نورنیوز https://nournews.ir/n/301865
کد خبر: 301865
25 اسفند 1404
نورنیوز از ضرورت ماندگارسازی و الگوبرداری از شخصیت دریاسالار شهید علی شمخانی گزارش می‌دهد؛

خادم بردبار استقلال، اقتدار و امنیت ملی


مهم‌ترین و محوری‌ترین معیار در نوع عمل سیاسی‌ و مدیریتی شهید شمخانی، «تأمین منافع و امنیت ملی پایدار ایران»‌ بود و همین عهد و التزام، از او یک انقلابی میهن‌دوست ساخت؛‌ شخصیتی مستقل، با نگاهی راهبردی،‌ رویه‌ای معتدل، مدیریتی خلاق و نوآور، روحیه ای ملی،‌ جوهره ای جهادی و خستگی نشناس، و البته بردبار و بی‌اعتنا به تهمت‌زنی‌ها و شایعه‌سازی‌ها.

نورنیوز- گروه سیاسی: پس از عمری جهاد و مجاهدت در راه میهن و دین و انقلاب، و پس از بارها تلاش دشمن غدار و خونخوار، برای حذف فیزیکی شخصیتی شهید مجاهد، دریاسالار علی شمخانی، آخرالامر این فرزند شجاع و کاردان ایران، دوشادوش فرمانده کل قوا و سایر امیران و سرداران غیور وطن به شهادت رسید و پیکر زخم‌خورده‌اش روز شنبه به خاک سپرده شد. اکنون خاک میهن، میزبان جسم جمعی از قهرمانان ملی کشور است تا برای فردای ایران، نهال‌های مقاومت و سربلندی از خود برویاند و عطر جهاد و غیرت را بپراکند. 

فضیلت استقلال و ملی‌اندیشی 

با این حال، بر تمام اهل قلم و فرهنگ این سرزمین فرض است که فضایل و خصایل ممتاز این فرزندان شجاع و خلاق ایران را تحلیل و گزارش کنند تا ذهن جمعی مردم این سرزمین، با عظمت‌های این مجاهدان آشناتر شوند. از میان این بزرگان، برخی تا آنجا اهل فروتنی و کتمان بودند که هیچ تلاش و تحرکی برای شناساندن خود به خرج ندادند. شهید علی شمخانی از شاخص‌ترین نمونه‌های این سربازان بی ادعا بود. او نه فقط اعتنایی به شهرت و شناخته شدن نداشت بلکه در قبال فضاسازی‌ها و منفی‌بافی‌ها و شایعه‌پراکنی های متراکم دشمنان خارجی و رقیبان و بدخواهان داخلی، هیچ گاه درصدد دفاع برنیامد و رضایت نداد که کسری از انرژی ذهنی خود و عرصه سیاسی کشور صرف موضوعاتی فرعی و حاشیه ای شود. 

در شاکله شخصیتی شهید شمخانی، ویژگی‌های ممتازی وجود داشته است که بازخوانی و بازاندیشی درباره آنها می‌تواند ثمرات فراوانی برای نظام مدیریتی کشور داشته باشد. او یکی از بازماندگان نسل اول انقلابیون و از پرچمداران جهاد و شهادت بود که هیچ چیز را برتر و بالاتر از منافع ملی و امنیت ملی نمی‌دانست و هرچیز و همه چیز را با همین دو معیار اساسی می‌سنجید. در عین حال، عمیقاً به فضیلت «استقلال» و فراروی از جناح‌گرایی و سیاست‌زدگی آراسته بود. او در تمام عمر خود، در کشاکش جناح ها و جریان های سیاسی، فضیلت "استقلال" را با چیزی تاخت نزد و بر سر آرمان های یک انقلاب ملی و دینی با کسی و جریانی و جناحی خاص معامله نکرد. به اعتبار همین روحیه ملی و فراجناحی بود که دولت‌های گوناگون انقلاب از راست و چپ و میانه‌رو، از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و اعتدالی و انقلابی، سراغش رفتند و ارکان و موقعیت‌های کلیدی مدیریتی را در اختیارش گذاشتند. 

شمخانی التزام به منافع ملی و ارتفاع گرفتن از منازعات جناحی و باندی و حریت شخصیتی را تا آنجا پیش برد که از جفا در حق مخالفان هم گلایه کرد. در حافظه سیاسی ایران، ماندگار خواهد ماند که او به خلاف جریان رایج، حتی اتهام «خیانت» به کسی مثل بنی صدر را نیز انکار کرد و ضمن مخالفت شدید با شیوه فکر و مدیریت او، صراحتا گفت که بنی صدر خائن نبود و به این ترتیب کوشید فضای سیاست در ایران را از تهمت و توهین و اتهام پاکسازی کند.  

