحکیم بخشید.

این آتش‌بس تاکتیکی است، نه صلح پایدار. این آتش‌بس یک «تنفس‌گاه» است، نه راه‌حل راهبردی. ایران طرح ۱۰ ماده‌ای خود را ارائه کرده و خودِ این که آمریکا مجبور است درباره چارچوب توقف جنگ مذاکره کند، دستاوردی سیاسی برای تهران است. جهان دیده که آمریکا دیگر نمی‌تواند برتری نظامی را به نظم سیاسی پایدار تبدیل کند و ایران، هرچند زخمی است، اما شکسته نشده. این توقف نه پیروزی قدرت آمریکا، که مدرکی از محدودیت‌های آن به شمار می‌رود.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

اسراییل هیوم در مطلبی با عنوان «اسرائیل در دستیابی به اهداف خود شکست خورد و احتمالاً بهای سنگینی خواهد پرداخت» نوشت: آتش‌بس با ایران، اسرائیل را در موقعیتی راهبردی شکننده ای قرار داده است. اسراییل نه به هیچ‌یک از اهداف جنگی خود (مانند فروپاشی نظام ایران یا توقف کامل برنامه هسته‌ای) دست یافته، نه دستاورد دیپلماتیکی کسب کرده و نه توانسته به تهدیدات اصلی علیه خود پاسخ دهد. آتش‌بس عملاً بر اسرائیل تحمیل شده و فاصله بین موفقیت‌های نظامی محدود و نتیجه نهایی، خطر تشدید بیشتر مناقشه را افزایش داده است. همچنین اقتصاد اسرائیل، به‌ویژه در جبهه داخلی، آسیب دیده و اعتماد بین دولت و مردم (به‌ویژه در شمال) به شدت کاهش یافته است.

ارتش اسرائیل بیشتر اهداف عملیاتی خود را محقق کرد، اما نتانیاهو نتوانست آن‌ها را به یک نتیجه راهبردی گسترده تبدیل کند. نظام ایران فرو نپاشید، کنترل اورانیوم غنی‌شده ممکن نشد و توان موشکی ایران تنها تا حدی خنثی شد. تحقیقات نیویورک تایمز نشان داد که اسرائیل وعده‌های نادرستی درباره فروپاشی سریع نظام و همکاری شبه‌نظامیان کردی داده و توانایی ایران را دست کم گرفته است. این موضوع جایگاه اسرائیل در آمریکا را که از قبل پایین بود، بیش از پیش تضعیف کرده و همکاری آینده با واشنگتن را دشوار می‌سازد.

ایران با وجود آسیب‌های وارده، توانست بقای خود را اثبات کند و با بستن تنگه هرمز، به رقبای خود فشار آورد. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون ایران را ضعیف‌تر اما کینه‌توزتر می‌بینند و ممکن است خشم خود را متوجه اسرائیل کنند. در لبنان، حزب‌الله زیر سایه آتش‌بس با ایران احساس قدرت بیشتری می‌کند و با خلع‌سلاح مخالف است. اسرائیل باید هرچه سریعتر وضعیت شمال را تعیین تکلیف کند، اما به نظر می‌رسد دست‌هایش نسبت به قبل بسته‌تر شده و آرامش کوتاه‌مدت، جای خود را به واقعیتی پیچیده و دشوار در میان‌مدت و بلندمدت داده است.

تایمز اسراییل در گزارشی به پایان احتمالی درگیری اخیر بین آمریکا و ایران اشاره دارد که نه با «نابودی تمدن ایران» (طبق تهدید ترامپ)، بلکه با آتش‌بس دو هفته‌ای پایان یافته که به جمهوری اسلامی امکان بقا و بازسازی می‌دهد.

ترامپ و تیمش پیروزی خود را با دو ادعا توجیه می‌کنند: توقف غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران و بازگشایی تنگه هرمز. اما هر دو ادعا مورد تردید است: ایران هنوز امتیاز هسته‌ای نداده و در مقابل، ممکن است سالانه ۸۰ میلیارد دلار از تنگه هرمز درآمد کسب کند. اسرائیل که خواهان ادامه جنگ بود، ناامید است. نتانیاهو پس از این جنگ نتوانست به «پیروزی قاطع» دست یابد، همان طور که در غزه و لبنان نیز موفق نشد. نظامیان ایران و متحدانش تضعیف شده‌اند اما توان بازسازی دارند و تهدیدهایشان همچنان پابرجاست. نکته کلیدی این است که نتانیاهو حتی در یک شرایط ایده‌آل (جنگ مشترک با ترامپ) نتوانست کار را تمام کند. آتش‌بس احتمالاً دائمی خواهد بود، زیرا ترامپ تمایلی به ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ندارد.

