نورنیوز https://nournews.ir/n/303476
کد خبر: 303476
28 اسفند 1404
نورنیوز تحرکات جدید اسراییل را برای منفعل کردن آمریکا بررسی می‌کند

توییت ترامپ، نماد بن بست راهبردی آمریکا در جنگ


توییت اخیر دونالد ترامپ درباره حمله اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی ایران، و اظهار بی‌اطلاعی او از جزئیات این حمله را می‌توان از منظرهای مختلف تحلیل کرد که همگی به یک نتیجه واحد ختم می‌شوند: «شکست هژمونیک».

نورنیوز - گروه سیاسی: تحولات تازه در جغرافیای سیاسی خاورمیانه، به‌ویژه پس از حملات هدفمند رژیم صهیونسیتی به زیرساخت‌های انرژی در منطقه عسلویه و پالایشگاه پارس جنوبی، و نیز موج جدید ترور شخصیت‌های سیاسی ارشد ایران، نشانگر ورود به فضایی است که در آن «تاکتیک‌های تخریبی» جایگزین «راهبردهای پیروزی سریع و تمیز» شده‌اند. آنچه امروز در رفتار متناقض واشینگتن و تل‌آویو مشاهده می‌شود، بیش از آنکه نشانه‌ای از اقتدار یا اشراف اطلاعاتی باشد، گویای نوعی استیصال راهبردی و فروپاشی انسجام در جبهه مهاجم است.

گذار از اهداف نظامی به بن‌بست سیاسی

ترور چهره‌های شاخصی نظیر دکتر علی لاریجانی که به لحاظ پیشینه سیاسی، ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای دیپلماسی و مدیریت بحران محسوب می‌شدند، آشکارا نشان‌دهنده اراده رژیم اسرائیل برای «کورسازی گره‌های جنگ» است. حذف فیزیکی کنشگرانی که می‌توانستند در بزنگاه‌های تاریخی، مسیر مذاکره را هموار کنند، به معنای آن است که تل‌آویو آگاهانه در پی مسدود کردن تمامی راه‌های خروج دیپلماتیک برای آمریکا است. این رویکرد، در واقع تلاشی برای به زنجیر کشیدن سیاست خارجی ترامپ و ممانعت از هرگونه عقب‌نشینی یا بازتعریف هزینه‌ها توسط دولت او ارزیابی می‌شود.
از سوی دیگر ، حمله به مجتمع عظیم پارس جنوبی، نقطه‌عطفی در تغییر قواعد درگیری است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته است. اسرائیل با هدف قرار دادن شریان‌های اقتصادی، نه تنها به دنبال تضعیف بنیه مالی ایران، بلکه در پی نابودی سرمایه‌های راهبردی جهان اسلام و پیچیده‌تر کردن معادلات انرژی است. 
با این حال، این اقدام از منظر حقوق بین‌الملل، مصداق بارز جنایت جنگی علیه غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی است. واکنشی که از سوی ایران در قبال این تجاوز صورت گرفت، نشان داد که راهبرد «ضربه در برابر ضربه» توازن هزینه‌ها را به ضرر متحدان منطقه‌ای آمریکا تغییر داده و ثبات بازار جهانی نفت را که خط قرمز واشینگتن محسوب می‌شود، با تهدیدی جدی مواجه کرده است.

تویت+ترامپ
 

 تشتت در هرم قدرت؛ واکاوی پارادوکس ترامپ

توییت اخیر دونالد ترامپ و اظهار بی‌اطلاعی او از جزئیات حمله به پارس جنوبی را می‌توان از دو منظر تحلیل کرد که هر دو به یک نتیجه واحد ختم می‌شوند: «شکست هژمونیک». 
اگر ادعای بی‌اطلاعی رئیس‌جمهور آمریکا صادق باشد، به معنای آن است که دکترین «اول آمریکا» عملاً جای خود را به «مدیریت واشینگتن توسط تل‌آویو» داده است؛ وضعیتی که در آن ایالات متحده بدون اراده خود به درون گرداب جنگی کشیده می‌شود که اهداف آن را دیگری تعیین می‌کند.
در فرض دوم، اگر این اظهارات را نوعی فریبکاری دیپلماتیک برای سلب مسئولیت بدانیم، باز هم گویای بن‌بست کامل دولت ترامپ است. او که با وعده «جنگ‌های محدود و پیروزی‌های سریع» به قدرت بازگشت، اکنون خود را در محاصره واکنش‌های متقابل ایران و فشارهای سنگین پایتخت‌های عربی می‌بیند. تهدیدهای سخت‌افزاری و لحن تهاجمی او در توییتر، تلاشی مذبوحانه برای بازگرداندن اعتبار از دست رفته‌ای است که در میانه شعله‌های پارس جنوبی دود شده است.
مجموعه اقدامات اخیر، از ترورهای هدفمند چهره‌های سرشناس و کلیدی تا تخریب تأسیسات گازی، تصویری از یک «بن‌بست راهبردی» را ترسیم می‌کند. اسرائیل با درک این واقعیت که توان تغییر موازنه قدرت در برابر ایران را ندارد، به «تروریسم زیرساختی» روی آورده تا آمریکا را به اجبار در موقعیت جنگ تمام‌عیار قرار دهد. 
اما واقعیت صحنه نشان می‌دهد که نه فشارهای اقتصادی ناشی از تخریب زیرساخت‌ها و نه حذف فیزیکی نخبگان سیاسی، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند ایران را به عقب‌نشینی از اصول راهبردی خود وادار کنند. در مقابل، این واشینگتن است که اکنون در میان دو لبه قیچی «هزینه‌های گزاف نظامی» و «فروپاشی امنیت انرژی» گرفتار شده است. چشم‌انداز کنونی، حکایت از آن دارد که توهم پیروزی در یک «جنگ تمیز و سریع» به کابوسی از تنش‌های مزمن و غیرقابل کنترل تبدیل شده که خروج از آن برای کاخ سفید، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از ورود به آن خواهد داشت.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / اسرائیل / ترامپ / قطر / خاورمیانه / امارات / امنیت_منطقه / پارس_جنوبی / جنگ_انرژی