نورنیوز https://nournews.ir/n/308944
کد خبر: 308944
20 فروردین 1405

شاعران در غم چهلمین شب شهادت مقام معظم رهبری سرودند


برخی از شاعران برای چهلمین شبی که مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، سرودند و این روزها را در تاریخ ثبت کردند.

نورنیوز- گروه فرهنگی: جمعی از شاعران ایران، در سوگ چهلمین روز شهادت مقام معظم رهبری، احساسات خود را در قالب کلمات بیان و این روحیه را در تاریخ ثبت کردند. در ادامه به چند شعر که برای این روز سروده شده است، می‌پردازیم:

افشین علا

ز داغ تو برخاست هرسو فغان‌ها/ رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها

چهل شب گذشت و ندیدیم رویت/ در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها

من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان/ من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها

پناهم تو بودی نخواهد رسیدن/ به تار عبای تو این سایبان‌ها

بمیرم برایت که با دست زخمی/ رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها

در اوج سیادت فقیری گزیدی/ به رغم فلان تیره و خاندان‌ها

بمیرم برایت که نشناختندت/ به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها

نه‌تنها تو را کشت خصم حرامی/ خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها

نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون/ تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها

شریکند در قتلت ای جان عاشق/ فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها

همانان که از ظلمشان خشم مردم/ به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها

همانان که تزویر و بی‌عرضه‌گی‌شان/ زد آتش دمادم به روح و روان‌ها

شریکان قدرت حریصان ثروت/ سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها

تو را کشت جولان بی‌عرضه‌گی‌ها/ تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها

چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد/ شرر بر کنام هُژَبر زمان‌ها؟

که داد این جسارت به قاتل که آید/ پی کشتن اسوۀ قهرمان‌ها؟

پی کشتن رادمردی مجاهد/ که تاریخ گوید از او داستان‌ها

یلی شرزه و روبه‌رویش رجزخوان/ بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها

لبانش دعاگوی ملت، ولیکن/ به دشنام او باز هر سو دهان‌ها

به جای مقامات خاطی به سویش/ کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها

چپاولگران، خود مصون از قضاوت/ ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها

چه رندان به نام جناح سیاسی/ پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها

زغن‌ها و زاغان که کردند با هم/ بهار وطن را شبیه خزان‌ها

همانان که جای رجز پیش دشمن/ ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها

پی نفی آموزه‌های بلیغت/ نوشتند فهرست سود و زیان‌ها

نیندوختند از تو زاد معانی/ نیاموختند از تو طرز بیان‌ها

بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان/ گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها

جفا از چپ و راست دیدی ولیکن/ روادار بودی به اینها و آن‌ها

چه شیادها در پی کاخ‌سازی/ چو شدادها نزد بی‌خانمان‌ها

پسرها و دامادها و رفیقان/ که با رانت خوردند خون جوان‌ها

چه بسیار کوتوله‌ رفتند بالا/ به هر دولت از پلۀ نردبان‌ها

کسانی که دادند دریای ثروت/ به افراد کوچکتر از استکان‌ها

رئیسان اخمو، مدیران فاسد/ که از خلق بر لب رساندند جان‌ها

در این خون شریکند زاهدنمایان/ که شد برملا فسقشان در نهان‌ها

چه نوکیسه‌گانی که با پول مردم/ رسیدند از خاک تا آسمان‌ها

به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران/ گلویت فشردند بس استخوان‌ها

بسا نورچشمی که گمنام و نادان/ رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها

شریکند در خونت ای پیر عاشق/ رفیقان مردود در امتحان‌ها

شریکند در خونت آن هم‌رکابان/ که دادند در دست دشمن، عنان‌ها

من از قاتلانت ننالم که گشتی/ شهید قلم‌ها شهید زبان‌ها

محمدحسین مهدویان

غم او معنی غم را عوض کرد/ شعار اهل عالم را عوض کرد

غمی که پر شد از شوری حماسی/ نگاه ما به ماتم را عوض کرد

حساب اهل دنیا را به هم ریخت/ چنانکه زلزله، بم را عوض کرد

چهل روز است داغی در دل ماست/ که جای زخم و مرهم را عوض کرد

ببین از چشممان سیلی‌ست جاری/ که نام اشک نم نم را عوض کرد

مگر که می‌شود با سایۀ جنگ/ مسیر نسل رستم را عوض کرد؟

مگر که می‌شود با یک تلنگر/ شکوه کوه محکم را عوض کرد؟

کمیم اما خداوندی که با ماست/ خودش معنای این کم را عوض کرد

پس از او پرچمش دست من و توست/ علمداران پرچم را عوض کرد

قاسم صرافان

چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامت/ چهل شب، به چله، فقط تیر غیرت

