ژنرال مککریستال، فرمانده سابق نیروی ویژه مشترک آمریکا بر این باور است که ریشه عمیق تمدنی و باورهای دینی نیرومند، ایران را به حریفی بسیار توانمند در میدان نبرد تبدیل کرده و به لحاظ سیاسی آن را آنچنان نیرومند ساخته که در برابر چند دهه تهدید و حمله ممتد، پایدار باقی مانده است.
نورنیوز_ گروه بین الملل : ژنرال مککریستال، فرمانده سابق نیروی ویژه مشترک آمریکا بر این باور است که ریشه عمیق تمدنی و باورهای دینی نیرومند، ایران را به حریفی بسیار توانمند در میدان نبرد تبدیل کرده و به لحاظ سیاسی آن را آنچنان نیرومند ساخته که در برابر چند دهه تهدید و حمله ممتد، پایدار باقی مانده است؛ بنابراین هرگز نمیتوان چنین بازیگری را از طریق بمباران یا حتی حملات گسترده زمینی، شکست داد.
ژنرال بازنشسته مککریستال با اشاره به پیشینه مداخلات و حملات آمریکا در ایران، جنگ کنونی را در امتداد این پیشینه تحلیل کرده و تأکید میکند ایران در میدان نبرد حریفی بسیار نیرومند است، چرا که تصمیمات آن نه صرفا بر اساس محاسبات مادی بلکه با در نظر گرفتن اعتقادات مذهبی و سابقه تمدنی صورت میگیرد و هماوردی با چنین جامعه منسجمی، خارج از توان نظامی آمریکاست.
ژنرال استنلی مککریستال، فرمانده پیشین فرماندهی عملیات ویژه مشترک آمریکا است و در این جایگاه، هدایت عملیاتهای حساسی را در عراق و افغانستان برعهده داشت. مککریستال پس از انتشار یک مصاحبه جنجالی و انتقادات شدیدالحن از بایدن و مقامات دولت او، از سمت خود استعفا داد. این ژنرال به دلیل عمق تحلیل میدان جنگ با در نظر گرفتن ساخت و بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع هدف، بسیار مورد توجه رسانههای مستقل در آمریکا است.
در میدان نبرد، ایران حریفی بسیار قدرتمند است
ژنرال مککریستال پس از اشاره به سابقه تاریخی مداخلات و حملات مستقیم و غیرمستقیم آمریکا به منافع ایران، به سراغ تجربه میدانی خود و نیروهای آمریکایی در عراق میرود و توضیح میدهد که چرا در ذهن بسیاری از نظامیان آمریکایی، ایران فقط یک رقیب سیاسی نبوده، بلکه یک دشمن توانمند عملیاتی و مستقیم تلقی میشود. مککریستال با اشاره به سالهای جنگ عراق میگوید نیروهای آمریکایی با شبکهای از شبهنظامیان شیعه روبهرو بودند که از حمایت و پشتیبانی ایران برخوردار بودند و با استفاده از بمبهای کنار جادهای پیشرفته، جنگ نامتقارن و ابزارهای کشنده دیگر، ضربات جدی به آمریکا وارد میکردند. از این منظر، برای نسلی از نظامیان آمریکایی، ایران صرفاً یک موضوع تحلیلی یا دیپلماتیک نبود، بلکه بازیگری بود که در میدان نبرد با آن مواجه بودند و هزینه رویارویی با چنین حریفی را با تمام وجود خود درک کردهاند.
حافظه تاریخی ایرانیان سرشار از خاطرات تلخ هجوم آمریکا به منافع این کشور است
با این حال، مککریستال تأکید میکند که این تجربه نظامی باید اسباب درک منطق طرف ایرانی شود. به گفته او، برای فهم جنگ کنونی باید از زاویه نگاه ایران هم به تحولات نگریست؛ یعنی کشوری که خاطره دخالت خارجی، سرکوب دوران شاه، جنگ فرسایشی با عراق و سالها احساس تهدید و محاصره را با خود حمل میکند. او میگوید این پیشینه تاریخی و روانی در شکلدهی به تصمیمهای امروز ایران نقش اساسی دارد و بدون فهم آن، نه میزان ایستادگی ایران قابل درک است و نه نوع واکنش آن به فشارهای خارجی. مککریستال هشدار میدهد که برای فهم این تقابل، باید ریشههای این دشمنی را در حافظه و تجربه تاریخی ایرانیان جستوجو کرد.
