نورنیوز https://nournews.ir/n/301984
کد خبر: 301984
25 اسفند 1404
نورنیوز از لزوم اجرای مطلق راهبرد جنگی ایران در خلیج فارس گزارش می‌دهد

نبض جنگ با انسداد کامل تنگه هرمز


به نظر می رسد بازی باکارت انسداد تنگه هرمز، آنگاه به یک عامل بازدارنده قوی وتعیین کننده تبدیل میشودکه عام وغیرقابل نقض وغیرمشروط باشد.چه بسامستثنا کردن برخی کشورها ازممنوعیت عبورازتنگه هرمز،آرام آرام آنقدر زیادشود که خود به قاعده تبدیل شودواثر بازدارندگی خودرااز دست بدهد.طبیعی است به مجردتضعیف قدرت بازدارندگی این تصمیم،کارآمدی این راهبردهم مختل وبلااثرمیشود.

نورنیوز- گروه سیاسی: مقاومت ایران در برابر جنگ تروریستی آمریکا و اسراییل در حالی وارد روز شانزدهم شده است که با اوج‌گیری ضرباهنگ نبرد در تمام جبهه‌ها مواجهیم. دشمن علیرغم ادعاهای بی‌پایه‌اش همچنان در پی کشاندن جنگ به مناطق شهری و خدمات شهروندی مثل فروشگاه‌ها، انبارهای سوخت، کارخانجات تولید مواد مصرفی مردم،‌کلانتری‌ها و مجتمع‌های مسکونی است. ایران هم در مقابل، تقریباً تمام مناطق سرزمین‌های اشغالی را با پرتابه‌های دقیق و پرحجم خود، به مناطقی ناامن و پرریسک تبدیل کرده است. با این همه به نظر می رسد کانون تعیین‌کننده و فیصله‌بخش جنگ، دقیقاً جایی است که مزیت نسبی ایران به شمار می‌آید: تنگه هرمز.
ظرف دو هفته اخیر، ایران با در دست گرفتن کنترل عبور و مرور این آبراهه حیاتی، نشان داد که سررشته‌ی انرژی جهان را در دست خود دارد و می‌تواند در چارچوب قواعد جنگ‌های نامتقارن، از این امتیاز جغرافیایی خود به خوبی و به نحو مؤثر استفاده کند. ایران در این ابتکار عملیاتی می‌کوشد در کنار وارد آوردن ضربات رزمی به دشمن در مناطق نظامی، هزینه‌های جهانی جنگ‌افروزی آمریکا و اسراییل را نیز بالا ببرد تا جایی که دولت‌ها و افکار عمومی شاهد شکل گیری یک بحران عظیم اقتصادی که ریشه اصلی اش حمله به ایران است، باشند.
ایران در راهبرد جنگی جدیدش،‌تنگه هرمز را نه به عنوان یک گذرگاه جغرافیایی محض بلکه گلوگاهی راهبردی در زنجیره جهانی انرژی می بیند و با بهترین استفاده از این کارت موثر، دنبال آن است که دامنه بحران سازی های دشمن را به سطح اقتصاد جهان گسترش بدهد و از این طریق، برخی برتری‌های سخت‌افزاری آمریکا و اسراییل در صحنه رزم را پاسخ بدهد. این راهبرد تا امروز توانسته تأثیرات چشمگیری در قیمت جهانی انرژی، نرخ بیمه‌های دریایی، توقف و تعطیل سوخت‌رسانی به شرکت‌های بزرگ داشته باشد. شک نیست که ایران در شرایط عادی، هیچگاه در پی اخلال در چرخه جهانی انرژی نیست. اما آنچه امروز پیش آمده اقتضای جنگی نامتقارن با دشمنانی کینه‌جوست که نبردی حیاتی و وجودی را علیه ایران به راه انداخته‌اند. طبعاً در یک نبرد وجودی، بازیگران از تمام کارت‌ها و مزیت‌های خود برای مقابله با دشمن استفاده می‌کنند.
