نورنیوز https://nournews.ir/n/307607
کد خبر: 307607
15 فروردین 1405
پایگاه عراقی المطلع تحلیل کرد:

ایران نشان داد قدرت، صرفاً با تعداد تسلیحات سنجیده نمی‌شود


پایگاه عراقی المطلع نوشت تجربه ایران نشان می‌دهد که قدرت، صرفاً با تعداد تسلیحات یا حجم اقتصاد سنجیده نمی‌شود، بلکه به میزان توانایی در پایداری، برنامه‌ریزی راهبردی و تحمیل هزینه‌های سنگین به رقبا وابسته است.

نورنیوز- گروه بین الملل: پایگاه عراقی المطلع با بررسی تحولات جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و محور مقاومت، به واکاوی یک مصاحبه از ملا مصطفی بارزانی مؤسس حزب دمکرات کردستان عراق در ۱۹۷۵ درباره ضرورت اتکا به داخل و شکنندگی اعتماد به قدرت‌های بزرگ در تحقق منافع ملی پرداخته است.

المطلع در تحلیلی نوشت: خاورمیانه طی دهه‌های گذشته به‌عنوان یک کانون پیچیده و راهبردیِ منازعات شناخته می‌شود؛ جایی که منافع قدرت‌های بزرگ با مطالبات ملت‌های محلی تلاقی یافته و منافع اقتصادی، سیاسی و دینی درهم‌تنیده، پویایی‌هایی همواره در حال تغییر را شکل داده است.

در قلب این صحنه، ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای مستحکم برجسته می‌شود که توانایی مقابله با چالش‌های نظامی و اقتصادی را به‌گونه‌ای ویژه در اختیار دارد. این توانمندی، متکی بر عمق جغرافیایی، منابع طبیعی گسترده و نیز ائتلاف‌های هوشمندانه در منطقه، از لبنان و یمن تا عراق و سوریه است.

تجربه ایران نشان می‌دهد که قدرت، صرفاً با تعداد تسلیحات یا حجم اقتصاد سنجیده نمی‌شود، بلکه به میزان توانایی در پایداری، برنامه‌ریزی راهبردی و تحمیل هزینه‌های سنگین به رقبا وابسته است. در این چارچوب، موضوع کنترل تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار راهبردی محوری مطرح می‌شود که به ایران امکان می‌دهد بر بازار جهانی انرژی تأثیر بگذارد و در برابر فشارهای نظامی و سیاسی بین‌المللی، به‌ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، موازنه ایجاد کند.

در سوی دیگر، تجربه کردها بیانگر شکنندگی اتکا به قدرت‌های بزرگ در تحقق منافع ملی است؛ درسی که همچنان در ارزیابی سیاست‌های آمریکا و تحولات منطقه‌ای خاورمیانه، چه در جنگ عراق و چه در تنش‌های کنونی میان ایران و آمریکا، زنده و قابل توجه است.

پیشینه تاریخی و تحلیل گفت‌وگوی بارزانی

ملا مصطفی بارزانی در سال ۱۹۷۵، در گفت‌وگویی تفصیلی با روزنامه «دی‌ولت» آلمان به مهم‌ترین خطاهای کردها در جریان مبارزاتشان علیه حکومت‌های مرکزی عراق پرداخت و تأکید کرد که اتکای مطلق به حمایت آمریکا، بزرگ‌ترین اشتباهی بود که هزینه‌های سنگینی برای جنبش کردی به‌همراه داشت.

بارزانی تصریح کرد که قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، مسائل منطقه‌ای را بر اساس منافع اقتصادی خود - به‌ویژه نفت - مدیریت می‌کنند و پایبندی واقعی به ارزش‌های اخلاقی یا تعهد به وعده‌ها ندارند.

وی همچنین به توافق الجزایر میان ایران و عراق اشاره کرد که به‌دنبال توقف حمایت‌های نظامی و سیاسی، به نوعی موجب رها شدن کردها شد و تأکید کرد: این رخداد صرفاً یک شکست دیپلماتیک نبود، بلکه درسی راهبردی درباره آسیب‌پذیری اتکا به خارج بدون ایجاد قدرت ملی مستحکم به شمار می‌رفت.

بارزانی خطاب به نسل‌های آینده تأکید کرد که اتکا به توان داخلی، تنها تضمین واقعی بقا است و هرگونه تعهد خارجی باید با احتیاط و با در نظر گرفتن منافع ملی ارزیابی شود.

شیوه تحلیل بارزانی صرفاً روایت رویدادها نبود، بلکه قرائتی عمیق از منافع بین‌المللی و درکی از این اصل بود که سیاست در خاورمیانه بر پایه تلاقی منافع شکل می‌گیرد نه وفاداری‌ها. این درس را می‌توان به تجربه‌های معاصر منطقه، از جمله نقش آمریکا در منازعات اخیر سوریه، عراق و یمن نیز تعمیم داد.

منازعه ایران و آمریکا و ائتلاف‌های منطقه‌ای

با تشدید تنش‌ها میان آمریکا و ایران، یک چالش راهبردی پیچیده شکل گرفته که فراتر از برتری صرف نظامی است و مؤلفه‌هایی همچون عمق جغرافیایی، توان انسانی، راهبرد اقتصادی و ائتلاف‌های منطقه‌ای را در بر می‌گیرد.

