تنگهٔ هرمز دیگر نه بسته است و نه باز. اکنون به چیزی تبدیل شده که جهان تاکنون به خود ندیده است: یک «کریدورِ مبتنی بر مجوز» که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره میشود، با هزینهای حدود 2 میلیون دلار برای هر کشتی، قابل پرداخت به یوان.
نورنیوز-گروه اقتصادی: شاناکا انسلم پریرا، تحلیلگر اقتصادی نوشت: تنگهٔ هرمز دیگر نه بسته است و نه باز. اکنون به چیزی تبدیل شده که جهان تاکنون به خود ندیده است: یک «کریدورِ مبتنی بر مجوز» که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره میشود، با هزینهای حدود ۲ میلیون دلار برای هر کشتی، قابل پرداخت به یوان.
در ۲۴ ساعت گذشته تنها سه کشتی از این مسیر عبور کردهاند، فقط سه کشتی؛ در حالیکه میانگین پیش از جنگ، روزانه حدود ۶۰ کشتی بود. مجموع تناژ عبوری: ۳۱۰ هزار تُن وزن ناخالص (Deadweight Tonnage). یعنی تنها ۳ درصد از سطح عادی.
در حال حاضر ۴۰۰ کشتی پشت تنگه در انتظارند: ۱۵۰ نفتکش، ۱۲۰ کشتی فلهبر، و ۱۳۰ کشتی دیگر. همه در انتظار دریافت مجوز از نیروی دریایی سپاه برای ورود به یک گذرگاه ۵ مایل دریایی میان جزایر لارک و قشم، در آبهای سرزمینی ایران.
سازوکار این «دروازه» چنین است: بهرهبردار کشتی با واسطههای تأییدشدهای که به سپاه ارتباط دارند تماس میگیرد و مدارک کامل را ارائه میدهد: شمارهٔ IMO، زنجیرهٔ مالکیت، فهرست محموله، مقصد، و فهرست خدمه. این واسطهها پرونده را به فرماندهی استانی هرمزگانِ نیروی دریایی سپاه ارسال میکنند تا از نظر تحریمها بررسی شود، انطباق محموله با اولویت مطلق نفت نسبت به سایر کالاها ارزیابی گردد، و غربالگری ژئوپلیتیکی انجام گیرد. عوارض عبور برای هر نفتکش حدود ۲ میلیون دلار است. برای یک نفتکش بسیار بزرگ (VLCC) با ظرفیت ۲ میلیون بشکه، این رقم معادل حدود ۱ دلار به ازای هر بشکه است. ارز ترجیحی هم یوان.
در صورت تأیید، سپاه کد مجوز و دستورالعمل مسیر را صادر میکند. هنگام نزدیکشدن، تماس رادیویی VHF، تأیید سامانهٔ AIS، و اسکورت قایق گشتی انجام میشود. عبور، تنها یک کشتی در هر نوبت، از باریکترین گذرگاهِ مهمترین آبراه جهان.
نفت خام ایران همچنان در جریان است؛ حدود ۱.۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز، عمدتاً به مقصد چین، در سطحی نزدیک به پیش از جنگ. نفت خودِ ایران از تنگهای عبور میکند که آن را کنترل میکند. این محدودیت برای دیگران اعمال میشود. ایران همزمان «دروازهبان» و ذینفع اصلی است. عوارض عبور، منابع مالی سپاه را تأمین میکند؛ سپاه دروازه را حفظ میکند؛ و دروازه عوارض تولید میکند. این چرخه خودتقویتشونده است.
چه چیزهایی عبور نمیکنند؟ کودهای شیمیایی. کشورهای حوزهٔ خلیج فارس ۴۹ درصد اورهٔ صادراتی جهان را تأمین میکنند. تولید آمونیاک به گاز طبیعی نیاز دارد؛ همان گازی که قطر دربارهاش «فورس ماژور» اعلام کرده.
عملاً هیچ کشتی حامل کود شیمیایی مجوز عبور از این کریدور مبتنی بر مجوز را دریافت نکرده است. سپاه نفت را در اولویت قرار میدهد، زیرا نفت درآمدزا است؛ کود شیمیایی چنین نیست. مولکولهایی که غذای چهار میلیارد انسان را تأمین میکنند، پشت دروازهای گرفتار شدهاند که فقط برای مولکولهایی باز میشود که هزینهٔ دروازهبان را تأمین میکنند.
ترجیح یوان، تغییری ساختاری است که فراتر از جنگ دوام میآورد. هر نفتکشی که بهجای دلار با یوان پرداخت میکند، یک سابقه ایجاد میکند؛ و هر سابقه، معماری «پترو-دلار» که از سال ۱۹۷۴ بر تجارت انرژی حاکم بوده را تضعیف میکند.
سپاه تنها در حال بستن یک تنگه نیست؛ بلکه در میانهٔ آتش، در حال ساخت یک ریل پرداخت جایگزین است. عوارض ۲ میلیون دلاری به یوان، صرفاً یک هزینه نیست؛ بلکه اثبات امکان یک نظام تسویهٔ انرژیِ پسادلار است که در شدیدترین شرایط ممکن جنگی در سه جبهه با بزرگترین ارتش جهان در حال آزمون است.
بانکهای مرکزی جهان نیز بهنوعی در همین تنگه گرفتار شدهاند: فدرال رزرو نمیتواند نرخها را کاهش دهد، بانک مرکزی اروپا در حال افزایش نرخ است، و بانک مرکزی ژاپن سیاست انقباضی در پیش گرفته است. شش کشور جیرهبندی سوخت را آغاز کردهاند. بازده اوراق ۱۰سالهٔ ژاپن به بالاترین سطح ۲۷ سال اخیر رسیده است.
در اسلوونی، جایگاههای سوخت از کد QR استفاده میکنند. کرهٔ جنوبی استفاده از خودروهای دولتی را یک روز در هفته ممنوع کرده است.
و در پسِ همهٔ اینها، ۴۰۰ کشتی پشت یک گذرگاه ۵ مایل دریایی منتظر کد مجوز از نیروی دریایی سپاه هستند؛ با پرداخت به ارزی که دلار نیست. ۲۰ درصد از عرضهٔ نفت جهان، تحت کنترل یک تماس رادیویی VHF و یک انتقال یوان!