نورنیوز https://nournews.ir/n/305647
کد خبر: 305647
8 فروردین 1405
واشنگتن‌پست؛

فرید زکریا: برای جهان، دیگر چیزی به نام «اعتبار آمریکا» وجود ندارد


فرید زکریا در نشریه واشنگتن‌پست نوشت: برای جهان، دیگر چیزی به نام «اعتبار آمریکا» وجود ندارد؛ بلکه صحنه‌ای شبیه یک برنامه عجیب تلویزیونی واقع‌نما شکل گرفته که در آن بازیگر اصلی با تغییرات ناگهانی و مانورهای پی‌درپی در بحران‌ها حرکت می‌کند، به این امید که آنچه امروز می‌گوید، بحرانی را حل کند که دیروز با سخنانش ایجاد کرده است.

نورنیوز-گروه بین الملل: بی‌ثباتی سیاست‌های دونالد ترامپ که زمانی ابزار فشار و امتیازگیری بود، اکنون به «کارناوال آشوب» ی بدل شده که هم بازارها را متلاطم کرده و هم اعتبار آمریکا را فرسوده است؛ الگویی که در برابر ایران، با رقیبی مواجه شده که نه عقب‌نشینی می‌کند و نه قواعد این بازی را می‌پذیرد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فرید زکریا، ستون‌نویس واشنگتن‌پست نوشت:  در سال‌های پس از ریاست‌جمهوری باراک اوباما، این باور به یک اصل تبدیل شد که یکی از خطاهای اصلی او در سیاست خارجی، ماجرای «خط قرمز» در سوریه بود. او گفته بود اگر سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کند، به آن حمله خواهد کرد—اما زمانی که شواهدی از استفاده این سلاح‌ها به دست آمد، تصمیم مداخله را به کنگره واگذار کرد و کنگره نیز از اقدام خودداری کرد.

«یک فاجعه»؛ این‌گونه دونالد ترامپ آن زمان توصیف کرد. سناتور وقت مارکو روبیو آن را موجب «آسیب نسلی و اعتباری» دانست. پیت هگزت چند سال بعد آن را بخشی از «هزارتوی نامنسجم» سیاست خارجی توصیف کرد. سناتور لیندزی گراهام نیز توضیح داد که با نادیده گرفتن خط قرمزی که خود تعیین کرده بود، اوباما اعتبار آمریکا در جهان را به خطر انداخت.

با این حال، تغییر موضع اوباما در مقایسه با آنچه از زمان آغاز جنگ ایران شاهد بوده‌ایم، اکنون نمونه‌ای از سیاست‌گذاری محتاطانه به نظر می‌رسد. هفته گذشته، ترامپ در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از همین لحظه، تنگه هرمز را به‌طور کامل و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده آمریکا نیروگاه‌های آنها را هدف قرار داده و نابود خواهد کرد؛ از بزرگ‌ترین نیروگاه شروع می‌کنیم.»

ادامه ماجرا شناخته‌شده است. ایران از این تهدید مرعوب نشد و به حملات خود و بستن تنگه ادامه داد. واکنش ترامپ چه بود؟ او به‌سرعت عقب‌نشینی کرد و اعلام کرد هرگونه اقدام علیه زیرساخت‌های انرژی را به مدت پنج روز به تعویق می‌اندازد، با این ادعا که—ناگهان و یک‌شبه—ایران و آمریکا وارد «گفت‌وگوهای سازنده» برای «حل کامل و نهایی خصومت‌ها در خاورمیانه» شده‌اند.

ایرانی‌ها وجود چنین گفت‌وگوهایی را رد کردند. اکنون ترامپ می‌گوید این توقف را یک هفته و نیم دیگر تمدید می‌کند.

اکنون روشن شده که ترامپ با معیارهای سهل‌گیرانه‌تری ارزیابی می‌شود. وقتی او می‌گوید تعرفه‌ها را به ۱۳۰ درصد افزایش خواهد داد، یا بزرگ‌ترین میدان گازی ایران را منفجر می‌کند، یا اینکه «جنگ تقریباً به‌طور کامل تمام شده»، هیچ‌یک از این اظهارات چندان معنای مشخصی ندارد. ممکن است اینها واقعاً سیاست رسمی آمریکا باشند یا نباشند، یا شاید تنها برای یک روز یا یک هفته اعتبار داشته باشند و سپس تغییر کنند. همان روزی که گفت جنگ تقریباً تمام شده، همچنین اعلام کرد که «به اندازه کافی پیروز نشده‌ایم» و «تا شکست کامل و قاطع دشمن عقب‌نشینی نخواهیم کرد.»

