دوازدهم فروردین، یادآور این حقیقت عمیق است که قدرت واقعی در نظام جمهوری اسلامی، در دستان مردمی است که به آن هویت بخشیدهاند. حفظ این قدرت و مشروعیت، مستلزم توجه دائمی به خواست، نیاز و کرامت انسانی شهروندان، و همچنین تلاش بیوقفه برای دفاع از دستاوردهای ملی و انقلابی است.
نورنیوز- گروه سیاسی: دوازدهم فروردین ماه ۱۳۵۸، در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک مناسبت تاریخی نیست بلکه جلوهای روشن از یک اصل بنیادین در هویت نظام مستقر است: اصل تبلور اراده مستقیم و بیواسطه ملت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور. در این روز، مردم ایران با اتخاذ تصمیمی تاریخی در یک همهپرسی آزاد و فراگیر، نظام جدیدی را برگزیدند و بر تعلق این سرزمین به خواست و رأی آنان صحه گذاشتند. این انتخاب را نباید یک رویداد عادی و گذرا به شمار آورد. واقعیت این است که همهپرسی ۱۲ فروردین، بنیانی شد برای نوع نوینی از مشروعیت نظام جدید و سندی بر این مدعا که قدرت واقعی در این سرزمین، از آن ملت است.
اکنون با گذشت ۴۷ سال از رخداد بزرگ، و در شرایطی که ایران درگیر یک جنگ تحمیلی ظالمانه و نابرابر است، بازخوانی این روز و تأکید بر ضرورت مردمی ماندن نظام و بلکه تقویت روزافزون این وجه تعیینکننده، اهمیتی دوچندان مییابد. بر این اساس لازم است با رویکردی راهبردی، به بازاندیشی درباب چیستی این پیوند، چگونگی حفظ آن، و ضرورت ترمیم سازوکارهای مرتبط، بهویژه در بستر چالشهای امروزی پرداخت. در سالگرد ۱۲ فروردین، نگاه به مختصات موجود صحنه داخلی و منطقهای، ما را با واقعیتی تلخ اما پرافتخار مواجه میکند: ایران درگیر یک جنگ تحمیلی جدید است. این جنگ، نه تنها جغرافیای کشور، بلکه روح و روان ملت را نیز تحت تأثیر قرار داده اما به دلیل حضور و تداوم صف مردمی نظام، پایداری در برابر تهاجم دشمن را به یک افتخار ملی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، برجسته کردن "ذات مردمی" جنگ، بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد. دفاع مقدس، هم در فاز هشتسالهاش، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان، در ماهیت خود، تبلور اراده جمعی ملتی بوده است که برای حفظ کیان، استقلال و هویت خود به پا خاسته است.
جنگ، عرصه اراده ملی است و پیروزی در این تجربه، جز از مسیر اتکا به همین اراده ملی و همراهی مردمی حاصل نمیشود. ۱۲ فروردین، نماد همین اراده است که میتواند در دفاع از کشور نیز متجلی شود. این پیوند، بزرگترین سرمایه دفاعی یک ملت است. در دوران جنگ، انسجام ملی و روحیهبخشی به مردم، نقشی حیاتی در مقاومت و بقا ایفا میکند. تجلیل از ایثارگریها، تبیین چرایی دفاع و نشان دادن چهره واقعی دشمن، میتواند این روحیه را تقویت کرده و مردم را در برابر فشارهای روانی و تبلیغاتی دشمن مقاوم کند. جنگ های سه گانه، منافع ملی را در بالاترین سطح خود، یعنی حفظ تمامیت ارضی و استقلال، تعریف کرده است. هرگونه تلاش برای پیوند دادن نظام با امر ملی، باید بر این محور استوار باشد که دفاع از کشور، در حقیقت دفاع از منافع و آرمانهای عمیق مردم است.
برای آنکه نظام جمهوری اسلامی، در گذر از چالشهای جنگ، در مسیر تقویت وجه مردمی باقی بماند و پیوند خود را با ملت حفظ کند باید راهبردهایی عملیاتی و غیرشعاری را مد نظر قرار داد. ایجاد سازوکارهای مشارکت در امر دفاع یک ضرورت است. باید فضاهایی برای مشارکت فعال مردم در امور پشتیبانی، امدادرسانی، و حتی مشارکت در تصمیمگیریهای مرتبط با جنگ (در سطوح مشورتی)، ایجاد شود. این امر، حس تعلق و مسئولیتپذیری را در مردم تقویت میکند. در عین حال با وجود محدودیتهای ناشی از جنگ، دولت و نظام باید تلاش مضاعفی برای حفظ ثبات اقتصادی، کنترل تورم، و تأمین نیازمندیهای اساسی مردم به کار گیرند. این توجه، نشاندهنده درک عمیق نظام از دشواریهای مردم است. در ضمن اطمینان از اینکه بار جنگ، به صورت عادلانه بر دوش اقشار مختلف جامعه قرار می گیرد و منابع به درستی و با اولویتبندی صحیح تخصیص می یابند یک ضرورت است.
