نورنیوز https://nournews.ir/n/306876
کد خبر: 306876
12 فروردین 1405

رسانه سعودی: ترامپ به ایران می‌بازد


یک رسانه سعودی در گزارشی با اشاره به راهبرد ایران در تنگه هرمز و اثرات زنجیره‌ای آن بر اقتصاد جهانی، نوشت: «این راهی است که تهران با آن، به جهان یادآوری می‌کند که به‌سادگی تسلیم نخواهد شد.»

نورنیوز-گروه بین الملل: نشریه سعودی «المجله» چاپ لندن گزارش خود را اینگونه آغاز می‌کند: آیا ایالات متحده در ایران به موفقیت رسیده است؟ پاسخ این پرسش بستگی به این دارد که از چه کسی بپرسید! طبق نظرسنجی موسسه «پیو ریسرچ سنتر/ Pew Research Center» که هفته گذشته منتشر شد، ۶۱ درصد آمریکایی‌ها از نحوه مدیریت این درگیری توسط دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهور این کشور ناراضی هستند و در سوی مقابل ۳۷ درصد، آن را تایید کرده‌اند. این ارقام بازتابی از میزان حمایت کلی از ترامپ است و نشان می‌دهد که شکاف دیدگاه‌ها تا حد زیادی بر پایه گرایش‌های حزبی شکل گرفته است. پر واضح است که از هر ۱۰ جمهوری‌خواه، هفت نفر اما از هر ۱۰ دموکرات فقط یک نفر از نحوه مدیریت و اجرای جنگ توسط کاخ سفید رضایت دارند.

برای سنجش موفقیت حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران راه دیگری نیز وجود دارد و آن، بررسی میزان خسارات واردشده است. بر پایه این معیار و پس از گذشت یک ماه از جنگ، آمریکا و اسرائیل هزینه‌های بیشتری به ایران تحمیل کرده‌اند. چندین مقام ارشد سیاسی و نظامی ایران کشته شده‌اند و (به ادعای ترامپ)، نیروی هوایی و دریایی ایران تا حد زیادی از بین رفته؛ برنامه هسته‌ای آن بیشتر عقب افتاده؛ توانایی شلیک موشک‌های بالستیک کاهش یافته و یکی از متحدان اصلی ایران، یعنی حزب‌الله لبنان، زیر بمباران شدید قرار گرفته است.

در سوی دیگر اما، مهم‌ترین نکته این است که ایران موفق شده است تا مسیرهای کلیدی حمل‌ونقل و تجارت را مختل کند، بدون آنکه تاکنون خسارات پایدار زیادی متحمل شود.

بنابراین، چرا اینگونه به نظر می‌رسد که آمریکا در میدان نبرد در مسیر پیروزی است اما در جنگ روی نوار شکست قرار دارد؟ احتمالا پاسخ این پرسش به «انتظارات» مربوط می‌شود. در این زمینه، صرفا بقای نظام ایران و توانایی آن در آسیب‌زدن به اقتصاد جهانی و تقویت رقبای آمریکا نشان می‌دهد که ایران در موقعیت بهتری قرار گرفته است. بقا و ایجاد اختلال، همواره اهداف راهبردی تهران در صورت وقوع جنگ بوده‌اند. استیصال آشکار ترامپ نیز نشان می‌دهد که به هدف خود برای یک عملیات سریع دست نیافته است.

نخستین دلیل برای اینکه آمریکا بازنده تلقی شود، اهداف حداکثری آن در آغاز جنگ است. ترامپ ۲۸ فوریه در ویدئویی در شبکه اجتماعی‌ وی (تروث سوشال/ Truth Social)، به طور تلویحی گفت که امیدوار به تغییر نظام سیاسی مستقر، پایان توانایی ایران برای ساخت موشک، مهار گروه‌های نیابتی و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. با این حال، تاکنون هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده است.

همان‌طور که برخی تحلیلگران در «فارین‌پالیسی/ Foreign Policy» اشاره کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران از پیش برای تضمین بقای خود، جایگزین‌هایی برای مناصب مهم سیاسی و نظامی در نظر گرفته بود. به ادعای این رسانه، گرچه توان موشکی ایران تضعیف شده، اما همچنان به شلیک موشک به اسرائیل و متحدان آمریکا ادامه می‌دهد. تهران پیش‌تر نشان داده که می‌تواند برنامه موشکی خود را ظرف تنها چند ماه بازسازی کند، همان‌طور که پس از حملات ژوئن پارسال آمریکا و اسرائیل چنین کرد و احتمالا بلافاصله پس از پایان این جنگ نیز به سرعت همین کار را انجام خواهد داد.