او گفته بود با رهبران ایران برای مذاکره توافق کرده، اما بعد ادعا کرد که نمی‌تواند، چون آنها مدام کشته می‌شوند؛ در حالی که بدیهی است این کشتارها توسط ارتش خود او (و اسرائیل) انجام می‌شود.

همه‌چیز روشن شد؟

حامیان دونالد ترامپ ادعا می‌کنند این آشفتگی نوعی نبوغ راهبردی است و او با این کار دیگران را غافلگیر نگه می‌دارد. اما در عمل، سیاست‌ها به دلایل مختلفی تغییر می‌کنند: شاید بازار سهام سقوط کند، یا شاید کشور هدف از ترامپ تمجید کند و به او یک شمش طلا بدهد. ابرقدرت ترامپ این است که به‌قدری انعطاف‌پذیر است که می‌تواند در یک لحظه موضع خود را تغییر دهد—و پایگاهی دارد که هر آنچه او پیشنهاد دهد را می‌پذیرد.

کسانی از هواداران جریان «ماگا» که زمانی به‌طور مطلق با جنگ‌های خاورمیانه مخالف بودند، اکنون با شور و اشتیاقی شبیه نوکیشان از این جنگ حمایت می‌کنند؛ در حالی که ترامپ آشکارا گفته مایل است به درگیری‌ها پایان دهد. مشکل این‌بار—برخلاف تعرفه‌ها—این است که نمی‌تواند چیزی را که خود آغاز کرده، متوقف کند. ایران نیز در این معادله حق رأی دارد؛ و در حال حاضر رأی داده که به جنگ ادامه دهد، با این محاسبه که با وجود تضعیف، همچنان توان نظامی کافی برای وارد کردن ضربه به اقتصاد جهانی دارد و از این طریق به آمریکا آسیب بزند.

برای جهان، دیگر چیزی به نام «اعتبار آمریکا» وجود ندارد؛ بلکه صحنه‌ای شبیه یک برنامه عجیب تلویزیونی واقع‌نما شکل گرفته که در آن بازیگر اصلی با تغییرات ناگهانی و مانورهای پی‌درپی در بحران‌ها حرکت می‌کند، به این امید که آنچه امروز می‌گوید، بحرانی را حل کند که دیروز با سخنانش ایجاد کرده است.

تنها یک روز پیش از آنکه تهدید کند نیروگاه‌های ایران را نابود خواهد کرد، ترامپ گفته بود آمریکا در حال بررسی «کاهش تدریجی» عملیات نظامی خود علیه ایران است و تلویحاً اشاره کرده بود که حفاظت از تنگه هرمز مشکل او نیست و می‌تواند بر عهده سایر کشورهایی باشد که وارداتشان از این مسیر عبور می‌کند. در مقطعی دیگر نیز گفته بود به کمک هیچ کشور دیگری نیاز ندارد.

در گذشته، فعالان اقتصادی از دولت‌ها به‌دلیل بی‌ثباتی سیاست‌ها انتقاد می‌کردند. اما اکنون همان‌ها در صف ایستاده‌اند تا ترامپ را تحسین کنند، در حالی که «کارناوال آشوب» او تقریباً هر هفته بازارها را متلاطم می‌کند. ترامپ به بازی با قدرت عظیم آمریکا خو گرفته است: کسانی را که تسلیم نمی‌شوند تنبیه می‌کند و کسانی را که تمکین می‌کنند پاداش می‌دهد. او با این کار، اعتباری را که طی دهه‌ها ساخته شده، برای کسب منافع کوتاه‌مدت—گاه حتی به سود منافع تجاری خانواده خود—به هدر می‌دهد.

اما در مورد ایران، به نظر می‌رسد با رقیبی مواجه شده که حاضر نیست با قواعد او بازی کند.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ترامپ / جنگ ایران آمریکا / واشنگتن_پست