به این اعتبار، تنگه هرمز را می‌توان کلید پیروزی در جنگ دانست. با این همه استفاده از این ابزار بسیار مهم و تعیین‌کننده، باید با هوشمندی ویژه همراه باشد. تصمیم‌‌گیری در این زمینه که انسداد تنگه هرمز باید به نحو مطلق و کامل باشد یا اینکه به شکل محدود و مشروط و با قائل شدن استثناهایی، یکی از حیاتی‌ترین تصمیمات غامض در راهبرد ایران است. هریک از این شقوق، طبعاً طرفدارانی دارد که با استدلال‌های خاص خود از گزینه مختارشان دفاع می‌کنند. اما به طور قطع بازی با کارت انسداد تنگه هرمز، آنگاه به یک عامل قوی بازدارنده تبدیل خواهد شد که عام و غیرقابل نقض و غیر مشروط و بی استثنا باشد. چه بسا مستثنا کردن برخی کشورها از ممنوعیت عبور از تنگه هرمز، آرام آرام آنقدر زیاد شود که خود به قاعده تبدیل شود و اثر بازدارندگی خود را از دست بدهد. طبیعی است که به مجرد تضعیف قدرت بازدارندگی این تصمیم، کارآمدی این راهبرد هم مختل و بلااثر می‌شود.  
احتمالاً مجموعه‌ای از کشورهای دوست یا بی طرف، در مذاکرات دیپلماتیک با ایران، خواستار رفع ممنوعیت ناوگان‌های دریایی‌شان از تردد در تنگه خواهند شد. چه بسا این کشورها در رایزنی‌های خود از ابزارهای چانه‌زنی، تطمیع و حتی تهدید به مقابله به مثل هم استفاده کنند. هنر دیپلماسی در این است که ضمن پرهیز از نقض راهبرد اصولی انسداد تنگه هرمز، هزینه چنین تصمیم قاطعانه‌ای را به نحو مستدل متوجه طرف شروع‌کننده جنگ کند. ترامپ می‌کوشد با بسیج ذینفعان تردد آزاد در این آبراهه، مسئولیت را متوجه این کشورها کند. به نظر می‌رسد ایران هم باید با یک دیپلماسی فعال و ترکیبی، به دولت ها و نهادها و افکار عمومی جهان تفهیم کند که مسئولیت و هزینه انسداد کامل تنگه، نه متوجه تهران بلکه مستقیماً متوجه واشنگتن است. به مجرد اینکه دشمن دریابد اراده ایران در این تصمیم راهبردی قابل نقض است، به تدریج منافذ بیشتری را برای بی‌اثر کردن آن تصمیم دست و پا می‌کند تا کارت بازی مهم و سرنوشت ساز ایران رابسوزاند.
در حال حاضر، تنگه هرمز حکم نبض و ضربان را در یک بیمار بدحال و بحرانی دارد. طبعاً در چنین حالتی، تمام تمرکز باید روی حفظ ضربان و پایدارسازی نبض بیمار باشد. اگر به فرض به جای بسیج توانایی ها در مسیر حفظ ضربان حیات بیمار، انرژی‌ها صرف مداوای زخم پای این بیمار شود پیداست که فرصت‌های تعیین‌کننده و غیرقابل بازگشت از دست می‌رود و این،‌خطایی راهبردی و غیرقابل جبران است. بهبود زخم پا برای بیماری که نبض و ضربان ندارد خالی از هرگونه فایده ای است. اجازه دادن به عبور ناوگان نفتی برخی کشورها با رویکرد مصلحت‌سنجی، در حکم مداوای زخم پا در بیمار بدحال است. این تصمیم حتی درباب کشورهای دوست و شریک مثل چین هم حتی اگر قرار بر اعطای امتیازاتی باشد باید تابع ضوابط و شرایطی خاص در نظر گرفته شود.
در نبردی بی سابقه که دو قدرت هسته ای مجموعه ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی خود را برای از میان بردن موجودیت ما بسیج کرده اند باید ارزش و بهای راهبردب "تنگه احد" در این جنگ را که اکنون در "تنگه هرمز ظهور و بروز یافته به خوبی بشناسیم و از آن بهره ببریم. این جنگ باید با پایانی قهرمانانه و به بهای اضمحلال و شکست درس آموز دشمن رقم بخورد وبرای تحقق این مهم هیچ امکانی برای سعی و خطا وجود ندارد.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / اسرائیل / دیپلماسی / بازدارندگی / تنگه_هرمز / انرژی_جهانی / جنگ_نامتقارن / انسداد_تنگه_هرمز