وای نت نیوز در تحلیلی هشدار می‌دهد پس از پرهزینه ترین جنگ تاریخ اسرائیل (با هزینه‌ای بین ۱۶ تا ۱۹ میلیارد دلار در ۴۰ روز)، ممکن است واقعیت امنیتی بدتری در انتظار باشد.در ابتدا پس از آتش‌بس ناگهانی، نتانیاهو و مقامات ارشد اسرائیل سکوت کردند و صهیونیست ها از طریق رسانه‌های آمریکا، ایران و پاکستان از آتش‌بس مطلع شده‌اند. فرماندهی پشت جبهه هنوز دستورالعمل جدیدی نداده است.

اهداف اعلام‌شده جنگ محقق نشده، از جمله تصاحب اورانیوم غنی‌شده ایران، سرنگونی نظام ایران، نابودی سامانه‌های موشکی بالستیک و قطع بودجه گروه‌های نیابتی.

این جنگ روزانه حدود ۳۲۰ میلیون دلار و در روزهای اولیه ۶۵۰ تا ۹۷۰ میلیون دلار هزینه داشته که مجموعاً به ۱۶ تا ۱۹ میلیارد دلار رسیده و تا پایان سال به ۱۱ میلیارد دلار اضافی برای تامین هزینه عملیات‌ها نیاز است.

این جنگ نیز مانند دوره های قبلی نبرد با اعلامیه‌های قاطع نتانیاهو شروع و به بن‌بستی ناآرام ختم شده است، با این تفاوت که اینبار موشک‌های بالستیک ایران در عرض چند دقیقه به تمام اسرائیل می‌رسید.

وضعیت امنیتی هم بدتر شده، توافق احتمالی آمریکا و ایران ممکن است توانایی اسرائیل برای اقدام علیه ایران را محدود کند. حتی بدون محدودیت رسمی، بازگشت به رویکرد آغاز «کارزار بین جنگ‌ها» می‌تواند منجر به درگیری‌های مکرر و پرهزینه شود، درست مانند دورهای متعدد جنگ با حماس پیش از ۷ اکتبر.

کمبود بودجه دفاعی هم مشکل دیگری است. بودجه فعلی ۴۶.۳ میلیارد دلار (با افزایش ۹.۷ میلیاردی) کافی نیست و تا پایان سال به ۱۱ میلیارد دلار اضافی نیاز است.

وای نت نیوز در تحلیلی دیگری، دو سناریوی متفاوت را برای اسرائیل پس از آتش‌بس ایران و آمریکا ترسیم می‌کند:

سناریوی اول: فاجعه راهبردی: ترامپ پس از متعهد شدن به ضربه زدن به زیرساخت‌های ایران، از جنگ عقب کشیده و آتش‌بس دو هفته‌ای پذیرفته است. اما ایران همچنان کنترل تنگه هرمز، توانایی موشکی بالستیک، گروه‌های نیابتی و حق غنی‌سازی را در اختیار دارد و حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده (کافی برای ساخت چندین بمب اتم) در اختیارش است. آغاز جنگ توسط آمریکا بعید به نظر می‌رسد. مذاکره‌کنندگان آمریکایی ممکن است مجبور به پذیرش خواسته‌های ایران (از جمله تضمین عدم حملات آینده و خروج نیروهای آمریکا) شوند. ایران با حمایت روسیه و چین می‌تواند قوی‌تر از قبل ظاهر شود و تلاش برای دستیابی به بمب اتم را تسریع کند. امید به صلح منطقه‌ای تحت هدایت آمریکا پایان یافته؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس به سمت تهران حرکت می‌کنند؛ اسرائیل حمایت دموکرات‌ها و حتی بخشی از حمایت دولت فعلی آمریکا را از دست می‌دهد.

سناریوی دوم: خوش‌بینانه (آتش‌بس تاکتیکی): آمریکا از آتش‌بس برای جابجایی نیروهای فرسوده و تقویت حضور خود استفاده می‌کند و نشان می‌دهد که ایران در توافقات دیپلماتیک قابل اعتماد نیست. ممکن است آتش‌بس به جبهه شمالی (لبنان) تسری نیابد و عملیات علیه حزب‌الله ادامه یابد. حتی اگر ایران از این جنگ جان سالم به در ببرد، ممکن است چنان تضعیف شود که در نهایت سقوط کرده و جایگزین گردد. هر چند این امر بعید است.

