نورنیوز https://nournews.ir/n/302184
کد خبر: 302184
26 اسفند 1404
ابراهیم متقی:

قدرت سخت و نرم؛ دو بال بقای ایران


ایران در دوران التهاب، بحران و منازعه سیاست خارجی در 1404 با چالش‌های متنوع امنیتی و راهبردی مواجه شده است. علت اصلی آن را باید در نشانه‌هایی از گذار در ساختار نظام بین‌الملل جست وجو کرد. هرگاه تغییراتی در تکنولوژی ایجاد می شود یا اینکه دگرگونی‌های نسلی رخ می‌دهد زمینه برای جنگ، منازعه و رویارویی پدید می‌آید.

نورنیوز-گروه بین الملل: تبارشناسی تحولات نظامی و بین‌المللی بیانگر این واقعیت است که از اوایل قرن 20 دگرگونی‌هایی در شکل‌بندی‌های سیاسی و امنیتی ایجاد شد که علت اصلی آن را باید در تغییرات تکنولوژیک دانست. 
موج دوم و سوم انقلاب تکنولوژیک تغییراتی را در شکل بندی قدرت و سیاست و امنیت در نظم جهانی به جای گذاشت. تا سال 1991 که ساختار دو قطبی در وضعیت فروپاشی قرار گرفت قدرت های بزرگ محور اصلی کنش رقابتی بودند. نشانه‌هایی از بازدارندگی محور اصلی رفتار بازیگران در حوزه سیاست جهانی محسوب می‌شد. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر کدام یکی از قطب‌های قدرت را شکل دادند و بر این اساس شرایطی به وجود آمد که فروپاشی شوروی در موج سوم انقلاب تکنولوژیک یعنی جامعه شبکه‌ای به صورت ساده و مرحله‌ای و گام به گام انجام شد و هیچگونه منازعه‌ای بین شوروی و کشورهای بلوک شرق با آمریکا و دیگر اعضای بلوک غرب رخ نداد. نتیجه این امر را باید یک نوع تغییر در شکل بندی‌های ساختاری دانست. 
فروپاشی شوروی اولین پیامد خود را با جدایی سرزمینی و ظهور هویت‌های جدید نشان داد. به این ترتیب مسأله جدایی سرزمینی، جغرافیایی و حاکمیتی شاخصه اصلی دوران گذار در سال 1991 بود. آنچه در مورد ایران در سال 1404 شکل گرفته ارتباط مستقیم و درهم تنیده‌ای با جنگ‌های منطقه‌ای دارد. 
جنگ در اوکراین، بحران غزه و کنش نظامی پر شدت اسرائیل علیه جبهه مقاومت به گونه تدریجی تکامل پیدا کرد و این امر منجر به جنگ‌های مرحله‌ای و منازعات  پرخشونت گام به گام شد.  در سال 1404 ایران در دو مرحله تاریخی مورد تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفت. 
در خرداد 1404 جنگ اسرائیل علیه ایران زمینه مشارکت نظامی آمریکا در جنگ و بمباران مراکز هسته‌‎ای ایران را فراهم کرد. ساخت قدرت و ساخت دولت بعد از جنگ 12 روزه به گونه قابل توجهی کاهش پیدا کرد. وقتی که توانمندی‌های اقتصادی و راهبردی یک کشور به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کند طبیعی است که سطح جدیدی از منازعه در روابط کشورها ظهور پیدا خواهد کرد. 
پیامد جنگ 12 روزه را باید در اسنپ بک جست وجو کرد. کشورهای عضو تروئیکای اروپا به این جمع بندی رسیدند که ایران بعد از جنگ 12 روزه با کاهش قدرت مواجه شده است. طبیعی است که فشارها علیه کشوری که با کاهش قدرت روبه رو شده افزایش یابد. 
به این ترتیب شاهد فرایندی بودیم که بعد از جنگ 12 روزه شرایط برای اعمال فشارهای تاکتیکی و دیپلماتیک جهان غرب علیه ایران پدید آمده بود. بسیاری از تحلیلگران به این موضوع توجه دارند که اقدامات اروپا و آمریکا در برابر ایران براساس معادله تصاعد بحران قرار دارد. 
اگرچنین انگاره‌ای در ذهنیت مقامات و کارگزاران ایرانی وجود داشته باشد طبیعی است که برای عبور از تهدیدات و بحران می‌بایست در فضای اسنپ بک از سازوکارهای کنش دیپلماتیک با رویکرد انعطاف‌پذیر استفاده کرد. محور اصلی سیاست خارجی ایران در دوران پس از جنگ می‌بایست براساس راهبرد بقا شکل می‌گرفت. راهبرد بقا گامی بسیار اساسی و تعیین کننده برای عبور از بحران‌های چندجانبه محسوب می‌شود. اما گراهام فولر به این موضوع اشاره دارد که فرهنگ سیاسی و سیاست خارجی ایران چانه زنی را عموماً در موضع ضعف انجام می‌دهد. 