حزب‌الله نیز به طور مشابه، هرچند ضربات سنگینی متحمل شده اما همچنان به قوت خود باقی است. افزون بر این، حوثی‌های(انصارالله) یمن به‌عنوان نشانه‌ای از برنامه‌ریزی چندلایه ایران برای طولانی‌کردن جنگ، تازه وارد درگیری شده‌اند و به‌تازگی به سمت اسرائیل موشک شلیک کرده‌اند. در نهایت، حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا همچنان در جایی در ایران وجود دارد.

دومین دلیل برای آنکه آمریکا را ناکام جنگ بدانیم، هزینه‌های هنگفت اقتصادی است که ایران تا اینجای کار، به جهان تحمیل کرده است. قیمت سوخت هواپیما در سال جاری میلادی ۱۲۰ افزایش یافته و نفت خام برنت نیز در بازه‌ای مشابه بیش از ۸۷ رشد داشته است.

عمده‌ دلیل از این جهش شدید، اختلال در تنگه هرمز است؛ شاه‌راهی حیاتی که روزانه یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. همچنین ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) جهان نیز از همین مسیر می‌گذرد. اختلال در عرضه ان‌ان‌جی، در کنار آسیب به یک میدان گازی مهم قطر، به افزایش بیش از ۷۰ درصدی قیمت گاز طبیعی در اروپا در این ماه منجر شده است.

تنگه هرمز همچنین مسیر انتقال یک‌سوم «هلیوم» (عنصر اصلی در تولید نیمه‌رساناها) جهان و یک‌سوم صادرات جهانی کود شیمیایی است. هرچه انسداد تنگه هرمز طولانی‌تر شود، احتمال بروز بحران در حوزه تراشه‌های الکترونیکی و مواد غذایی به همراه بحران انرژی، بیشتر و بیشتر خواهد شد. این پیامدهای زنجیره‌ای اساسا راهی است که ایران از طریق آن به جهان یادآوری می‌کند که به‌سادگی تسلیم نخواهد شد.

افزون بر این، طبق نظرسنجی «GeoPoll» که در چند کشور شامل مصر، کنیا، پاکستان، عربستان سعودی و آفریقای جنوبی انجام شده است، تنها ۱۸ درصد پاسخ‌دهندگان ایران را مقصر این درگیری خوانده‌اند. در سوی مقابل ۲۹ درصد آمریکا و ۳۸ درصد اسرائیل را مسئول می‌دانند. از دلایل این موضع‌گیری می‌توان به این اشاره کرد که حملات علیه ایران درست همزمان با مذاکرات دیپلماتیکی صورت گرفت که از نگاه ناظران بی‌طرف، امیدوارکننده تلقی می‌شد.

سومین عامل دال بر اینکه آمریکا بازنده این جنگ تلقی می‌شود، این واقعیت است که خلاف جنگ عراق در دوران ریاست جمهوری جرج بوش در سال ۲۰۰۳، جنگ جاری علیه ایران از حمایت داخلی و بین‌المللی برای آمریکا برخوردار نبود. این بار از شعارهایی همچون ترویج دموکراسی یا نظم قانون‌محور، خبری نبود. تنها متحد واقعی آمریکا در این جنگ اسرائیل است که خود نیز بیش از گذشته در جهان منزوی و منفور شده است.

ترامپ ابتدا از متحدانش در ناتو درخواست کمک کرد، اما پس از آنکه به این نتیجه رسید که «کمکی در راه نیست»، این نیاز به کمک را انکار کرد؛ موضوعی که باعث شرمساری او شد. این جنگ روابط فراآتلانتیک(بیم آمریکا و اروپا) را تضعیف کرده است؛ این موضوع درباره توان آمریکا برای نمایش و معرفی خود به‌عنوان رهبر نظم جهانی‌ای که با دست خود به آن ضربه می‌زند نیز صدق می‌کند.