جامعه ایرانی در طول تاریخ در برابر هجوم بیگانه، منسجمتر شده است
این ژنرال بازنشسته با نگاهی محتاطانه به وضعیت داخلی ایران اشاره میکند و توضیح میدهد هرچند نشانههایی از نارضایتی اجتماعی وجود دارد، اما این نارضایتی الزاماً به معنای وجود یک اپوزیسیون منسجم، سازمانیافته و دارای رهبری مشخص نیست؛ بهطوریکه حتی شناسایی یک جریان جایگزین قابل اتکا یا چهرهای که بتواند نقش رهبری ملی را ایفا کند، دشوار است. از همین رو، او به این تصور که فشار خارجی یا جنگ میتواند بهسرعت به فروپاشی نظام یا قیام گسترده مردمی منجر شود، باور ندارد. در تکمیل این نگاه، مککریستال به تجربه تاریخی ایران اشاره میکند و تأکید میکند که این تجربه نشان داده در شرایط جنگی، جامعه ایرانی همواره در مسیر تقویت همبستگی ملی و کاهش شکافهای داخلی حرکت کرده، زیرا حس بقا و دفاع جمعی بر اختلافات سیاسی و اجتماعی غلبه میکند.
اعتقادات نیرومند دینی و سابقه تمدنی مبنای تصمیمگیری در ایران هستند
مککریستال بر این باور است که یکی از خطاهای رایج در محاسبات راهبردی آمریکا، برآورد نادرست از میزان تابآوری طرف مقابل است؛ بهویژه در مورد ایران که بهگفته او کشوری با تجربه تاریخی طولانی از جنگ، فشار خارجی و بحرانهای ممتد است. او توضیح میدهد که بمباران و اعمال فشار نظامی، لزوماً اراده سیاسی و روحیه مقاومت یک جامعه را در هم نمیشکند و حتی حملات گسترده ممکن است بهجای ایجاد تسلیم، به تقویت انگیزه مقاومت منجر شود، زیرا تصمیمگیری نهایی، به ویژه در ایران، نه بر اساس محاسبات مادی، بلکه بر پایه باورهای مذهبی، هویت تمدنی و احساسات جمعی شکل میگیرد.
این ژنرال با اشاره به همبستگی سرتاسری در داخیر ایران نتیجه میگیرد که افزایش فشار نظامی هرگز نمیتواند ایران را پای میز مذاکره بکشاند.
هزینههای انسانی این جنگ برای آمریکا، غیرقابل تحمل خواهد بود
مککریستال با تأکید بر بُعد انسانی جنگ هشدار میدهد که تمرکز بر هزینههای اقتصادی، واقعیت اصلی یعنی افزایش تلفات نظامیان آمریکایی را پنهان میکند؛ بهویژه آنکه جنگها معمولاً با مرحلهای کمهزینهتر آغاز میشوند، اما بهتدریج وارد فازهای پیچیده، زمینی و فرسایشی میشوند که در آن نیروها در تماس مستقیم با تهدیدات قرار میگیرند و تلفات بهطور محسوسی افزایش مییابد.
او توضیح میدهد که در تقابل با ایران، این روند شدیدتر خواهد بود، زیرا ایران و متحدین آن در جنگ نامتقارن بسیار ماهرند و میتوانند با حملات پراکنده، مستمر و غیرقابل پیشبینی، هزینه دائمی به نیروهای آمریکایی تحمیل کنند، بدون آنکه نیاز به رویارویی کلاسیک داشته باشند؛ بهطوریکه حتی سطحی پایین اما مداوم از درگیری میتواند به تلفات قابل توجهی منجر شود.
در کنار این، او به پیامدهای داخلی نیز اشاره میکند و میگوید در یک جنگ طولانی، افزایش تلفات در میان بخشی محدود از جامعه که بار خدمت نظامی را به دوش میکشد، میتواند به نارضایتی اجتماعی و شکاف داخلی دامن بزند؛ بنابراین ترکیب جنگ فرسایشی، نبود برتری قاطع و دشواری خروج سریع، از نگاه مککریستال شرایطی ایجاد میکند که هزینه انسانی برای آمریکا بسیار سنگین خواهد بود.