او البته تاوان پافشاری بر همین روحیه فراجناحی و استقلال فردی را به دفعات پرداخت. چرخه ی تخریب و تهمت، بارها از او تقاص گرفت و با هر دروغ و فریب و اغراق و بهتانی که دم دستش بود آن «نه گفتن» به سیاست‌بازان و «آری گفتن» به منافع ملی پایدار را تلافی کرد. علی شمخانی، هنوز جوانی نورس بود که شکار ساواک شد اما تله گذاری ها برای شکار شخصیت اش تا همین اواخر که مردی جاافتاده و سرد و گرم چشیده شده بود به آخر نرسید. 

آسیابِ تخریب،‌ یک روز با آب اتهامات سیاسی می چرخید؛ یک روز اتهامات اقتصادی؛ یک روز اتهامات مدیریتی. مهم برای صحنه گردانان، چرخیدن چرخ دنده های تهمت بود، حتی اگر گوشت تن فرزند و همسر و دختر و پسر و بستگان قربانی لای چرخ گیر کند. اگر هم قربانی، اهل جواب نباشد، چرخه نه فقط شرمگین نمی شد بلکه دیوانه وارتر می چرخید. کسی هم نمی پرسید که اگر آسیاب‌گردان‌ها به حرف خود یقین دارند چرا به عدلیه رجوع نمی کنند و شواهد و ادله ی خود را به محکمه عرضه نمی دارند. عدلیه هم، با تأسف،‌ آن تخریب‌ها و تهمت‌ها را می‌دید اما از مدّعی، طلب دلیل نمی‌کرد. شمخانی هروقت در معرض این سئوال قرار می‌گرفت که پاسخ‌تان به تهمت‌ها چیست فقط این جمله را تکرار ‌می‌کرد که «ناگفته ها بماند برای بعد». در روز تدفین شمخانی، اما صداهای زیادی از سوی برخی از حاضران شنیده می‌شد که از او حلالیت می‌طلبیدند. 

کارنامه‌ای درخشان در جنگ و صلح 

برای دشمنان خارجی این سرزمین و البته برخی جریان ها در داخل ایران، گناهی نابخشودنی است که کسی بتواند در ارتفاعی از سیاست و مدیریت حرکت کند که هم اصلاحاتی ها به کابینه شان دعوتش کنند و هم اصولی ها در رسانه شان برای او فرش قرمز پهن کنند، و هم اعتدالی ها کرسی های ارشد امنیتی برایش رزرو کنند. کسی که  از بنیانگذاران سپاه، از نظریه پردازان جنگ، از طراحان عملیات های پرغرور و افتخارآفرین، از بانیان اصلی توان موشکی،پهپادی ایران، از پایه گذاران نیروی نوین و راهبردی  دریایی،‌ از طراحان و راهبران فناوری بومی هوافضا و ماهواره و از خط مشی گذاران مهم راهبردهای امنیت ملی بوده و هست، آیا می تواند جز در سایه استقلال رأی و توانمندی مدیریتی خود، به چنین موقعیت هایی برسد؟

بیراه نیست اگر کسی ادعا کند شخصیتی که عمیق‌ترین و دقیق‌ترین شناخت را از شهید شمخانی داشت و با علم به توان مدیریت راهبردی او و سلامت سیاسی و اقتصادی‌اش، اعتمادی در حد مطلق به او نشان داد، رهبر شهید انقلاب بود. چه اینکه در موارد متعدد شمخانی را در عالی‌ترین و حساس‌ترین و راهبردی‌ترین مصادر و مشاغل مدیریتی قرار داد و برخی از پرونده‌های حیاتی و بسیار مهم ملی را آشکار یا پنهان به او احاله داد. نکته مهم این بود که هرقدر فشارها و تهمت‌ها و افتراها علیه شمخانی شدت می‌گرفت حمایت رهبری فقید هم به او در قالب واگذاری مسئولیت‌های خطیر بیشتر می‌شد تاجایی که تا آخرین روز حیات، عنوان پرافتخار «مشاور رهبری» و نماینده رهبری در شورای دفاع را برعهده داشت.