چهل شب اذا جاء... انا فتحنا.../ چهل شب توکل، توسل، تولا

چهل شب، دلیرانه در قلب میدان/ یکی پشت لانچر، یکی در خیابان

چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تن/ زن و مرد، گُردآفرید و تهمتن

چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شد/ وطن دشت غیرت، وطن کربلا شد

چهل شب عزای تو، شد انتقامت/ وطن گشت مبعوث، مبعوث نامت

چهل شب گذشت و تو بودی و دیدی/ چه مردانی از مردمت، آفریدی

به پای دلیران، سرِ دیو خم شد/ به پابوس ایران، تل‌آویو خم شد

جهان دید آزادگان جهانیم/ غیوریم، کوهیم، فخر زمانیم

کنون با شهیدان به میدان نظر کن/ به پرچم، به مردم، به ایران نظر کن

به قله، ببین مردمانی که گفتی/ همان شد، همان شد، همانی که گفتی

ناصر دوستی

رقتی و قُرعه بر این شور مُجسّم اُفتاد/ بر لب من گُذرِ روضه و هم دَم اُفتاد

باز چون ابر بهاری شدم و باریدم/ باز از چشم ترم اشک دمادم اُفتاد

جگرم سوخت و بر زخم عمیق جگرم/ اشک جاری شده در قالب مرهم اُفتاد

زبر لب نام تو را زمزمه کردم هرشب/ که به چشمم گُذر چشمه زمزم اُفتاد

آه از داغ عظیمت کمر کوه شکست!/ روی ابروی اَبَرمردِ وطن خم اُفتاد

و چهل روز عزای تو چهل سال گذشت!/ از غم تو ز نفس کوه وطن هم اُفتاد

مرد میدان، دمِ معراج تو معنا شد و بعد/ تن خاکیّ تو در خطّ مُقدّم اُفتاد

هیچ عهدی سر از آن مُشت گره کرده نبود/ دم زد از «لاتَهِنوا» عهد تو مُحکم اُفتاد

باز تقویم دلم رَخت عزا بر تن کرد/ که دلم در رمضان یاد مُحرّم اُفتاد

تنم از داغ تو لرزید و ترک خورد دلم/ داغ جانسوزتر از آنچه که در بَم اُفتاد

داغ تو با دلم ای یار سفر کرده چه کرد!/ قرعه قسمت من بعد تو بر غم اُفتاد

«وَ اذا زُلزلت الارض» حرم هم لرزید / لرزه بر جان حُسینیّه اعظم اُفتاد

بستی اِحرام در این خانه دلت مُحرِم شد/ در حریم حرمش نام تو مَحرَم اُفتاد

سوگ عُظمای تو را خواند حماسه نه عزا!/ گُذر هرکه بر این حلقه ماتم اُفتاد

برگ در برگ «چهل برگ» غزل بارانیست/ روی هر برگه این تذکره شبنم اُفتاد

«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»/ فرصتِ از تو سرودن که به دستم اُفتاد

«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»/ که به دست پسرت بعد تو پرچم اُفتاد

«مُحتشم» را چه سراسیمه به بیتت آورد/ باز این شور عظیمی که در عالم اُفتاد

ُمنتقم می‌رسد از راه که خونخواهی ها/ همه بر عُهده آن حضرت قائم(عج) اُفتاد

سجاد سامانی

نامش بلند باد که مانند دلبرش/ لب تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش

یادآور دمی‌ست که فرق علی شکافت/ گویا حسین بر سر نی می‌رود سرش

فرعونیان ز مشت گره کرده‌اش ملول/ لرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش

نیکان روزگار و دلیران کارزار/ پیوسته‌اند از همه دنیا به لشکرش

سروی که سروها همه تعظیم می‌کنند/ چون چشم می‌برند به قد صنوبرش

یاری کز او نمونه‌ی دیگر ندیده‌ایم/ واحسرتا اگر که نبینیم دیگرش

خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ/ می‌نویسد از این خون به دفترش

باید فرزدقی بنویسد قصیده‌ای/ من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟

کو محتشم که مرثیه‌ای تازه سر کند؟/ دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش

آن پیر می‌فروش که مست حسین بود/ ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش

روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی/ شبیه شام غریبان خواهرش

ما وارثان خون گلویی بریده‌ایم/ جان‌ها فدای عطر ضریح معطرش

وین ملتی که خامنه‌ای بود امید او/ اینک دوباره خامنه‌ای باد رهبرش


سرویس: فرهنگی
کلید واژگان: شاعران / چهلمین شب شهادت مقام معظم رهبری / شهادت مقام معظم رهبری