نورنیوز https://nournews.ir/n/306378
کد خبر: 306378
10 فروردین 1405
نطق کوبندۀ آرونداتی روی علیه جنگ آمریکا و اسرائیل؛

دیگر برای چه کار‌هایی باید اجازه بگیریم؟ برای دستشویی رفتن!


آرونداتی روی، نویسنده و کنشگر سرشناس هندی گفت: حملۀ بی‌دلیل و غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران ادامۀ همان نسل‌کشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. همان نسل‌کشان همیشگی‌اند با همان دفترچۀ راهنمای همیشگی. کشتن زنان و کودکان. بمباران بیمارستان‌ها. ویران کردن شهر‌ها با بمباران فرشی و بعد هم بازی کردن نقش قربانی.

نورنیوز-گروه بین الملل:  آرونداتی روی، نویسنده و کنشگر سرشناس هندی، از مهم‌ترین و جسورترین صدا‌های ادبی و سیاسی هند و جهان است؛ نویسنده‌ای تحسین‌شده که جوایز معتبر بسیاری، از جمله جایزۀ بوکر، را از آن خود کرده و در فهرست ۱۰۰ چهرۀ تأثیرگذار مجلۀ تایم نیز قرار گرفته است. او در پایان نشستی که در دهلی نو برای معرفی کتاب تازه‌اش برگزار شده بود، دربارۀ جنگ علیه ایران، امپریالیسم آمریکا و نقش دولت هند در این ماجرا سخن گفت. آنچه می‌خوانید متن آن سخنان است.

 آرونداتی روی، زیتئو — می‌دانم که امروز اینجا جمع شده‌ایم تا دربارۀ کتاب «مامان ماری به سراغم می‌آید» حرف بزنیم. اما مگر می‌شود این روز را به پایان رساند و از آن شهر‌های زیبا، تهران، اصفهان و بیروت، که در آتش می‌سوزند، چیزی نگفت؟ با همان روحیۀ صراحت و بی‌پرواییِ مامان ماریِ خودم، می‌خواهم از این تریبون استفاده کنم تا چیزی درباره حملۀ بی‌دلیل و غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران بگویم. این حمله، البته، ادامۀ همان نسل‌کشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. همان نسل‌کشان همیشگی‌اند با همان دفترچۀ راهنمای همیشگی. کشتن زنان و کودکان. بمباران بیمارستان‌ها. ویران کردن شهر‌ها با بمباران فرشی. و بعد هم بازی کردن نقش قربانی

 اما ایران غزه نیست. صحنۀ این جنگ جدید می‌تواند چنان گسترش پیدا کند که سراسر جهان را در بر بگیرد. ما بر آستانۀ فاجعۀ هسته‌ای و فروپاشی اقتصادی‌ایستاده‌ایم. همان کشوری که هیروشیما و ناگازاکی را بمباران کرد، ممکن است خود را برای بمباران یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان آماده کرده باشد. فرصت‌های دیگری برای حرف زدن درباره این موضوع خواهد بود، پس بگذارید فعلاً روشن و صریح بگویم: من در کنار ایران‌ایستاده‌ام. بی‌هیچ ابهامی. هر رژیمی که نیازمند تغییر است، از جمله رژیم آمریکا، اسرائیل و خود ما، باید به دست مردم تغییر کند، نه به دست یک قدرت امپریالیستیِ فربه، دروغگو، متقلب، حریص، چپاولگرِ منابع و بمب‌افکن، و متحدانش که می‌کوشند با زورگویی همۀ جهان را به تسلیم وادارند.

ایران در برابر آن‌ها‌ایستاده است، اما هند سر به زیر انداخته و عقب کشیده است. من از این همه بزدلی و بی‌مایگیِ دولتمان شرمنده‌ام. روزگاری ما کشوری فقیر بودیم با مردمی بسیار فقیر، اما غرور داشتیم. کرامت داشتیم. امروز به کشوری ثروتمند بدل شده‌ایم با مردمی بسیار فقیر و بیکار که به‌جای غذای واقعی، خوراکشان نفرت و زهر و دروغ است. غرورمان را از دست داده‌ایم. کرامتمان را از دست داده‌ایم. شجاعتمان را از دست داده‌ایم. مگر در فیلم‌هایمان.

ما چه مردمی هستیم که دولت منتخبمان، وقتی آمریکا رؤسای دولت‌های دیگر را می‌رباید و ترور می‌کند، حتی نمی‌تواند در برابرش بایستد و آن را محکوم کند؟ آیا دوست داریم همین رفتار را با ما هم بکنند؟ اینکه نخست‌وزیر ما فقط چند روز پیش از حملۀ بنیامین نتانیاهو به ایران، به اسرائیل سفر کرده و او را در آغوش گرفته، چه معنایی دارد؟ اینکه دولت ما فقط چند روز پیش از آنکه دیوان عالی آمریکا تعرفه‌های ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، یک توافق تجاری خفت‌بار با آمریکا امضا کرده که عملاً کشاورزان ما و صنعت نساجی ما را به حراج می‌گذارد، چه معنایی دارد؟ اینکه حالا به ما «اجازه» داده می‌شود از روسیه نفت بخریم، چه معنایی دارد؟ دیگر برای چه کار‌هایی باید اجازه بگیریم؟ برای دستشویی رفتن؟ برای یک روز مرخصی گرفتن؟ برای دیدن مادرانمان؟

هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، آشکارا ما را مسخره و تحقیر می‌کنند. و نخست‌وزیر ما همان خندۀ مشهور و پوچش را تحویل می‌دهد. و باز هم به بغل‌کردن ادامه می‌دهد. در اوج نسل‌کشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جای کارگران فلسطینیِ اخراج‌شده را پر کنند. امروز، در حالی که اسرائیلی‌ها به پناهگاه‌ها ‌می‌روند، گزارش می‌شود که آن کارگران هندی اجازه ندارند وارد همان پناهگاه‌ها شوند. این دیگر چه وضعی است؟ چه کسی ما را به این موقعیت تحقیرآمیز، شرم‌آور و نفرت‌انگیز در جهان کشانده است؟

 بعضی از شما یادتان هست که زمانی چطور آن اصطلاح اغراق‌آمیزِ کمونیستی، یعنی «سگ دست‌آموز امپریالیسم» را دست می‌انداختیم. اما حالا، به نظر من، این تعبیر دقیقاً برازندۀ ماست. مگر در فیلم‌های تباه و مسموم‌مان که قهرمانان سینمایی در آن‌ها با تبختر پیش می‌آیند، جنگ خیالی پشت جنگ خیالی را می‌برند، ابله‌اند و بیش از حد عضلانی. و با خشونت بیهوده‌شان و آن کله‌های پُر از گه‌شان، عطش سیری‌ناپذیر ما به خونریزی را تغذیه می‌کنند.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / اسرائیل / غزه / امریکا / حمله / نسل کشی / کتاب / بمباران / آرونداتی روی / مامان ماری به سراغم می‌آید / نویسنده و کنشگر سرشناس هندی