نورنیوز https://nournews.ir/n/308017
کد خبر: 308017
17 فروردین 1405
نورنیوز پیامدهای حمله احتمالی آمریکا به نیروگاه‌های برق ایران را بررسی می کند،

آتش در نیروگاه‌ها، انفجار در اقتصاد جهانی


تهدید آمریکا در خصوص حمله به نیروگاه‌های برق ایران، نه یک اقدام محدود نظامی بلکه آغاز زنجیره‌ای از واکنش‌های متقابل و بحران‌های چندلایه در سطح جهانی است؛ بحرانی که از اختلال در زندگی روزمره مردم آغاز شده و تا تغییر موازنه قدرت در اقتصاد و فناوری جهان امتداد می‌یابد.

نورنیوز-گروه سیاسی: در صورت اجرایی شدن تهدیدات دونالد ترامپ و اقدام نظامی علیه نیروگاه‌های ایران که بسیاری از کارشناسان همچنان احتمال آن را ضعیف ارزیابی می کنند، آنچه در گام نخست رخ خواهد داد، فعال شدن منطق بازدارندگی متقابل است؛ واکنشی که پیش‌تر نیز به‌صراحت اعلام شده و  شامل هدف‌گیری و انهدام مجموعه نیروگاه‌های برق اسرائیل و سایر کشورهای منطقه خواهد بود. چنین سناریویی به‌سرعت به یک بحران فراگیر زیرساختی تبدیل می‌شود؛ بحرانی که اثر آن خاموشی‌های گسترده و اختلال در شریان‌های حیاتی جوامع است. در جهان مدرن، برق نه یک کالای رفاهی بلکه بنیان زندگی اجتماعی است؛ از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی گرفته تا سامانه‌های آب‌رسانی، حمل‌ونقل، ارتباطات و امنیت شهری، همگی به این منبع وابسته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در کشورهای توسعه‌یافته، بیش از ۷۰ درصد خدمات حیاتی شهری و زیست عمومی به برق پایدار وابسته است.
در ایالات متحده نیز این وابستگی در مقیاس کلان قابل مشاهده است؛ به‌طوری که بر اساس آمارهای رسمی مصرف برق این کشور سالانه حدود ۴۰۰۰ تا ۴۲۰۰ تراوات‌ساعت و سرانه مصرف آن حدود ۱۲ تا ۱۲.۵ هزار کیلووات‌ساعت است. این سطح بسیار بالای مصرف، حساسیت زیرساخت برق آمریکا  در برابر هرگونه اختلال را به‌شدت افزایش می‌دهد. 

تشدید ناترازی ساختاری در بازار جهانی انرژی برق

در نگاه اول شاید فرض بر این باشد که آمریکا به دلیل‌ فاصله زیاد جغرافیایی از منطقه نبرد در صورت صدمه دیدن نیروگاههای منطقه، دچار آسیب مستقیم نخواهد شد اما  آنچه این رخداد را از یک بحران منطقه‌ای فراتر می‌برد، پیامدهای زنجیره ای و راهبردی آن در مقیاس جهانی است. طی نزدیک به سه دهه گذشته، شکاف میان تولید و مصرف انرژی برق به یکی از چالش‌های ساختاری اقتصاد جهانی بدل شده است. رشد تقاضای برق در جهان به‌طور متوسط سالانه حدود ۲.۵ تا ۳ درصد است، در حالی که ظرفیت توسعه زیرساخت‌ها با این سرعت هم‌خوانی ندارد.
افزایش مستمر تقاضا برای برق، به‌ویژه در حوزه نیروگاه‌های گازی و سیکل ترکیبی بدلیل قیمت پایین تر و راندمان بالاتر، موجب شده ظرفیت شرکت‌های سازنده به‌شدت محدود شود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از این شرکت‌ها با افزایش بیش از ۵۰ درصدی هزینه‌های ساخت، عملاً ظرفیت‌های خود را تا حدود دو دهه آینده پیش‌فروش کرده‌اند. در چنین شرایطی، تخریب ناگهانی نیروگاه‌ها در یک منطقه ژئوپلیتیکی حساس، شوکی جدید به بازار وارد می‌کند و تقاضای فشرده برای بازسازی ایجاد خواهد کرد.
این فشار می‌تواند هزینه پروژه‌های نیروگاهی را در مقیاس جهانی بین ۳۰ تا ۸۰ درصد افزایش دهد و زمان‌بندی توسعه انرژی در بسیاری از کشورها را به‌طور جدی مختل کند. 

پیوند بحران انرژی با شتاب فناوری‌های نوین

در دهه‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین محرک‌های افزایش مصرف برق، توسعه شتابان فناوری‌های نوین بوده است. در ایالات متحده، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان برق جهان، رشد هوش مصنوعی و مراکز داده مرتبط با آن باعث شده این کشور سالانه بیش از ۴۰۰۰ تراوات‌ساعت برق مصرف کند و سهم مراکز داده به حدود ۳ تا ۴ درصد کل مصرف برق آمریکا برسد.
همچنین آمریکا حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد ظرفیت مراکز داده جهان را در اختیار دارد که این موضوع وابستگی مستقیم اقتصاد دیجیتال این کشور به برق را نشان می‌دهد. در اروپا نیز مصرف برق سالانه حدود ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰ تراوات‌ساعت و سرانه مصرف حدود ۵۰۰۰ تا ۶۵۰۰ کیلووات‌ساعت است که اگرچه تقریباً نصف سطح آمریکا محسوب می‌شود ولی در مجموع نیازی قابل توجه محسوب می شود.در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در زنجیره تأمین انرژی، مستقیماً بر مزیت رقابتی فناوری اثر می‌گذارد. افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی هزینه برق می‌تواند هزینه پردازش، توسعه و بهره گیری از مدل‌های هوش مصنوعی را حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش دهد. 

رقابت پرهزینه و بازتعریف موازنه اقتصادی

در سناریوی تخریب گسترده نیروگاه‌ها، بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه کشورهای نفت‌خیز و ثروتمند، به‌سرعت وارد رقابت برای بازسازی خواهند شد. این کشورها با توان مالی بالا می‌توانند با پیشنهادهای سنگین‌تر، اولویت تولید شرکت‌های سازنده را تغییر دهند و فشار مضاعفی بر بازار وارد کنند.
در چنین وضعیتی، هزینه پروژه‌های نیروگاهی در برخی موارد می‌تواند تا ۳۰ تا ۸۰ درصد افزایش یابد و زنجیره تأمین جهانی را دچار اختلال کند. آمریکا در این شرایط با دوگانه‌ای راهبردی مواجه می‌شود: افزایش هزینه انرژی یا تأخیر در توسعه زیرساخت‌ها و جا ماندن از گردونه توسعه فناوری های راهبردی.
در هر دو حالت، نتیجه افزایش هزینه برق در اقتصادهای بزرگ و فشار بر صنایع وابسته به انرژی خواهد بود؛ موضوعی که در نهایت می‌تواند موازنه قدرت اقتصادی و فناورانه جهان را تغییر دهد. 
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: آمریکا / ترامپ / اروپا / هوش_مصنوعی / اقتصاد_جهانی / زیرساخت / بحران_انرژی / ژئوپولتیک / انرژی_برق