دیپلماسی باید واقعیت‌های سیاست بین‌الملل را برای مقام‌های اجرایی تبیین کند. دیپلمات‌ها همواره باید این اصل را مدنظر داشته باشند که مولفه‌ها و موازین حقوق بین‌الملل به راحتی از سوی قدرت‌های جهانی نادیده گرفته می‌شود. عرصه کنش دیپلماتیک معطوف به معادله قدرت است. یک بازیگر منطقه‌ای هرگاه با فشارهای بین‌المللی مواجه می‌شود ناچار به انعطاف پذیری برای بقا است. 
پرسش اصلی این است که آیا فضای دیپلماتیک ما از سازوکار مناسبی برای گذار از راهبرد بقا کاری را به انجام رسانده است؟مهمترین مسأله برای دیپلمات‌ها و ساخت‌های نظامی و امنیتی آن است که چه تصور و تفسیری از دشمن وجود دارد و چه قالب ادراکی نسبت به دشمن داریم و از همه مهم تر اینکه چگونه می‌توانیم موازنه را بین خود و دشمن برقرار سازیم؟ عبور از تهدیدات منوط به این است که درک درستی از قابلیت خود و قابلیت دشمن داشته باشیم. موضوعی که صراحتاً بارها از سوی رهبر شهیدمان و ریاست جمهوری مطرح می‌شد بحث شناخت دشمن بود و مباحثی که در چهارچوب جهاد شناخت تعریف می‌شد در همین قالب می‌گنجد.
آمریکایی‌ها فکر می کردند که اگر جنگ را علیه ایران آغاز کنند ایران در زمان کوتاهی در وضعیت شکست قرار می‌گیرد به همین دلیل است که از مفاهیمی نظیر جنگ محدود و کم شدت بهره‌ گرفتند. حتی آنها واژه جنگ را در تعریف اقدامات خود قرار ندادند و آن را در قالب عملیات نظامی تعریف و تبیین کردند. 
در شرایطی که عملیات علیه ایران شکل گرفت، نشانه‌هایی از مقاومت بازتولید شد. اگرچه بسیاری از مقامات و فرماندهان ایران در این عرصه شهید شدند اما مقاومت در ایران توانست آثار خود را در جنگ به جای بگذارد. دولت نقش حامی در فضای جنگ و گروه‌های اجتماعی را عهده‌دار شد.
 آنچه در فضای بعد از جنگ مشاهده می‌شود، این است که دولت در جنگ خدمات عمومی را در تمامی شهرها برای مردم تأمین کرد.
 اگرچه اسرائیل با نقض قواعد بین‌المللی جنگ تهران را در وضعیت گاز سمی قرار داد و شش انبار نفت تهران منفجر شد اما واقعیت آن است که شرایط برای ترمیم ساختاری و بهینه‌سازی الگوی رفتاری فراهم شد. فضای موجود را باید درک واقعیت‌های جدیدی دانست که جنگ و صلح از طریق دیپلماسی و نظامی گری پیگیر آن هستند. اگرچه جنگ هر روز و هر لحظه ادامه دارد اما در فضای جنگی حتماً دیپلماسی بخشی از واقعیت راهبردی و نیاز امنیتی ایران برای بقاست. ادامه جنگ اگرچه نشانه تاب آوری راهبردی ایران است اما باید آن را یکی از نشانه‌ها و عواملی دانست که در آن بخشی از زیرساخت‌های ایران در وضعیت هدف قرار خواهد گرفت. دیپلماسی باید بتواند آنچه را از طریق جنگ و مبارزه و تاب آوری و مقاومت حاصل می‌شود از طریق متقاعد سازی بازیگران و در چهارچوب میانجیگری پیگیری کند. 
امروز دیپلماسی به میانجیگری نیازمند است.  میانجی باید بازیگری باشد که قدرت و ابتکار عمل لازم برای اثر بخشی بر سیاست‌های راهبردی و ژئوپلتیک ایران، آمریکا و اسرائیل را داشته باشد. آینده راهبردی ایران در 1405 بستگی به الگوی کنش دیپلماتیک ایران برای گذار از بحران دارد. باید به خاطر داشت که گذار از بحران به مقاومت در حوزه نظامی و ابتکار عمل در حوزه دیپلماتیک نیازمند است.


منبع: ایران
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: امنیت_ملی / سیاست_بین_الملل / جنگ ایران و امریکا / ایران_و_جهان / تحولات_نظامی / جنگ_و_دیپلماسی