تنش میان ایران و اسرائیل با انتقال هدفگیریها به قلب تأسیسات حیاتی، شتاب گرفته است؛ بهطوریکه تصاویر منتشر شده از وقوع آتشسوزی گسترده در پالایشگاه حیفا حکایت دارد، در حالی که روایتهای اسرائیلی متناقض بوده و صحبتها درباره سانسور رسانهای در خصوص میزان خسارات افزایش یافته است.
نورنیوز-گروه بین الملل: رسانههای اسرائیلی از اصابت مستقیم یک موشک ایرانی به این پالایشگاه خبر دادند، در حالی که ارتش اسرائیل تأیید کرد ترکشهایی در شمال کشور فرود آمده است. این تحولات همزمان با شلیک موجی از موشکها به سمت حیفا، تلآویو و عسقلان و در میان به صدا درآمدن مداوم آژیرهای خطر رخ داد.
در این چارچوب، خبرنگار الجزیره اعلام کرد تصاویری که از داخل اسرائیل منتشر شده، نشاندهنده آتشسوزی بزرگی در قلب پالایشگاه حیفا است؛ پالایشگاهی که از مهمترین تأسیسات راهبردی مرتبط با صنایع انرژی و پتروشیمی به شمار میرود. این پالایشگاه در فهرست اهداف مشخص ایران قرار داشته و پیشتر نیز هدف حملات مشابهی بوده است؛ بهویژه با افزایش تمرکز بر منطقه خلیج حیفا که زیرساختهای صنعتی حیاتی و یک بندر راهبردی را در بر میگیرد.
حمله اخیر ویژگیهای کیفی جدیدی داشته و در آن از موشکهای تکهتکهشونده یا خوشهای استفاده شده است؛ امری که باعث شده چندین کلاهک انفجاری در نقاط مختلف داخل و اطراف شهر فرود آیند، نه فقط در یک نقطه. این نوع موشکها سامانههای پدافند هوایی اسرائیل را دچار سردرگمی میکنند، زیرا رهگیری کامل آنها بسیار دشوار است و همین امر به کلاهکهای انفجاری اجازه میدهد حتی در صورت رهگیری جزئی موشک، به اهداف متعددی اصابت کنند.
زیرساختهای حساس نفتی
دامنه بمباران به دیگر مناطق حساس نیز کشیده شده است؛ بهطوریکه آژیرهای خطر در اسدود و بندر آن و همچنین در عسقلان که پایانه نفتی در آن قرار دارد، به صدا درآمده است. این موضوع نشاندهنده هدفگیری نظاممند زیرساختهای انرژی در اسرائیل است.
هدف قرار دادن عسقلان با خط لوله نفتی که از ایلات تا ساحل امتداد دارد مرتبط است؛ خط لولهای تاریخی که برای انتقال نفت وارداتی از ایران پیش از انقلاب سال 57 استفاده میشد. انتخاب این هدف علاوه بر اهمیت راهبردی، بُعدی نمادین نیز در خود جای داده است.
در تحلیل ماهیت این تشدید تنش، میتوان گفت که ایران از تاکتیک «اشباع موشکی» به «حملات دقیق و مؤثر» روی آورده است؛ بهگونهای که اکنون یک موشک میتواند تخریب گستردهای ایجاد کند.
شکاف میان واقعیت آسیبهای میدانی و روایت اسرائیل
با این حال، نکته قابل توجه تنها به ماهیت حملات محدود نمیشود، بلکه به «شکاف میان واقعیت میدانی و روایت رسمی اسرائیل» نیز مربوط است؛ آن هم در شرایطی که سانسور نظامی انتشار جزئیات خسارات را محدود میکند. تجربههای گذشته نشان داده اسرائیل در پذیرش برخی حملات حساس، مانند هدف قرار گرفتن پایگاههای هوایی و فرودگاه بنگوریون، تأخیر داشته و برخی خسارات چند روز بعد آشکار شدهاند.
دادههای ناقص موجود از حجم انباشته خسارات حکایت دارد؛ بهطوریکه تاکنون بیش از ۱۲ هزار درخواست غرامت ثبت شده که نشاندهنده گستردگی آسیبهای وارده به اموال است.
هزینه بالا خسارتهای وارده
تا امروز حدود ۸ هزار ساختمان در اثر حملات موشکی آسیب دیدهاند که بیشتر آنها در منطقه کلانشهری تلآویو و عسقلان متمرکز هستند؛ موضوعی که هزینه مالی بالایی را نشان میدهد و فشار قابل توجهی بر اقتصاد و جامعه اسرائیل وارد میکند. البته این آمارها هنوز اولیه هستند، زیرا نهادهای مسئول هنوز نتوانستهاند ارزیابی کاملی از خسارات انجام دهند؛ بنابراین احتمال افزایش میزان خسارات با ادامه بررسیهای میدانی وجود دارد. در این راستا، ادامه هدفگیری تأسیسات حیاتی و زیرساختها، فشار داخلی را افزایش خواهد داد؛ نهتنها از نظر اقتصادی، بلکه از حیث اعتماد عمومی به توانمندیهای سامانه دفاعی نیز.
در مقابل، الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، خسارتهای وارده را محدود و ناچیز شمرد و درباره وصل شدن جریان برق سخن گفت؛ که تلاشی برای مهار پیامدهای این حملات بر افکار عمومی اسرائیل بود. با این حال، تمرکز رسانههای اسرائیلی بر خسارتهای مناطق مسکونی، در مقایسه با کمبود جزئیات درباره سایتهای نظامی و راهبردی، فرضیه وجود «سانسور گزینشی» در خصوص خسارتهای وارده به اسرائیل را تقویت میکند.
اندیشکده تهران