نورنیوز https://nournews.ir/n/308272
کد خبر: 308272
18 فروردین 1405
نورنیوز نظرسنجی جدید شبکه سی‌بی‌اس را بررسی می کند

سیاست جنگی ترامپ در بحران مقبولیت مردم آمریکا


انتشار داده‌های تازهٔ نظرسنجی‌ مؤسسهٔ YouGov برای شبکهٔ CBS بار دیگر یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های اجتماعی امروز آمریکا را برجسته کرده است: شکاف عمیق در برداشت شهروندان از مسائل بین‌المللی، بسته به تعلق حزبی آن‌ها.

نورنیوز - گروه سیاسی: انتشار داده‌های تازهٔ نظرسنجی‌ مؤسسهٔ YouGov برای شبکهٔ CBS بار دیگر یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های اجتماعی امروز آمریکا را برجسته کرده است: شکاف عمیق در برداشت شهروندان از مسائل بین‌المللی، بسته به تعلق حزبی آن‌ها. موضوع نظرسنجی در این مطالعه،حمایت یا مخالفت با حمله یا به تعبیر این شبکه «اقدام نظامی» آمریکا علیه ایران بوده است؛ اما آنچه این داده‌ها را از یک سنجش معمولی فراتر می‌برد، ترکیب‌بندی سیاسی پاسخ‌دهندگان و نحوهٔ واگرایی نتایج بر اساس آن است.
بر اساس داده‌های گزارش‌شده، تنها ۸ درصد از دموکرات‌ها با اقدام نظامی موافق بوده‌اند، در مقابل ۹۲ درصد مخالفت نشان داده‌اند؛ رقمی که نشان می‌دهد افکار عمومی این حزب در این موضوع تقریباً یک‌دست است. در میان مستقل‌ها، ۳۱ درصد موافق و ۶۹ درصد مخالف بوده‌اند؛ توزیعی که باز هم تمایل بیشتر به مخالفت با حمله آمریکا به ایران را نشان می‌دهد. در نقطهٔ مقابل، جمهوری‌خواهان با ۸۴ درصد موافق و ۱۶ درصد مخالف، ترکیبی کاملاً متفاوت ارائه می‌کنند. همین سه داده اماری کافی است تا نشان دهد جامعهٔ آمریکا در موضوعات سیاست خارجی کمتر از همیشه به یک تصویر مشترک تکیه می‌کند.
این نوع قطبی‌سازی و واگرایی حزبی البته پدیده‌ای تازه نیست. در دههٔ اخیر، نحوهٔ تفسیر آمریکایی‌ها از مسائل بین‌المللی به‌روشنی تحت تأثیر رسانه‌های حزبی، نخبگان سیاسی و چارچوب‌بندی‌های جناحی قرار گرفته است. آنچه این نظرسنجی را برجسته می‌کند، ضریب بالا و کم‌سابقهٔ این شکاف است؛ شکافی که نه‌تنها اختلاف دیدگاه را نشان می‌دهد، بلکه از دو جهان معنایی متفاوت خبر می‌دهد که هر یک موضوعات امنیتی و نظامی را از زاویه‌ای کاملاً مستقل تبیین می‌کنند.
در چنین فضایی، سخنان اخیر دونالد ترامپ و جملهٔ کلیدی او با این مضمون که «متأسفانه اکثر مردم در آمریکا می‌خواهند ما به کشور برگردیم» بسیار قابل توجه است. این جمله، فارغ از ارجاع سیاسی آن، نمونه‌ای روشن از شکاف گفتمانی مردم با هیات حاکمه آمریکا است؛ شکافی که سیاست خارجی دولت را در مقابل اولویت‌بخشی مردم به مسائل داخلی قرار می‌دهد. پیوند این نوع پیام‌ها با داده‌های افکار عمومی نشان می‌دهد چگونه رهبران سیاسی می‌کوشند برداشت‌های کلان از نقش آمریکا در جهان را با خاستگاه ذهنی و هویتی مخاطبان خود منطبق سازند.