ایران با وسعت سرزمینی قابل توجه و رشته‌کوه‌های مهمی همچون زاگرس و البرز، از توان بالایی برای مقاومت در برابر هرگونه تهاجم زمینی برخوردار است. همچنین، تسلط بر تنگه هرمز جایگاهی راهبردی به این کشور می‌دهد که می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر هر اقدام احتمالی آمریکا یا اسرائیل تحمیل کند.

از منظر راهبردی، ایران به ترکیبی از قدرت‌های متعارف و نامتعارف متکی است؛ از جمله موشک‌های بالستیک دقیق، پهپادها، قایق‌های تهاجمی کوچک و سامانه‌های جنگ الکترونیک. این امر موجب می‌شود هرگونه رویارویی مستقیم با قدرت‌های بزرگ، (برای آنها) پرهزینه و با نتایج نامطمئن باشد.

این هم‌افزایی میان جغرافیا، فناوری و توان انسانی، نشان‌دهنده استحکام ایران است و هرگونه جنگ احتمالی با آمریکا را بیش از آنکه نبردی سریع برای پیروزی باشد، به آزمونی از هزینه‌های جنگ تبدیل می‌کند.

نقش حزب‌الله و یمن

ایران نفوذ خود را از طریق متحدان منطقه‌ای تقویت کرده است؛ از حزب‌الله در لبنان که به یک عامل بازدارنده واقعی در برابر اسرائیل تبدیل شده، تا جنبش انصار الله در یمن با ائتلاف عربی مورد حمایت آمریکا مقابله می‌کنند.

این راهبرد مبتنی بر فشار دوگانه - مواجهه مستقیم در برخی عرصه‌ها و تحمیل هزینه‌های سیاسی و اقتصادی از طریق نیروهای همسو - نشان‌دهنده رویکرد محاسبه‌شده ایران است و تأکید می‌کند که قدرت راهبردی تنها به تسلیحات محدود نمی‌شود، بلکه به نحوه بهره‌گیری از نفوذ در صحنه‌های مختلف نیز وابسته است.

تحلیل نظامی و فنی

در عرصه نبردهای مدرن، نوعی توازن میان برتری فناورانه غرب، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، و توان ایران در استفاده از ابزارهای جنگ نامتقارن دیده می‌شود.

برای نمونه، اسرائیل به سامانه‌های چندلایه پدافند هوایی متکی است، اما حملات سایبری منتسب به ایران و حزب‌الله نشان داده که صرف برتری فناوری، بدون راهبردهای مکمل، کافی نیست.

همچنین، هرگونه بسیج گسترده نیروهای آمریکایی - شامل هزاران نظامی و یگان‌های تفنگداران دریایی - با هزینه‌های مالی و سیاسی سنگینی همراه است و پیچیدگی عملیات نظامی را افزایش می‌دهد؛ امری که می‌تواند اعتبار آمریکا را در داخل و خارج تحت تأثیر قرار داده و به تقویت نفوذ روسیه و چین در منطقه منجر شود.

هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ

هرگونه درگیری نظامی، اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند؛ چرا که اختلال در تنگه هرمز به افزایش قیمت نفت و گاز طبیعی و اختلال در زنجیره‌های تأمین بین‌المللی می‌انجامد.

چنین منازعاتی همچنین می‌تواند به کاهش اعتبار بین‌المللی واشنگتن، تشدید شکاف‌های داخلی و افزایش انزوای سیاسی آن در مجامع جهانی منجر شود.

در مقابل، ایران با بهره‌گیری از نفوذ سیاسی و اقتصادی خود، موقعیت راهبردی‌اش را تقویت می‌کند و به بازیگری تبدیل می‌شود که در هرگونه ترتیبات آینده منطقه‌ای نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

تجربه‌های تاریخی و تحلیل‌های معاصر نشان می‌دهد اتکا به قدرت‌های بزرگ بدون ایجاد توان ملی مستحکم - آن‌گونه که ملا مصطفی بارزانی تأکید کرده - ملت‌ها را در معرض ناکامی و زیان‌های راهبردی قرار می‌دهد.

همچنین، منازعه ایران و آمریکا نشان می‌دهد که قدرت واقعی تنها به تسلیحات محدود نمی‌شود، بلکه به توان پایداری، تسلط بر موقعیت‌های راهبردی حیاتی و ایجاد ائتلاف‌های هوشمندانه‌ای وابسته است که قدرت تصمیم‌گیری سریع نظامی دشمن را محدود می‌کند.

درک این پویایی‌ها، درسی تعیین‌کننده برای هر قدرتی است که در پی نفوذ در خاورمیانه است؛ جایی که نفوذ راهبردی با قدرت ملی و پایداری جغرافیایی پیوند خورده و طراحی سیاست‌های آینده مستلزم فهمی عمیق از جغرافیا، توان نظامی، ائتلاف‌های منطقه‌ای و مدیریت توازن میان قدرت‌های بزرگ و کوچک است.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / جنگ / موشک های ایرانی