کارشناسان با تأکید بر اهمیت حمایتهای روانی در شرایط بحران و جنگ، هشت اقدام کلیدی از جمله ایجاد احساس امنیت، تقویت حمایتهای اجتماعی، آموزش مهارتهای مقابله با استرس و توجه ویژه به کودکان را برای حفظ تعادل روانی و ادامه زندگی عادی توصیه کردند.
نورنیوز-گروه اجتماعی:به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر؛ در دوران جنگ، فشارهای روانی بر جمعیتهای درگیر بسیار شدید است و این فشارها تنها به رزمندگان محدود نمیشود بلکه خانوادهها، کودکان، امدادگران و حتی جوامع دور از خط نبرد را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، اقدامات حمایتی روانی یکی از مهمترین بخشهای مدیریت بحران در شرایط جنگی محسوب میشود. این اقدامات با هدف حفظ تعادل روانی، کاهش آثار مخرب استرس، پیشگیری از اختلالات جدی و کمک به بازسازی قدرت سازگاری افراد انجام میگیرد.
اقدامات اصلی به شکلهای زیر صورت میگیرد:
۱. ایجاد احساس امنیت
اولین نیاز روانی در شرایط جنگ، احساس امنیت نسبی است. ایجاد پناهگاه امن، اطلاعرسانی شفاف، مدیریت شایعات و تأمین نیازهای اولیه به افراد کمک میکند تا اضطراب حاد کمتری تجربه کنند.
۲. حمایت روانشناختی اولیه (PFA)
این مداخله شامل گوشدادن فعال، آرامسازی، فراهمکردن اطلاعات درست، شناسایی نیازهای فوری و اتصال افراد به منابع حمایتی است. هدف آن درمان نیست بلکه کمک به فرد برای بازیابی توانایی فکر کردن و تصمیمگیری در بحران است.
۳. حمایتهای اجتماعی
ارتباط با خانواده، دوستان و گروههای اجتماعی نقش مهمی در کاهش تنهایی و اضطراب دارد. ایجاد فضاهای امن برای تجمع محدود، گروههای گفت وگو و شبکههای حمایتی محلی از روشهای مؤثر به شمار میروند.
۴. خدمات رواندرمانی تخصصی
افرادی که واکنشهای شدیدتری مانند حملات پانیک، اختلال استرس حاد، سوگ پیچیده یا علائم اختلال استرس پس از سانحه دارند، نیازمند حضور روانشناسان و رواندرمانگران آموزشدیده هستند. این خدمات معمولاً در مراکز درمانی موقت یا بیمارستانهای صحرایی ارائه میشود.
۵. آموزش مهارتهای مقابلهای
آموزشهایی مانند مدیریت استرس، تمرینهای تنفسی، روشهای آرامسازی، مهارتهای حل مسئله و تنظیم هیجان به افراد کمک میکند تا با شرایط سخت بهتر کنار بیایند.
۶. توجه ویژه به کودکان
کودکان حساسترین گروه در جنگ هستند. برای آنها برنامههای ویژهای مانند بازیدرمانی، نقاشی، قصهگویی و کلاسهای تثبیت احساس امنیت برگزار میشود. هدف این فعالیتها کمک به پردازش تجربههای سخت و کاهش نشانههای اضطرابی است.
۷. حمایت از امدادگران و نیروهای عملیاتی
کارکنان درمانی، امدادگران و نیروهای مسئول نیز تحت فشار شدید قرار دارند و در معرض فرسودگی حرفهای و آسیبهای روانی هستند. برای آنها جلسات تخلیه هیجانی، استراحتهای برنامهریزیشده و حمایت تخصصی ضروری است.
۸. برنامههای بلندمدت بازتوانی روانی
آثار روانی جنگ ممکن است سالها باقی بماند بنابراین برنامهریزی برای بازتوانی بلندمدت، درمان اختلالات پایدار، حمایت از خانوادهها و بازگشت تدریجی افراد به زندگی عادی اهمیت دارد.
این مجموعه اقدامات کمک میکند تا جامعه در برابر فشارهای شدید جنگ مقاومتر شود، ظرفیت روانی افراد حفظ شودد و از گسترش آسیبهای بلندمدت جلوگیری شود.
چگونه در جنگ به زندگی عادی ادامه دهیم؟
در شرایط بحران از جمله جنگ، ممکن است این تصور پیش بیاید که «عادی بودن» دیگر معنایی ندارد و تنها هدف، بقاست اما تاریخ و روانشناسی به ما نشان دادهاند که حتی در تاریکترین زمانها، ادامه دادن زندگی عادی و حتی توجه به زیبایی، نقشی حیاتی در تابآوری و حفظ کرامت انسانی ایفا میکند.
حفظ روحیه و امید: انجام فعالیتهای روزمره، حتی کوچک مانند پختن یک وعده غذا، نوشیدن چای، یا خواندن چند صفحه کتاب میتواند حس کنترل و نظم را به زندگی بازگرداند.
حفظ زیبایی و بهداشت شخصی: در مقابل آشوب جنگ مانند لنگری عمل میکند و امید را زنده نگه میدارد.
مقابله با تروما: درگیر شدن در فعالیتهای معنادار بهویژه فعالیتهایی که نیازمند تمرکز و مهارت هستند، میتواند ذهن را از نشخوار خبرهای ناگوار و اضطرابآور منحرف و از فرو رفتن در تروما جلوگیری کند.
حفظ هویت: جنگ هویت فردی را تهدید میکند. با ادامه دادن به کارهایی که دوست داریم، از هویت خود محافظت میکنیم.
ایجاد حس هدفمندی و کرامت: زندگی عادی حتی در ابعاد کوچک، به زندگی هدف میبخشد. هدفمندی، نیروی محرکهای است که ما را در برابر ناامیدی مقاوم میسازد.
چگونه در جنگ «عادی» بمانیم
ایجاد روتینهای کوچک: حتی انجام چند کار تکراری در روز (مثل صبحانه خوردن سر ساعت مشخص یا مسواک زدن و شستن صورت) میتواند کمککننده باشد.
حفظ ارتباطات: با خانواده و دوستان، حتی از طریق نامههای کوتاه یا پیامهای معدود در ارتباط باشید.
تمرکز بر آنچه قابل کنترل است: به جای نگرانی بیش از حد درباره آینده نامعلوم، روی کارهایی که همین الان میتوانید انجام دهید، تمرکز کنید.
فعالیتهای معنادار: زمانی را به کاری اختصاص دهید که به شما حس خوبی میدهد یا برای دیگران مفید است. این فعالیتها میتوانند شامل مراقبت از گل و گیاه، گوش دادن به موسیقی یا حتی درست کردن یک غذای ساده و لذتبخش باشند.
یادگیری مهارتهای جدید: این مهارتها میتوانند عملی مانند کمکهای اولیه یا ذهنی مانند یادگیری زبان باشند.
پذیرش احساسات: به خودتان اجازه دهید غمگین، عصبانی یا ترسان باشید اما اجازه ندهید این احساسات شما را در خود غرق کنند.
جستوجوی زیبایی: حتی در شرایط سخت، تلاش کنید زیباییهای کوچک را ببینید؛ طلوع خورشید، لبخند یک کودک، یا یک آهنگ دلنشین و خودتان نیز بکوشید با آراستن خود، بخشی از این زیبایی باشید.