چهارم اینکه، نتیجه غیرمنتظره جنگ جاری، سود بردن رقبای آمریکا از آن است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در تلاش برای کنترل قیمت نفت، تحریم‌های نفتی جاری علیه ایران و روسیه را لغو کرد. در نتیجه، ایران هم‌اکنون درآمد نفتی بیشتری نسبت به قبل از جنگ دارد و روسیه نیز با هر روزی که از جنگ می‌گذرد، ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی کسب می‌کند که بدون شک در جنگ اوکراین استفاده خواهد کرد.

وضعیت در رابطه با چین پیچیده‌تر است؛ کشوری که بیش از نیمی از نفت خود را از خلیج فارس تامین می‌کند و با محدودیت‌هایی مواجه شده اما سیاست خارجی‌اش کمتر از آمریکا درگیر چنین بحران‌هایی است. رهبران نظامی چین به احتمال زیاد با دقت مصرف سریع موشک‌های پدافندی آمریکا را رصد می‌کنند؛ موضوعی که توانایی این کشور برای دفع حملات در سایر جبهه‌ها(احتمالا تایوان) را تضعیف خواهد کرد.

و در نهایت، این جنگ حتی حمایت از ترامپ در بین جمهوری‌خواهان را نیز متزلزل کرده است. وزارت جنگ آمریکا اعلام کرده که قصد دارد تا برای تامین مالی جنگ جاری، ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه اضافی درخواست کند، اما هنوز پیشنهادی رسمی ارائه نداده و دلیل آن هم احتمالا تردیدهای فزاینده درباره دریافت حمایت کافی از سوی کنگره است.

نانسی مِیس، نماینده جمهوری‌خواه، هفته گذشته پس از یک جلسه محرمانه با کمیته خدمات نیروهای مسلح، در «ایکس» نوشت: «بگذارید تکرار کنم: من از اعزام نیروی زمینی به ایران حمایت نخواهم کرد. بعد از این جلسه بیشتر از قبل هم چنین نظری دارم.»

ارزیابی کلی و نهایی این جنگ، تنها پس از پایان آن ممکن خواهد بود. همین حالا هم می‌توان تصور کرد که هرکدام از طرفین روایت خود را ارائه دهد؛ ایران بر مقاومت در برابر قدرتمندترین ارتش و ابرقدرتی نظامی تاکید خواهد کرد؛ اسرائیل از تضعیف توانمندی‌های دشمنانش سخن خواهد گفت و آمریکا هم خیلی راحت به نمایش و برجسته‌سازی قدرت نظامی خود خواهد پرداخت.

با این حال، حتی اگر جنگ به‌زودی و در چند روز آینده پایان یابد، واقعیت این است که بقای نظام ایران به‌عنوان یک موفقیت تلقی خواهد شد. رهبران آینده ایران احتمالا از این جنگ درس می‌آموزند که بزرگ‌ترین بازدارندگی، توانایی تحمیل هزینه‌های سنگین به اقتصاد جهانی است. این می‌تواند به بازسازی سریع زرادخانه موشکی و پهپادی و حتی تغییر رویکرد نسبت به سلاح هسته‌ای منجر شود.

شاید راهبرد اسرائیل الگوی «چمن‌زنی» و مبتنی بر تضعیف مداوم دشمنانش در منطقه باشد، اما لزوما نباید راهبرد آمریکا هم باشد. ترامپ همواره از جنگ‌های طولانی و پرهزینه در خاورمیانه انتقاد کرده است اما در عین حال، به نظر می‌رسد که ماهیت نظام ایران و ویژگی‌های جغرافیایی و وسعت آن را دست‌کم گرفته است؛ مولفه‌هایی که مقایسه آن با کشوری همچون ونزوئلا را غیرممکن می‌سازد.

افزون بر این، باید به مردم منطقه که مدت‌ها در رنج بوده‌اند، اندیشید. در ایران و لبنان هزاران نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر آواره شده‌اند. اسرائیلی‌ها نزدیک به دو سال است که با هر آژیر به پناهگاه‌ها می‌روند. در کشورهای خلیج فارس نیز مهاجران با بی‌ثباتی‌ای مواجه شده‌اند که در زمان کوچ به دبی یا دوحه، هرگز انتظارش را نداشتند. اگر تمام اینها تنها مقدمه‌ای برای جنگی دیگر باشد، پس دلیل این همه هزینه چه بود؟


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / ترامپ / سعودی