نورنیوز https://nournews.ir/n/30554
کد خبر: 30554
26 اردیبهشت 1398

آیا اوباما با ترامپ تفاوتی دارند



تصور یا دست‌کم پرسشی در بخشی از افکارعمومی و بیش از آن در دسته‌ای از سیاسیون در ایران وجود دارد که اوباما برای ایران به‌مراتب بهتر از ترامپ بود و مصائب و مشکلات اساسی برای ایران و اقتصادش از آنجا آغاز شد که اوبامای دموکرات جای خود را به جمهوری‌خواهی چون ترامپ در حکمرانی ایالات متحده د اد.


این تصور تا آنجاکه به یک نظر و دیدگاه شخصی درباره یک رئیس‌جمهور آمریکا برمی‌گردد، مساله بااهمیتی تلقی نمی‌شود؛ هرکسی می‌تواند مثلا براساس برخی ویژگی‌های ظاهری در گفتار یا رفتار، یکی از این دو را بر دیگری ترجیح دهد، اما این موضوع آنجایی از اهمیت فوق‌العاده برخوردار می‌شود که همین قضاوت و داوری، مبنای سیاستگذاری و تعیین راهبرد برخی شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی در مواجهه با دولت آمریکا قرار گیرد. اگر آنچنان که برخی تصور می‌کنند، اوباما را واقعا بهتر از ترامپ و بنیادا متفاوت از او بدانیم، اقتضائاتی به‌همراه خواهد داشت؛ مثلا در این حالت به‌صورت طبیعی برجام را مدل موفق و راهنمایی برای حل سایر مناقشات ‌مابین ایران و آمریکا تلقی خواهیم کرد و بالاتر از آن به‌جای آنکه آستینی بالا بزنیم و مشکلات اقتصاد را به‌صورت درون‌زا مرتفع و برابر تکانه‌های امروز و فردا مقاوم کنیم، دست‌ به دعا خواهیم برداشت که در سال 2020 یا نهایتا در 2024 دموکرات دیگری همانند اوباما یا هیلاری کلینتون بر سر کار بیاید تا بدین‌وسیله مسائل داخل ایران مرتفع شود!


اما این تصور تا چه میزان به واقعیت نزدیک است؟


جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی سال 57، هفت رئیس‌جمهور را در آمریکا –از کارتر تا ترامپ- تجربه کرده است؛ در این 40 سال پس از انقلاب، ایران 22 سال را با روسای‌جمهور جمهوری‌خواه (ریگان، بوش پدر، بوش پسر و ترامپ) و 18 سال را با دموکرات‌ها (کارتر، بیل کلینتون و اوباما) سپری کرده است و دور از واقعیت نیست که در میان تمام این روسای‌جمهور، باراک اوباما از نظر لحن و ادبیات و نحوه‌ تخاطب با دولت و مردم ایران در ظاهر نرم‌تر و ملایم‌تر از بقیه نشان داده است. اوباما در همان نطق افتتاحیه دولتش در بیستم ژانویه 2009 به ایران گفت که «ما دست‌مان را به‌سوی شما دراز خواهیم کرد» و پس از آن نیز بارها با پیام نوروزی سعی داشت با مردم و حکومت ایران صحبت کند؛ او برخلاف اسلافش جمهوری اسلامی را با نام رسمی‌اش خطاب قرار می‌داد و تاکید می‌کرد به تعاملی با ایران که بر پایه «صداقت و احترام متقابل استوار باشد»، متعهد است.


حتی برای اولین‌بار در میان روسای‌جمهور آمریکا نامه‌ای رسمی به رهبر انقلاب نوشت که آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اخیر با کارگزاران نظام لحن آن را مشابه نامه‌های «فدایت‌ شوم» توصیف کرده‌اند؛ ویلیام برنز دیپلمات کارکشته آمریکایی و معاون سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا در خاطراتش که ابتدای امسال منتشر شد، برای اولین‌بار به گوشه‌هایی از این نامه اشاره می‌کند؛ برنز می‌نویسد اوباما در این نامه تلاش داشت اتصالی و ارتباطی میان ایران و آمریکا برقرار شود: «او ]اوباما[ به‌صراحت عنوان کرد سیاست دولتش تلاش برای تغییر رژیم ایران نیست و آمادگی خود را برای گفت‌وگوی مستقیم با ایران اعلام کرد.» (کانال پشت‌پرده، ویلیام برنز، ترجمه‌ خبرگزاری تسنیم)


برنز می‌گوید رهبر ایران بعد از چندی به این نامه پاسخ داد. ظاهر رویکرد اوباما نسبت به ایران به‌نوعی بود که برنز می‌نویسد بلافاصله بعد از دریافت پاسخ رهبر ایران و به‌رغم آنکه آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ مشخصی به پیشنهاد مذاکره نداده بود، اما اوباما در نامه دوم حتی نام تیم مذاکره‌کننده آمریکایی‌ها را هم در نامه به ایران می‌فرستد و بر این گفت‌وگوی مستقیم تاکید می‌کند!


این مصادیق مربوط به ظواهر کار است، اما آیا در باطن و در واقعیت میدان نیز وضعیت به همین زیبایی و ملایمت است یا خیر؟ این گزاره را در سه موضوع عمده می‌توان بررسی کرد.



http://newspaper.fdn.ir/newspaper/BlockPrint/171154                                            ادامه‌ی این یادداشت را در لینک زیر یا از طریق پی‌دی اف بالا 👆 بخوانید 



سرویس: سیاسی