تصمیم اخیر انگلیس برای واگذاری پایگاههای نظامی به آمریکا علیه ایران، نهتنها نشانهای از وابستگی راهبردی لندن به واشنگتن است، بلکه بیانگر ورود این کشور به معادلهای پرهزینه و پرریسک است که میتواند پیامدهای امنیتی، اقتصادی و حیثیتی گستردهای برای اروپا و نظام بینالملل به همراه داشته باشد.
نورنیوز-گروه بینالملل: یکی از محورهای قابل توجه در تحلیل رفتار اخیر لندن، پیوندهای ساختاری و شخصیتی میان نخبگان سیاسی آمریکا و انگلیس است که در پروندههایی نظیر اپستین نمود یافته است. این پرونده صرفاً یک رسوایی اخلاقی نیست، بلکه نشانهای از بحران مشروعیت در سطوح عالی قدرت در غرب محسوب میشود. همزمانی حمایت انگلیس از سیاستهای تهاجمی آمریکا با چنین رسواییهایی، این گزاره را تقویت میکند که برخی تصمیمات راهبردی، بیش از آنکه مبتنی بر منافع ملی باشند، در چارچوب همگرایی نخبگان بحرانزده تعریف میشوند.
استمرار نقش انگلیس در زنجیره مداخلات
مرور کارنامه تاریخی انگلیس نشان میدهد که این کشور همواره یکی از اضلاع اصلی مداخلات نظامی و بیثباتسازی در نظام بینالملل بوده است. از اعلامیه بالفور تا همراهی در جنگهای افغانستان، عراق، لیبی و سوریه، لندن نقش مکملی در راهبردهای ایالات متحده ایفا کرده است. این رفتار دوگانه یعنی نمایش صلحطلبی در سطح گفتمانی و مشارکت در جنگافروزی در سطح عملیاتی به تدریج اعتبار بینالمللی انگلیس را فرسایش داده و آن را در جایگاه یک بازیگر غیرمستقل قرار داده است.
در این چارچوب، تصمیم اخیر برای در اختیار گذاشتن پایگاهها به آمریکا، ادامه منطقی همان مسیر تاریخی است؛ مسیری که انگلیس را از یک قدرت مستقل به یک شریک تبعی در ائتلافهای نظامی تبدیل کرده است.
خطای راهبردی در نادیدهگرفتن تاریخ ایران
یکی از ضعفهای محاسباتی لندن، نادیدهگرفتن تجربه تاریخی مواجهه ایران با قدرتهای متجاوز است. تاریخ معاصر ایران مملو از نمونههایی است که نشان میدهد هرگونه مداخله خارجی با واکنش قاطع و هزینهزا مواجه شده است. از مقاومتهای مردمی تا تحمیل هزینههای سنگین به نیروهای خارجی، این تجربهها یک پیام روشن دارند: ایران در برابر تهدیدات امنیتی، رویکردی فعال و بازدارنده اتخاذ میکند.
در چنین شرایطی، ورود انگلیس در سطح پشتیبانی لجستیکی میتواند این کشور را در معرض تبعات مستقیم یک تقابل قرار دهد. این موضوع نهتنها امنیت نیروها و پایگاههای انگلیسی را تهدید میکند، بلکه میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد.
خیانت مضاعف به اروپا و تشدید بحران انرژی
رفتار انگلیس صرفاً محدود به یک انتخاب دوجانبه با آمریکا نیست، بلکه آثار گستردهای بر اروپا دارد. در سالهای اخیر، سیاستهای جنگطلبانه در اوکراین و حمایت از تحریمها، هزینههای انرژی را برای اروپا بهشدت افزایش داده است. اکنون نیز ورود به یک بحران جدید در منطقه خلیج فارس میتواند این روند را تشدید کند.
افزایش قیمت انرژی، بیثباتی اقتصادی و فشار بر افکار عمومی اروپا، از جمله پیامدهای قابل پیشبینی این سیاست است. در واقع، انگلیس با این تصمیم، نهتنها منافع ملی خود بلکه منافع جمعی اروپا را نیز به خطر انداخته و شکافهای درونقارهای را عمیقتر میکند.
ایران و تثبیت معادله بازدارندگی
نکته کلیدی در این معادله، تأکید ایران بر حق دفاع مشروع است. بر اساس اصول حقوق بینالملل، هر کشوری که در تسهیل تجاوز نقش ایفا کند، بهعنوان بخشی از معادله درگیری تلقی میشود. از این منظر، پایگاهها و منافع انگلیس در صورت مشارکت در عملیات علیه ایران، به اهداف مشروع تبدیل خواهند شد.
این رویکرد، بخشی از راهبرد بازدارندگی فعال ایران است که هدف آن افزایش هزینههای هرگونه اقدام خصمانه و جلوگیری از گسترش درگیری است. در نتیجه، تصمیم لندن نهتنها امنیت بیشتری ایجاد نمیکند، بلکه ریسک درگیری مستقیم را افزایش میدهد.