در الگوی جنگی دشمن صهیونیستی، حمله به زیرساختهای علمی و دانشگاهی، دیگر یک رخداد جانبی یا استثنایی نیست؛ بلکه بخشی از راهبردی شده است که هدف آن، فراتر از تخریب فیزیکی، ضربهزدن به ظرفیت تولید و ذخیره دانش یک ملت است. در این الگو حتی دانشگاهی با کارکردی کاملاً علمی و فناوریمحور، مانند دانشگاه علم و صنعت، هم به سادگی بهعنوان هدف حمله انتخاب میشوند.
نورنیوز- گروه سیاسی: صبح روز شنبه 9 اسفند، همزمان با یکماهه شدن شروع تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، یکی از مراکز اصلی دانشگاهی ایران هدف حملات دشمن قرار گرفت و بخشهایی از آن تخریب شد. ساختمانهای پژوهشی و اموزشی دانشگاه علم و صنعت به عنوان یکی از قدیمیترین و فعالترین نهادهای علمی و دانشگاهی بر اثر این هجوم تخریب شد. این دانشگاه از اصلیترین مراکز تحقیقات علمی در ایران است که کارنامهای درخشان در فراوریهای علمی و نیز پیوند دانش و صنعت دارد و تاکنون محصولات فراوانی را در چرخه صنعتی سازی قرار داده است. حمله به دانشگاه علم و صنعت، نخستین مورد از هجوم بیرحمانه نظامی به نهادهای علمی کشور نیست و دشمن آمریکایی – صهیونیستی پیش از این هم به دانشگاههایی همچون دانشگاه امام حسین بارها تعرض کرده بود.
دانشگاه علم و صنعت تنها یک مجموعه آموزشی نیست؛ شبکهای از پژوهشگران، دانشجویان، آزمایشگاهها و گروههای تحقیقاتی است که بخش مهمی از فناوریهای استراتژیک، صنایع پایه، مهندسیهای پیشرفته و سامانههای زیرساختی را پشتیبانی میکنند. هدف قرار دادن چنین نهادی، به معنای ضربهزدن به «قلب مهندسی» و «توان تولیدی» کشور هدف است. در جنگهای امروز، نابودی مراکز علمی با نابودی کارخانهها یا پایگاههای نظامی از نظر راهبردی برابری میکند؛ زیرا تأثیر آن بر آینده علمی و صنعتی کشور بسیار دیرپا و عمیق است. این دانشگاه، طی دههها بدنهای از کارشناسان، مهندسان، طراحان و مدیران فنی تربیت کرده که در بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی نقشآفریناند. حذف یا فلج کردن چنین دانشگاهی، در عمل باعث اختلال در چرخه انتقال دانش و تربیت نسلهای آینده متخصصان میشود. جنگ مدرن بیش از آنکه نبرد بر سر داراییهای موجود باشد، نبرد بر سر «نیروی انسانی آینده» است. حمله به دانشگاه، حمله به چرخه آموزش، پژوهش و نیروسازی است؛ چرخهای که یک ملت برای بازسازی پس از جنگ بیش از هر چیز به آن نیاز دارد.
با کمال تأسف باید گفت که در الگوی جنگهای دشمن صهیونیستی، حمله به زیرساختهای علمی و دانشگاهی، دیگر یک رخداد استثنایی نیست؛ بلکه بخشی از راهبردی شده است که هدف آن، فراتر از تخریب فیزیکی، ضربهزدن به ظرفیت تولید و دانش آینده یک ملت است. اتفاقات اخیر نشان میدهد که حتی دانشگاههایی با کارکردی کاملاً علمی و فناوریمحور، مانند دانشگاه علم و صنعت، به سادگی بهعنوان هدف حمله انتخاب میشوند. این انتخاب ظاهراً غیرمنطقی، در بطن خود تابع محاسباتی عمیق است که پیوند مستقیمی با مفهوم «قدرت ملی» دارد.
حمله به دانشگاه، دلایل و اهداف
در تاریخ معاصر، الگوی تکرارشوندهای دیده میشود: هرگاه جنگی آغاز میشود، نخستین موج حملات اغلب فراتر از زیرساختهای نظامی و اقتصادی میرود و مراکز علمی، دانشگاهی و نیز شخصیتهای پژوهشی در تیررس قرار میگیرند. این پدیده، نه یک خطای تصادفی، بلکه بخشی از منطق جنگی اسراییل است؛ منطقی که فراتر از میدان نبرد، به جنگ شناختی، ساختاری و آیندهمحور تبدیل شده است. درک چرایی این هدفگیری، نیازمند شناخت این واقعیت است که جنگ فقط بر سر خاک نیست، بر سر ظرفیت تولید آینده نیز هست.
نخستین دلیل راهبردی، نقش دانشگاهها در بازتولید قدرت ملی است. نهادهای علمی، موتور تولید سرمایه فکری، فناوری و نیروی انسانی متخصصاند؛ مجموعهای که هر کشور برای بازسازی پس از جنگ یا حتی تداوم مقاومت به آن نیاز حیاتی دارد. تخریب دانشگاه یا حذف استادان برجسته، در عمل سرعت بازسازی یک ملت را به شدت کاهش میدهد. در جنگهای قرن بیستویکم، توان علمی و فناوری به اندازه توان نظامی تعیینکننده شده؛ از این رو، تضعیف دانشگاه یا حذف استادان عملاً بخشی از تضعیف قدرت ملی است. مهاجم با نابود کردن زیرساختهای علمی، آینده رقیب را هدف میگیرد؛ آیندهای که شاید در کوتاهمدت دیده نشود، اما در بلندمدت، توسعه علمی و فناوری کشور هدف را تخریب میکند.
