نورنیوز https://nournews.ir/n/306995
کد خبر: 306995
13 فروردین 1405
نورنیوز لحن تروریستی ترامپ در نطق اخرش را بررسی می‌کند؛

پزشکیان چه گفت؟ ترامپ چه می گوید؟


کافی است وجدان بشری، لحن و ادبیات ترامپ در آخرین نطق «عصر حجری»اش را با لحن و ادبیات پزشکیان در نامه ای که خطاب به مردم آمریکا نوشت قیاس کند. نطق ترامپ آکنده از نفرت و کینه و تهدید است و نامه پزشکیان لبالب از دعوت به تعامل و صلح و امنیت.

نورنیوز - گروه سیاسی: این بار چندم است که رییس جمهور متوهم آمریکا در ادبیات قلدرمابانه خود علیه ایران از تعبیر «بازگرداندن به عصر حجر » استفاده می کند. دونالد ترامپ در آخرین سخنرانی خود که با پوشش تبلیغی پیشاپیش گسترده ای همراه بود ایران را تهدید کرد که اگر فلان نکند بهنام خواهد شد و ایران را به عصر حجر بازخواهد گرداند.

موضعی که ترامپ با عباراتی از این جنس بیان کرد البته صرفاً یک اغراق سیاسی یا ژست بازدارنده نیست؛ این زبان، در سطحی عمیق‌تر، حامل نوعی عادی‌سازی خشونت حداکثری و فروکاستن یک ملت به «هدفِ قابل‌نابودی» است. اگر در تحلیل راهبردی، این لحن را نشانه‌ای از سیاست فشار حداکثری بدانیم، در تحلیل اخلاقی باید آن را نشانه‌ای از افول معیارهای مسئولیت‌پذیری در گفتار دولتی نیز تلقی کنیم.

در منطق کلاسیک بازدارندگی، تهدید باید «باورپذیر» و «قابل‌کنترل» باشد؛ اما وقتی ادبیات به سطح «ویرانی تمدنی» می‌رسد، از بازدارندگی عبور کرده و به قلمرو جنگ روانی بی‌مهار و «اغراق پرهزینه» وارد می‌شود. این نوع بیان، نه‌تنها به مدیریت بحران کمکی نمی‌کند، بلکه پل های تنش‌زدایی را تخریب می‌کند. در شرایطی که منطقه با تنش‌ها و درگیری‌های اخیر دست‌به‌گریبان است، چنین زبانی می‌تواند برداشت‌های حداکثری و واکنش‌های زنجیره‌ای ایجاد کند؛ همان چیزی که هر راهبرد عاقلانه‌ای باید از آن پرهیز کند.

اما مسئله فقط راهبردی نیست، اخلاقی نیز هست. تهدید به «بازگرداندن یک کشور به عصر حجر» عملاً به معنای پذیرش نابودی گسترده زیرساخت‌های حیاتی، رنج غیرنظامیان و فروپاشی زیست اجتماعی است. این نوع بیان، مرز میان هدف‌گیری نظامی و مجازات جمعی را مخدوش می‌کند و به‌طور ضمنی، کرامت انسانی را به حاشیه می‌راند. حتی اگر چنین تهدیدی هرگز عملی نشود، عادی‌سازی آن در گفتمان سیاسی، آستانه حساسیت اخلاقی را پایین می‌آورد و زمینه را برای پذیرش خشونت‌های بزرگ‌تر فراهم می‌کند.

از سوی دیگر، این لحن حاوی نوعی نادیده‌گرفتن تاریخ و هویت یک جامعه است. ایران صرفاً یک واحد جغرافیایی یا یک پرونده امنیتی نیست؛ سرزمینی با پیشینه‌ای چند هزارساله در تولید دانش، فرهنگ و سازمان اجتماعی است، از سنت‌های فلسفی و ادبی تا نقش‌آفرینی در پیوند شرق و غرب. ایده «بازگرداندن به عصر حجر» در این چارچوب، نه‌فقط از نظر عملی ناممکن، بلکه از نظر مفهومی نیز به شدت کودکانه و تقلیل‌گرایانه است: تمدن‌ها با بمباران از میان نمی‌روند؛ آنچه آسیب می‌بیند، پیش از هر چیز زندگی انسان‌ها و زیرساخت‌های معیشتی است، نه «تاریخ» یک ملت.

نکته مهم دیگر، اثر این گفتمان بر هنجارهای بین‌المللی است. پس از تجربه‌های فاجعه‌بار قرن بیستم، نوعی اجماع ضمنی شکل گرفت که تهدیدهای مطلق علیه موجودیت کشورهاباید مهار شود. بازگشت به ادبیات «نابودی کامل»، این خط قرمز را کمرنگ می‌کند و به دیگر بازیگران نیز سیگنال می‌دهد که می‌توان از چنین زبان‌هایی بدون هزینه جدی استفاده کرد. نتیجه، فرسایش تدریجی همان نظمی است که قرار بود از تکرار فجایع جلوگیری کند.

در سطح راهبردی، این نوع تهدیدها همچنین می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد: تقویت انسجام داخلی در کشور هدف، تشویق به دکترین‌های بازدارندگی نامتقارن، و کاهش انگیزه برای تعامل دیپلماتیک. وقتی یک طرف خود را در معرض تهدید وجودی می‌بیند، فضای مصالحه تنگ‌تر می‌شود و گزینه‌های پرهزینه جذاب‌تر به نظر می‌رسد.

نقد موضع تروریستی و تجاوزکارانه ترامپ صرفاً به این دلیل نیست که «تند» است؛ بلکه به این دلیل است که هم‌زمان سه لایه را تضعیف می‌کند: کارآمدی راهبردی، هنجارهای بین‌المللی، و اصول اخلاقی. زبان سیاست، بخشی از ابزار قدرت است اما وقتی این زبان به حذف‌گرایی و ویران‌سازی مطلق میل می‌کند، بیش از آنکه بازدارنده باشد، بی‌ثبات‌کننده می‌شود. اگر هدف، امنیت پایدار است، آنچه نیاز است نه اغراق در توان تخریب، بلکه تقویت قابلیت پیش‌بینی‌پذیری، حفظ کانال‌های دیپلماتیک و پایبندی به حداقل‌های اخلاقی در گفتار و عمل است.

کافی است وجدان بشری، لحن و ادبیات ترامپ در آخرین نطقش را با لحن و ادبیات پزشکیان در نامه ای که خطاب به مردم آمریکا نوشت قیاس کند. نطق ترامپ آکنده از نفرت و کینه و تهدید است و نامه پزشکیان لبالب از دعوت به تعامل و صلح و امنیت. بازگرداندن تمدنی کهن که در سایه نبوغ و بلوغ فکری خود، هزاران سال است که از عصر حجر فاصله گرفته است یک توهم مطلق متکبرانه است.

این در حالی است که مستاجر موقت کاخ سفید با بیان این تعابیر نشان داد که ساختار فکری و شخصیتی اش، نزدیک ترین فاصله را با عصر حجر و بلکه عصر توحش حیوانی دارد.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / پزشکیان / مردم آمریکا / آخرین نطق «عصر حجری / تعامل و صلح و امنیت / رییس جمهور متوهم آمریکا / عصر حجری / لحن و ادبیات ترامپ / نفرت و کینه / وجدان بشری