رویه رهبری در پشتیبانی از نیروهای انقلاب و خصوصاً شهید شمخانی، درست نقطه مقابل کسانی بود که داعیه دوستی و قرابت و همسنگری با شمخانی داشتند اما حاضر نبودند در قبال سیل خبرسازی‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها و تهمت‌زنی‌ها علیه او گامی بردارند و کلامی بر زبان بیاورند. به خلاف چنین مصلحت‌سنجی‌های ناموجه دوستان، رهبر شهید با شجاعت و صراحت، و به طور عملی بارها بر سلامت و کفایت و توانمندی شمخانی صحه گذاشت و پروژه‌های مهم امنیت ملی را به او ارجاع داد. 

موضوع قابل توجه آنکه هیچیک از مقامات ارشد کشور به میزان شهید شمخانی حکم مسئولیت از رهبر شهید انقلاب اسلامی دریافت نکردند.

تحولی که درسالهای جنگ و نحوه پایان آن و در نیروی دریایی یا وزارت دفاع یا شورای عالی امنیت ملی رقم خورد حاصل چنین ویژگی ها و مختصاتی بود. او داغ شهادت دو برادر و حسرت فراق هزاران یار و همرزم و هم قطار را بر دل داشت بی آنکه در سایه ی تفاخر به این امور، به قرارگاه‌نشینی خو کرده باشد یا به عافیت‌جویی دل بسته باشد. جنگ به او یاد داد اگر کسانی با غوغاسالاری،‌ به سیم آخر می زنند و سفارتی را تعطیل می کنند،  او بی هیاهو و یک تنه به خط اول  بزند و محور مسدود و مهمی مثل تهران – ریاض را بگشاید. نگران هم نباشد که تاریخ،‌ کدام نام را به عنوان کسی که خود را روی این مینِ مانع در جاده ی دیپلماسی انداخت ثبت می کند.

ثبت یک الگوی ماندگار و مؤثر 

اکنون از علی شمخانی یک خاطره به جای مانده است؛ خاطره‌ای درخشان که می‌تواند در حکم الگویی ماندگار و مؤثر باشد و در مسیر توسعه ایران به کار بیاید. او از شاخص‌ترین نیروهای ملی بود که پیش از انقلاب در جریان انقلاب و پس از پیروزی آن و در جنگ و سازندگی و در بحران های خطیر، ضمن اصرار بر اصول و آرمان ها، شجاع و مستقل ماند و به جذب حداکثری و دفع حداقلی اصرار ورزید و به پیاده کردن هیچ نیرویی از قطار انقلاب رضایت نداد و حتی درباره معارضان انقلاب، انصاف را کنار نگذاشت. شمخانی مهم‌ترین و محوری‌ترین شاخص را در نوع عمل سیاسی‌ و مدیریتی‌اش، «منافع و امنیت ملی»‌ قرار داد و همین بود که از او یک انقلابی میهن‌دوست ساخت؛‌ شخصیتی مستقل، با نگاهی راهبردی،‌ رویه‌ای معتدل، مدیریتی خلاق و نوآور، روحیه ای ملی،‌ و نهایتا جوهره ای جهادی و خستگی نشناس.

بر تمام دوستان و آشنایان و همکاران او و سایر مجاهدان ایران‌دوست فرض است که اگر در زمان حیاتش سکوت کردند اکنون سکوت را بشکنند و مختصات مشی فکری و مدیریتی او را صورتبندی کنند و به مردم معرفی نمایند. باید این مرام و مشی مفید و ملی را که در وجود کسانی مثل شهید شمخانی به ثمر نشست به یک الگوی روشن و قابل اتکا تبدیل کرد. رسانه‌ی ملی در این زمینه باید ترک فعل‌های ناموجه خود را قضا کند و اکنون با عزم و برنامه‌ای روشن، در مسیر برنامه‌سازی از این الگوهای ارزشمند ملی حرکت کند. غیبت چهره‌ی مهمی مثل شمخانی در قاب رسانه‌ی ملی، مصداق یک کم‌کاری حرفه‌ای در نبرد رسانه‌ای است. چیزی که در این نبرد ضرورت دارد سامان‌دهی هنرمندانه‌ای برای بازنمایی و ماندگار سازی الگوهای شاخص انقلاب است.  

علی شمخانی وقتی به حضور ده ساله‌ی خود در عالی ترین نهاد امنیت ملی کشور (شعام) پایان داد در پایان پیام کوتاهش شعری از محتشم کاشانی نوشت در عین ابهام، دنیایی از معنا با خود داشت. این روزها و پس از شهادت او، تلاش برای معناکردن آن شعر ضرورت مضاعف دارد:  

حرفی که در حجاب زگفت و شنود بود  
آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: استقلال / امنیت ملی / اقتدار / شهید شمخانی / دریاسالار / تأمین منافع / ملی‌اندیشی