مشروعیت برخاسته از رأی ملت
ساختار سیاسی انقلاب و جمهوری اسلامی، در تار و پود خود، با اراده ملت پیوند داشته است. هم تکوین و پیروزی انقلاب، سرشتی مردمی داشت و هم شکلگیری نظام سیاسی جدید پس از الغای سلطنت، مبنای مستحکم مردمی پیدا کرد. ۱۲ فروردین، نماد تجلی این اراده است؛ روزی که ملت با "آری" قاطع خود، مسیر آینده سیاسی کشور را تعیین کرد. این انتخاب، به نظام، مشروعیت مدنی بخشید و در مقابل، مسئولیت خدمتگزاری بیوقفه و پاسخگویی دائمی به مردم را بر دوش حاکمان نهاد. نظامی که با رأی مردم شکل گرفته، اگر بخواهد پایدار بماند و در مسیر خود موفق باشد، باید همواره خود را وامدار و پاسخگوی همان ملتی بداند که به آن حیات بخشیده است.
هرگونه انحراف از این مسیر، هرگونه فاصله گرفتن از خواست و نیاز مردم، به معنای تضعیف بنیانهای مشروعیت و در نهایت به خطر انداختن پایداری نظام است. نگاهی به رخدادهای بزرگی همچون دفاع مقدس، ثابت میکند که این وجه مردمی در مقام عمل چه پیروزیهای چشمگیری به همراه داشت.
با اینهمه نمیتوان از این واقعیت غافل بود که این سرشت مردمی در پارهای ادوار با نوسانها و تنزلهایی مواجه بوده است. ماندگاری و بازیابی قدرت ملی در ایران مستلزم شناخت آن نوسانها و ریشهیابی علل و عوامل آن است. یکی از کلیدیترین سازوکارهایی که میتواند پیوند نظام با مردم را تقویت و تضمین کند، نظام انتخاباتی کشور است. در دنیای امروز، دموکراسی صرفاً به برگزاری انتخابات در فواصل زمانی معین محدود نمیشود، بلکه نیازمند سازوکارهایی پویا، شفاف و فراگیر است. برای آنکه نظام جمهوری اسلامی، در تراز همان انتخاب ۱۲ فروردین، "مردمی" باقی بماند، تقویت نظام انتخاباتی امری اجتنابناپذیر است.
اتخاذ ساز و کارهای اثرگذارترین برای فراهم آوردن زمینه رقابت واقعی، در سطح انتخابشوندگان و انتخابکنندگان یکی از اصول اساسی در این مسیر است. نتیجه مهم این مولفه، توسعه دایره مشارکت سیاسی شهروندان است که به نوبه خود ضامن مردمی بودن یک نظام سیاسی است. باید با تقویت نهادهای مدنی، احزاب، سندیکاها، انجمنها و مردمنهادها و با سازوکارهای مشورتی، دامنه مشارکت مردم در تصمیمگیریها را گسترش داد تا حس "خودمختاری" و "سهیم بودن" در اداره امور، در سطوح مختلف جامعه نهادینه و تقویت شود.
دوازدهم فروردین، یادآور این حقیقت عمیق است که قدرت واقعی در نظام جمهوری اسلامی، در دستان مردمی است که به آن هویت بخشیدهاند. حفظ این قدرت و مشروعیت، مستلزم توجه دائمی به خواست، نیاز و کرامت انسانی شهروندان، و همچنین تلاش بیوقفه برای دفاع از دستاوردهای ملی و انقلابی است. نظام باید هوشیار باشد که فاصله گرفتن از مردم، نه تنها به معنای تضعیف جایگاه خود، بلکه به معنای سست شدن پایههای دفاع ملی و در نهایت، به خطر انداختن دستاوردهای تاریخی ملت است. پیوند ناگسستنی ۱۲ فروردین، باید همواره چراغ راهی باشد برای ماندگاری نظام در قلب مردم و در سایه سرفرازانه اقتدار ملی.