معاریو در مقاله ای به بررسی نگرانی‌های اسرائیل از آتش‌بس دو هفته‌ای اعلام‌شده توسط ترامپ با ایران می‌پردازد. نکات کلیدی و نگرانی‌های اصلی:

فرصتی برای پیشرفت هسته‌ای: ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی (کافی برای ساخت حدود ۱۰ بمب اتم) در اختیار دارد. طی آتش‌بس دو هفته‌ای، غیبت بازرسان و عدم الزام به توقف سانتریفیوژها به ایران فرصت می‌دهد تا در سکوت به سمت آستانه نظامی پیش رود.

تسلط بالفعل ایران بر تنگه هرمز: بر اساس گزارش‌ها، ایران و عمان می‌توانند از هر کشتی عبوری از تنگه هرمز «حق عبور» دریافت کنند. این به معنای شکست اولتیماتوم ترامپ (مبنی بر بازگشایی کامل، فوری و بدون قید و شرط تنگه هرمز) و ایجاد یک سابقه خطرناک بین‌المللی است. عملاً ایران حق وتوی خود را بر مهم‌ترین آبراه استراتژیک جهان پیدا می‌کند.

بحث لغو تحریم‌ها و حتی دریافت غرامت: نگرانی شدید از اینکه آمریکا در مذاکرات اسلام‌آباد (با میانجیگری پاکستان) با طرح ۱۰ ماده‌ای ایران وارد مذاکره شود. این طرح شامل لغو تحریم‌های تاریخی (از زمان جرج بوش) و همچنین پرداخت غرامت آمریکا و اسرائیل به ایران برای خسارات وارده به تأسیسات نفتی (به ویژه جزیره خارک) است.

ابهام درباره حزب‌الله: نخست‌وزیر پاکستان اعلام کرده آتش‌بس شامل حزب‌الله نیز می‌شود، اما مقامات اسرائیلی ادعای «تفکیک کامل» جبهه‌ها را دارند. اگر حزب‌الله از این آتش‌بس با قدرت خارج شود، شکستی برای اسرائیل خواهد بود.

لذا آتش‌بس کنونی نه تنها دستاورد نظامی اسرائیل را بی‌اثر می‌کند، بلکه ممکن است ایران را در موقعیتی قوی‌تر از قبل از جنگ قرار دهد؛ با کنترل بر تنگه هرمز، امکان لغو تحریم‌ها، دریافت غرامت، و فرصتی برای تکمیل پروژه هسته‌ای.

معاریو در مقاله ای دیگر با حمله تند و صریح به بنیامین نتانیاهو، او را متهم می‌کند به جای مدیریت جنگ با ایران، تنها به فکر بقای سیاسی خود بوده است. نتانیاهو ۲.۵ سال فقط یک جنگ را مدیریت کرده: جنگ برای بقای خودش. ارتش معجزه کرده، اما رهبری سیاسی تمام دستاوردها را هدر داده است.

او آدمی پر از حرف و بدون عمل است. نتانیاهو مدام از «نابودی، حذف و عقب راندن دشمن برای ۵، ۱۰، ۲۰ یا ۸۰ سال» سخن گفته، اما در عمل هیچ‌کدام محقق نشده است. او در تضاد منافع آشکار به سر می‌برد و تنها هدفش ادامه‌ هرچه بیشتر جنگ بوده است. امیدواریم دروغ‌هایی که نتانیاهو به ترامپ گفته، برای ما گران تمام نشود. ترامپ رئیس‌جمهوری دمدمی‌مزاج است و سه سال دیگر اینجا نیست، اما ما ماندگار خواهیم بود. هیچ‌یک از اهداف جنگ محقق نشد: حذف برنامه هسته‌ای، حذف تهدید موشکی و سرنگونی نظام ایران؛ پس از ۴۰ روز هیچکدام به دست نیامده است.

ایران همچنان اورانیوم غنی‌شده، موشک‌های بالستیک و کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. حماس در غزه قدرتمندتر می‌شود (با حمایت قطر و ترکیه)، حزب‌الله زنده ماند و تا آخرین لحظه برای اسراییل مزاحمت ایجاد کرد، و نظام ایران پس از هفته‌ها حمله دو ابرقدرت تاب آورد و باقی ماند. ما محدودیت‌های قدرت – حتی قدرت آمریکا – را یاد گرفتیم. برای مسائل پیچیده باید برنامه‌ریزی کرد. خلأ رهبری سیاسی در اسرائیل جدی است. هیچ وزیر جنگ، هیچ شورای امنیت ملی و هیچ دولتی وجود ندارد. فقط «بی بی، سارا و یائیر» مانده‌اند. یک سرخوردگی مطلق، بوی تعفن فساد به مشام می‌رسد.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / اسرائیل / جنگ / امریکا / رسانه های غربی / رسانه های چینی