سفر جورجیا ملونی به عربستان، قطر و امارات تلاشی برای تامین انرژی است، اما در عمق خود بازتابی از بحرانسازی ایالات متحده آمریکا، تغییر موازنه در تنگه هرمز و ضرورت پذیرش نقش ایران در نظم جدید منطقهای است.
نورنیوز-گروه بینالملل: سفر جورجیا ملونی به عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی در بستر بحرانی انجام میشود که ریشه آن در رفتارهای جنگافروزانه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل قرار دارد. این بحران، برخلاف ظاهر آن، ناشی از اختلال طبیعی در بازار انرژی نیست، بلکه محصول مداخلات هدفمند و تجاوزات نظامی است که تعادل منطقهای را بر هم زده است.
در این میان، ایران در جایگاه دفاع از حقوق قانونی خود در تنگه هرمز قرار گرفته و اقداماتش در چارچوب پاسخ به تجاوز و مجازات متجاوزان تعریف میشود. این وضعیت موجب شده تا روایت غالب درباره منشا بحران به چالش کشیده شود و نگاهها به سمت نقش مخرب آمریکا و اسرائیل معطوف گردد.
نتیجه این روند، تغییر تدریجی در موازنه قدرت منطقهای و افزایش اهمیت متغیرهای ژئوپلیتیکی در تعیین مسیر امنیت انرژی است.
اروپا میان وابستگی ساختاری و ضرورت استقلال
کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا با بحران عمیق اقتصادی، بهویژه در حوزه انرژی، مواجه شدهاند؛ بحرانی که ریشه آن در دههها وابستگی امنیتی و سیاسی به آمریکا و نفوذ ساختارهای همسو با آن قرار دارد. این وابستگی موجب شده تا اروپا در برابر اقدامات تجاوزکارانه، از جمله حملات به ایران، یا سکوت اختیار کند یا به مواضع حداقلی بسنده نماید.
چنین رویکردی نهتنها استقلال اروپا را زیر سوال برده، بلکه هزینههای اقتصادی و راهبردی آن را نیز افزایش داده است. ادامه این مسیر، به معنای تشدید بحران و کاهش قدرت مانور در سیاست خارجی خواهد بود.
در این چارچوب، تنها راه برونرفت، حرکت به سمت استقلال واقعی و بازنگری بنیادین در الگوی تصمیمگیری است؛ تغییری که باید از سطح گفتمان به سطح اقدام عملی منتقل شود.
نقش کشورهای عربی و الزامات تغییر رفتار
کشورهای عربی صادرکننده نفت، بهطور سنتی یکی از منابع تامین انرژی اروپا محسوب میشوند، اما در شرایط کنونی، نقش آنها فراتر از تامینکننده انرژی و در شکلگیری بحران نیز مورد توجه قرار گرفته است. همکاری این کشورها با آمریکا و اسرائیل و فراهمسازی فضا برای اقدامات آنها، از عوامل تشدید تنشها ارزیابی میشود.
در چنین شرایطی، هرگونه رایزنی انرژی با این کشورها تنها زمانی میتواند موثر باشد که با تغییر رفتار عملی همراه شود؛ تغییری که شامل پایان همکاریهای نظامی با آمریکا و حرکت به سمت کاهش تنشهای منطقهای است.
در غیر این صورت، تداوم رویههای گذشته نهتنها بحران را حل نخواهد کرد، بلکه به استمرار محدودیتها در تنگه هرمز و تشدید ناامنی انرژی منجر خواهد شد. همچنین رفتارهای مغایر با حسن همجواری، بیاعتمادی ایران را افزایش داده و امکان همکاری پایدار را کاهش میدهد.
هرمز جدید و اجبار به پذیرش واقعیتها
تحولات اخیر نشان میدهد که تنگه هرمز وارد مرحلهای جدید شده و بازگشت به شرایط گذشته امکانپذیر نیست. این تغییر، نتیجه همزمان جنگافروزی آمریکا و اسرائیل و دکترین راهبردی ایران در حوزه امنیت ملی و منطقهای است.
در این چارچوب، پذیرش حاکمیت قانونی ایران بر این گذرگاه به یک الزام برای تمامی بازیگران تبدیل شده است. همچنین تجربهها نشان داده که گزینه نظامی برای تغییر وضعیت، نهتنها کارآمد نیست، بلکه به پیچیدهتر شدن شرایط و شکست متجاوزان منجر میشود.
برای کشورهایی مانند ایتالیا که به انرژی خلیج فارس وابستهاند، پذیرش این واقعیتها و تطبیق با نظم جدید، تنها مسیر تامین پایدار انرژی است. در غیر این صورت، سفرهای دیپلماتیک و رایزنیها به اقداماتی نمادین و فاقد دستاورد عملی تبدیل خواهند شد.
بر این اساس مسیر آینده امنیت انرژی در گرو پذیرش واقعیتهای میدانی، پایان دادن به سیاستهای مداخلهگرانه و حرکت به سمت تعامل مبتنی بر احترام به حاکمیت کشورها تعریف میشود.