نویسنده و استاد ژئوپلیتیک در مدرسه عالی آمریکایی روابط بینالملل و دیپلماسی معتقد است که جهان در حال ورود به نظمی است که در آن «ابرقدرتها» وجود دارند، اما هیچکدام نقش هژمون را بازی نمیکنند.
نورنیوز- گروه بین الملل: فرانسوا پیکار در برنامهای ویژه میزبان مانلیو گراتزیانو، نویسنده کتاب «مرزهای جدید ژئوپلیتیک» و استاد دانشگاه آمریکایی روابط بینالملل و دیپلماسی در پاریس بود. این تحلیلگر سرشناس روابط بینالملل در این گفتوگو تصویری روشن از معمای استراتژیک پیش روی اروپا ترسیم کرد.
گراتزیانو با اشاره به تاریخ نیم قرن اخیر گفت: «ایالات متحده از پایان جنگ ویتنام به تدریج با محدودیتهای قدرت خود آشنا شد. شکست در ویتنام، سپس فاجعه راهبردی در عراق و افغانستان – که مجموعاً تریلیونها دلار هزینه و دهها هزار کشته بر جای گذاشت – این واقعیت را آشکار کرد که آمریکا دیگر نمیتواند به تنهایی نظم دلخواه خود را بر جهان تحمیل کند.»
وی افزود: «تفاوت امروز با گذشته این است که توهم رهبری اخلاقی و ایدئولوژیک آمریکا نیز فروپاشیده است. از دید بسیاری از متحدان اروپایی، واشنگتن دیگر نه یک شریک قابل اعتماد است و نه پرچمدار ارزشهای مشترک غرب. خروج یکجانبه از برجام، خروج از توافق اقلیمی پاریس، و رفتارهای دوسویه در قبال ناتو، اعتماد اروپا را به شدت خدشهدار کرده است.»
به گفته گراتزیانو، هسته اصلی بحران کنونی در همین نقطه نهفته است: «اروپا از یک سو به دلیل امنیت نظامی (از طریق ناتو)، امنیت اطلاعاتی، و حتی زیرساختهای مالی و انرژی خود به آمریکا وابسته است. قطع این پیوندها در کوتاهمدت غیرممکن است. از سوی دیگر، اروپاییها به خوبی میدانند که آمریکای امروز به هیچ وجه قابل اعتماد نیست. تصمیمگیری در واشنگتن میتواند ظرف یک شب، تمام معادلات اروپا را بر هم بزند.»
این استاد ژئوپلیتیک اضافه کرد که نمونه اخیر آن بحران اوکراین بود: آمریکا تسلیحات میدهد، اما همزمان از اروپا میخواهد هزینههای اقتصادی تحریمها را یکتنه بپردازد. یا در موضوع چین، واشنگتن اروپا را تحت فشار میگذارد که از پکن فاصله بگیرد، در حالی که خودش مذاکرات تجاری مستقیم را ادامه میدهد.
این ناهماهنگی راهبردی دقیقاً همان چیزی است که گراتزیانو آن را نشانه فرسایش هژمونی مینامد.
گراتزیانو در پایان پیشبینی کرد که جهان در حال ورود به نظمی است که در آن «ابرقدرتها وجود دارند، اما هیچکدام نقش هژمون را بازی نمیکنند.» او گفت: اروپا چارهای جز ساختن تدریجی ستون فقرات دفاعی و استراتژیک مستقل خود ندارد. اما این روند سالها طول خواهد کشید. تا آن زمان، اروپا در وضعیت «نه-نه» زندگی میکند: نه اعتماد دارد و نه رها کردن ممکن است.