از این منظر، جملهٔ ترامپ اگرچه بیانگر یک باور سیاسی است، اما از زاویهٔ تحلیل افکار عمومی به نکتهٔ مهم‌تری اشاره دارد: درک شهروندان از حضور خارجی آمریکا، بیش از هر زمان، تابع هویت حزبی آن‌هاست یعنی تصمیمات راهبردی دولت ترامپ بیش از آنکه پشتوانه ملی داشته باشد ماهیت حزبی دارد. نظرسنجی CBS/YouGov این گزاره را تأیید می‌کند. برای مثال، تمایل بالای جمهوری‌خواهان به حمایت از اقدام نظامی با نوعی روایت از نقش بین‌المللی آمریکا همخوانی دارد که در سال‌های اخیر در میان این حزب پررنگ‌تر شده است. در مقابل، اکثریت قاطع دموکرات‌ها که با چنین اقدامی مخالف‌اند، بیشتر به روایت‌هایی نزدیک‌اند که در آن اولویت‌های داخلی یا ابزارهای غیرنظامی سیاست خارجی برجسته‌تر است.
از نگاه مطالعات افکار عمومی، چنین فاصله‌ای نه صرفاً «اختلاف سیاسی معمول»، بلکه نشانه‌ای از شکاف‌های عمیق مفهومی در معنای امنیت، تهدید، هزینه و نقش آمریکاست. این تفاوت‌های مفهومی، معمولاً در مواقع بحران یا تصمیم‌گیری‌های حساس، خود را به‌شکل پیش‌بینی‌های متفاوت از پیامد‌ها، ملاحظات اخلاقی ناسازگار، و شیوه‌های متضاد در سنجش فایده و هزینه نشان می‌دهد. بنابراین، شواهد موجود بیش از آنکه اختلافی بر سر «یک اقدام مشخص» باشند، بازتاب اختلاف در زیربنای فکری در بدنه فعالان حزبی آمریکا و نشانه ای برای واگرایی شدید آنها در تعریف منافع ملی است.
در چنین شرایطی، رسانه‌های آمریکایی غالباً تلاش می‌کنند داده‌ها را با دو رویکرد تحلیل کنند: نخست، سنجش تأثیر روایت‌های حزبی بر شکل‌گیری پاسخ‌ها؛ و دوم، بررسی ابعاد ساختاری قطبی‌سازی افکار عمومی که موجب می‌شود در موضوعات حساس، هر گروه به‌جای تفسیر مستقل، چارچوبی از پیش‌تعریف‌شده را بازتولید کند. مطالعهٔ حاضر نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
با توجه به این تحلیل‌ها، آنچه اهمیت بیشتری می‌یابد، شناخت مسیر کلی قطبی‌سازی در آمریکا است؛ مسیری که امروز صرفاً موضوعاتی مانند سیاست داخلی یا انتخابات را شامل نمی‌شود، بلکه در حوزهٔ سیاست خارجی نیز نقش تعیین‌کننده یافته است. برای ناظران، پژوهشگران و رسانه‌ها، چنین داده‌هایی یک پیام روشن دارند: درک رفتار آیندهٔ دولت‌ها، بدون توجه به لایه‌های عمیق افکار عمومی و شکاف‌های اجتماعی پشت آن‌ها، تصویری ناقص و گمراه‌کننده ارائه می‌دهد.
این نظرسنجی از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد سیاست خارجی امروز  آمریکا در افکار عمومی در حال تبدیل شدن به عرصه‌ای کاملا جناحی و حزبی است تا چیزی مردمی و ملی. در این چارچوپ، موافقت یا مخالفت با یک اقدام، بیش از آنکه تابع واقعیات و منافع پایدار ملی باشد، تابع «اینکه چه کسی آن سیاست را تعریف می‌کند» است. چنین روندی، اوج واگرایی میان مردم و حاکمیت است.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / سیاست_خارجی / افکار_عمومی / تحلیل_اجتماعی / نظرسنجی-CBS / YouGov / جامعه‌شناسی_سیاسی / رسانه_و_افکار_عمومی / قطبی‌سازی