جنگ ناشی از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از سطح درگیری نظامی عبور کرده و به یک بحران زنجیرهای جهانی تبدیل شده است؛ از خسارت 53 میلیارد دلاری صنعت هوانوردی تا شوک انرژی و انسداد تنگه هرمز که اقتصاد جهان را در معرض بیثباتی عمیق قرار داده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: بر اساس گزارش روزنامه فایننشال تایمز، صنعت هوانوردی جهانی با خسارتی حدود ۵۳ میلیارد دلار مواجه شده است؛ رقمی که بیانگر عمق تأثیر جنگ بر یکی از حیاتیترین صنایع جهانی است. این خسارت در شرایطی رخ داده که قیمت سوخت جت به حدود ۲۰۰ دلار افزایش یافته و بهعنوان مهمترین مؤلفه هزینهای شرکتهای هواپیمایی، توازن مالی آنها را بر هم زده است. در چنین شرایطی، بسیاری از خطوط هوایی ناچار به کاهش ظرفیت پروازی، حذف مسیرهای کمسود و افزایش قابلتوجه قیمت بلیت شدهاند. همزمان، افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی نیز فشار مضاعفی ایجاد کرده و هزینههای زنجیرهای را از سوخت تا نگهداری و عملیات پروازی افزایش داده است. در کنار این موارد، برآورد بیش از ۲۵ میلیارد دلار هزینه نظامی مستقیم فقط برای آمریکا نیز نشان میدهد که این بحران صرفاً محدود به یک بخش نبوده، بلکه بهصورت همزمان منابع مالی گستردهای را در سطوح مختلف مصرف کرده است. انسداد تنگه هرمز؛ اختلال در شریان حیاتی جهان مدیریت ترددها در تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان از سوی ایران، به نقطه کانونی بحران تبدیل شده است. این تنگه که مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان (نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز) است، اکنون با کاهش ۹۰ درصدی تردد دریایی و توقف بیش از ۱۵۰ کشتی مواجه شده و عملاً بخش قابلتوجهی از تجارت انرژی جهان را مختل کرده است. پیامد این وضعیت تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمیشود؛ بلکه هزینه بیمه کشتیها بهشدت افزایش یافته، مسیرهای جایگزین طولانیتر و پرهزینهتر شده و زمان تحویل کالاها با تأخیرهای قابلتوجه همراه شده است. این اختلال، زنجیره تأمین جهانی را در حوزههایی مانند انرژی،فلزات، کود شیمیایی، مواد اولیه و کالاهای اساسی تحت فشار قرار داده و حتی با آزادسازی ۱۴۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک نیز نتوانسته ثبات پایدار ایجاد کند. در صورت تداوم انسداد، جهان با کمبود واقعی عرضه انرژی ، امنیت غذایی و جهشهای قیمتی شدیدتر مواجه خواهد شد. فروپاشی تقاضا و خروج سرمایه از منطقه در کنار بحران عرضه، کاهش تقاضا نیز بهصورت همزمان در حال شکلگیری است. ناامنیهای ناشی از جنگ موجب کاهش شدید پروازها به منطقه، اختلال در فعالیت فرودگاههای کلیدی خلیج فارس و کاهش سفرهای تجاری و گردشگری شده است. این روند، مستقیماً درآمد شرکتهای هواپیمایی را کاهش داده و بسیاری از مسیرها را از نظر اقتصادی غیربهصرفه کرده ، به صورتی که تعداد زیادی از شرکت های هواپیمایی مجبور به تعطیلی فعالیتهای خود شده اند. از سوی دیگر، خروج گسترده سرمایهگذاران، تجار و فعالان اقتصادی از کشورهای منطقه، تعطیلی یا رکود مراکز اقتصادی و توقف پروژههای سرمایهگذاری، یک چرخه معیوب اقتصادی ایجاد کرده است. در این چرخه، کاهش فعالیت اقتصادی منجر به کاهش تقاضای حملونقل شده و این امر بهنوبه خود رکود را تشدید میکند. در نتیجه، حتی مسیرهای هوایی غیرمرتبط با خاورمیانه نیز با افزایش قیمت بلیت و کاهش تقاضا مواجه شدهاند. تخریب زیرساختها وتأسیسات راهبردی در کنار خسارات اقتصادی و انرژی، یکی از ابعاد مهم این جنگ، تخریب گسترده زیرساختهای اقتصادی و نظامی در سطح منطقه است.همزمان، پالایشگاهها، انبارهای سوخت، اسکلهها و زیرساختهای بندری در ایران و برخی کشورهای منطقه هدف قرار گرفته یا دچار اختلال شدهاند و این مسئله فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین انرژی وارد کرده است. در سطح نظامی نیز، حملات متقابل به پایگاهها و تأسیسات دفاعی در ایران، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه، موجب افزایش هزینههای بازسازی و گسترش ناامنی شده است؛ روندی که آثار آن فراتر از میدان نبرد، به عمق زندگی شهری و ثبات منطقهای سرایت کرده است.