دومین علت، اهمیت نخبگان فکری در مدیریت بحران و شکلدادن به روایتهاست. استادان دانشگاه و پژوهشگران معمولاً مهمترین منبع تولید تحلیل، داده و روایت علمی درباره جنگاند. حذف یا سرکوب این گروه، نوعی مهار سازوکار عقلانی جامعه برای فهم، تحلیل و پاسخدهی به بحران است.
مهاجم تلاش میکند میدان روایتسازی را از «تحلیلگران متخصص» تخلیه کند تا بتواند در خلأ ایجاد شده، روایت مطلوب خود را تحمیل کند. جنگ امروز، جنگ بر سر باور عمومی و آگاهی جمعی است؛ حذف محققان، حذف چراغهایی است که میتوانند تاریکی جنگ را روشن کنند.
سوم، مراکز علمی اغلب محل همگرایی شبکههای بینالمللیاند. پژوهشگران و دانشگاهیان معمولاً عضوی از شبکههای جهانی علم هستند؛ ساختاری که از طریق کنفرانسها، طرحهای مشترک و ارتباطات حرفهای، امکان جلب توجه و حمایت جهانی را فراهم میکند. در شرایط جنگ، همین شبکهها نقش کانال انتقال اطلاعات و فشار جهانی را ایفا میکنند. مهاجم با ضربه به این نهادها، در واقع کانالهای ارتباطی جامعه هدف با جهان خارج را محدود میسازد. این اقدام، بخشی از راهبرد انزوای بینالمللی است: جامعهای منزوی و بدون صدای معتبر، آسانتر تحت فشار و کنترل قرار میگیرد.
چهارم، حمله به دانشگاهها هزینه روانی سنگینی دارد. دانشگاه معمولاً نماد «زندگی مدنی»، «پیشرفت»، «عقلانیت» و «امید به آینده» است. تخریب آنها، یک پیام نمادین به جامعه میفرستد: اینکه حتی امنترین و شریفترین نهادهای جامعه نیز از گزند حمله در امان نیستند. این پیام ضربهای به روح جمعی و انسجام اجتماعی وارد میکند. ایجاد احساس بیپناهی و شوک روانی، یکی از تاکتیکهایی است که مهاجم برای فرسایش اراده جامعه هدف از آن بهره میگیرد. جنگ فقط با سلاح انجام نمیشود؛ با فرسایش روحیه نیز پیش میرود.
پنجم، بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگران در حوزههایی فعالیت میکنند که مستقیماً با ظرفیتهای دفاعی، فناوریهای کلیدی، سیاستگذاری و توسعه ملی مرتبط است. حتی اگر حمله به دانشگاه به عنوان یک اقدام غیرانسانی قلمداد شود، در منطق سرد و محاسباتی جنگ، مهاجم آن را به منزله حذف کانونهای بالقوه نوآوری، مقاومت و فناوریهای راهبردی میبیند. از علوم داده و دفاعی و مهندسی گرفته تا پزشکی و علوم اجتماعی، دانشگاهها شبکهای از توان تولیدی و فکری ایجاد میکنند که هر یک میتواند در بقای جامعه تأثیرگذار باشد. مهاجم تلاش میکند این شبکه در هر شرایطی مختل کند.
حمله به نهادهای علمی، نشانهای از تغییر ماهیت جنگ است. اگر در گذشته جنگها تنها با تسلط بر زمین و تسخیر پایتخت تعریف میشد، امروز تسخیر نهادهای فکری اهمیتی بهمراتب بیشتر یافته است. در منطق دشمنان ایران، جنگ جاری جنگی فرامادی است؛ نبرد بر سر ظرفیت تولید دانش، مدیریت جامعه، کنترل آینده و مهندسی روایت. هر حمله به دانشگاه، حمله به حافظه و آینده یک ملت است. در این چارچوب، نهادهای علمی نه فقط قربانیان جانبی جنگ، بلکه اهداف اصلی یک راهبرد فرسایشی و آیندهسوز هستند؛ راهبردی که اثرات آن بسیار دیرتر از خاموشی صدای سلاح آشکار میشود.
بر این اساس دور از ذهن نیست که دشمن در ادامه تجاوزات خود، سراغ سایر دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی هم برود و استادان و پژوهشگران دیگری را هم مورد هدف تهاجمات خود قرار دهد. در این میان فعال سازی دیپلماسی دانشگاهی و مکاتبات و رایزنی و اطلاعرسانی به نهادهای علمی و دانشگاهی جهان ضرورت مضاعف دارد و باید هرچه زودتر به این نهادها و به طور کلی جامعه دانشگاهی جهان تفهیم کرد که دشمن برای تخریب توان علمی و پژوهشی ایران، برنامهای مدون در بمباران دانشگاهها دارد.