اظهارات وزیر جنگ آمریکا درباره امنیت ملی و نمایش قدرت، در تضاد آشکار با کارنامه عملی کاخ سفید در یک سال گذشته قرار دارد؛ کارنامهای که نشان میدهد «امنیت» نه بهمثابه یک اصل راهبردی، بلکه در چارچوب اولویتبخشی به منافع رژیم صهیونیستی تعریف و پیگیری شده است.
نورنیوز-گروه سیاسی: سخنان پیت هگست درباره محوریت امنیت ملی، نمایش قدرت و دفاع از منافع آمریکا، در سطح نظری، بازتابی از اصول کلاسیک سیاست خارجی این کشور است. با این حال، بررسی رفتار عملی دولت آمریکا نشان میدهد که این مفاهیم بیش از آنکه مبنای تصمیمسازی باشند، کارکردی تبلیغاتی یافتهاند. آنچه در میدان عمل رخ داده، نه تأمین امنیت شهروندان آمریکایی، بلکه ورود به تنشهای پرهزینه و بینتیجه بوده است. این شکاف میان گفتار و رفتار، نشانهای از بحران در تعریف راهبردی منافع ملی آمریکاست.
«اول آمریکا» یا «اول اسرائیل»؟
دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی خود با شعار «اول آمریکا» وعده پایان جنگهای بیپایان را داده بود، اما عملکرد یکساله او نشان میدهد که این شعار عملاً به «اول اسرائیل» تغییر جهت داده است. مشارکت فعال آمریکا در جنگافروزیهای منطقهای، بهویژه در همراهی با رژیم صهیونیستی، نشاندهنده آن است که تصمیمگیریهای کلان نه بر اساس منافع مردم آمریکا، بلکه در راستای خواست لابیهای خاص و صنایع تسلیحاتی صورت میگیرد. این تغییر پارادایم، نهتنها مشروعیت داخلی سیاست خارجی آمریکا را تضعیف کرده، بلکه تصویر جهانی این کشور را نیز مخدوش ساخته است.
هزینههای اقتصادی و اجتماعی جنگ
ادعای ترامپ مبنی بر کمهزینه بودن جنگ، با واقعیتهای اقتصادی در تضاد کامل است. افزایش قیمت انرژی، سقوط بازارهای مالی و رشد تورم، پیامدهای مستقیمی هستند که زندگی شهروندان آمریکایی را تحت تأثیر قرار دادهاند. کاهش رضایت عمومی از وضعیت اقتصادی، نشانهای از نارضایتی گسترده نسبت به این رویکرد است. در واقع، جنگی که قرار بود امنیتآفرین باشد، به عاملی برای بیثباتی داخلی تبدیل شده و فشار مضاعفی بر مالیاتدهندگان آمریکایی وارد کرده است.
شکست راهبردی و زوال جایگاه جهانی
در سطح بینالمللی نیز، این جنگ نتوانسته اهداف اعلامی آمریکا را محقق سازد. مقاومت ایران و ناتوانی آمریکا در دستیابی به دستاوردهای ملموس، به نوعی شکست راهبردی انجامیده است. علاوه بر این، نقض اصول حقوق بینالملل و ناتوانی در جلب حمایت متحدان، به تضعیف جایگاه جهانی آمریکا منجر شده است. حتی درخواستهای این کشور برای همراهی متحدان در مدیریت بحرانهایی مانند تنگه هرمز، با بیاعتنایی مواجه شده که نشانهای از کاهش نفوذ و اعتبار آن در نظام بینالملل است.