نورنیوز https://nournews.ir/n/301654
کد خبر: 301654
24 اسفند 1404

آزادسازی ذخایر نفت، راهکار موقتی در برابر بحران تنگه هرمز


یک پژوهشگر ارشد انرژی معتقد است آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت تنها یک راه‌حل موقت برای مقابله با اختلالات احتمالی در تنگه هرمز است. وی همچنین اشاره کرد که جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای اقتصادی گسترده‌تری فراتر از میدان نبرد خواهد داشت.

نورنیوز-گروه اقتصادی:رضا مختار در گفت‌وگویی درباره تحولات بازار انرژی جهان پس از تجاوز ائتلاف آمریکایی - صهیونیستی به خاک ایران و تصمیم راهبردی ایران برای مدیریت عبور و مرور نفتکش ها و کشتی ها در تنگه هرمز اظهار داشت: سال‌ها تحریم و فشار خارجی، ایران را ناگزیر به سازگاری با شرایط فشار اقتصادی کرده و سیاست‌گذاران را به انبارسازی کالاهای ضروری، مدیریت مصرف، گسترش شبکه‌های حمایت اجتماعی و آمادگی برای شوک‌های ناگهانی سوق داده است و در مقابل، بسیاری از بیانیه‌های رسمی در واشنگتن و تل‌آویو نشان می‌داد که انتظار یک عملیات محدود و کوتاه‌مدت وجود داشته است، نه درگیری‌ای که هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه یابد و شریان‌های اصلی انرژی جهان را مختل کند.

وی اذعان داشت: در چنین شرایطی، پیامدهای اقتصادی جنگ می‌تواند برای ایالات متحده نیز پیچیده‌تر از آن چیزی باشد که در نگاه نخست به نظر می‌رسد.

مختار افزود: واشنگتن در دهه گذشته با کسری تجاری مداوم، وابستگی قابل توجه به واردات مواد خام صنعتی و سطح بالای بدهی عمومی روبه‌رو بوده است. در چنین وضعیتی، یک شوک گسترده انرژی نه تنها هزینه واردات را افزایش می‌دهد، بلکه با کند شدن رشد اقتصاد جهانی، بازارهای صادراتی کالاهای صنعتی و فناوری‌محور آمریکا را نیز کوچک‌تر می‌کند.

آزادسازی ذخایر استراتژیک راه حلی بدون هزینه نیست

این پژوهشگر حوزه انرژی معتقد است: اگرچه ایالات متحده و متحدانش می‌توانند از ذخایر استراتژیک نفت استفاده کنند، اما این ابزار تنها برای مدیریت یک وقفه موقت مفید است و نمی‌تواند یک اختلال عمیق و طولانی‌مدت در یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های انرژی جهان را جبران کند.

وی اظهار کرد: در عین حال آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت راه‌حلی بدون هزینه نیست. چنین اقدامی ممکن است در کوتاه‌مدت بازارها را آرام کند، اما اگر بحران ادامه یابد می‌تواند خود به منبعی از آسیب‌پذیری تبدیل شود. هرچه سطح این ذخایر پایین‌تر بیاید، سپر امنیت انرژی برای کشورهای مصرف‌کننده نیز نازک‌تر خواهد شد و این مسئله ممکن است بازارها را متقاعد کند که زمان به نفع ائتلافی نیست که بر یک جنگ کوتاه حساب کرده بود.

پیامدهای مزمن جنگ برای اقتصاد آمریکا

مختار ادامه داد: به دنبال این تجاوز، نه تنها مسائل اقتصادی، بلکه رابطه گسترده‌تر میان ثبات اقتصادی و قدرت جهانی نیز در معرض آزمون قرار گرفته است زیرا جایگاه دلار و بازارهای مالی آمریکا در نظام بین‌المللی تنها به قدرت نظامی واشنگتن وابسته نیست، بلکه به اعتماد جهانی به تاب‌آوری اقتصاد ایالات متحده و توانایی آن در جذب و مدیریت شوک‌های جهانی نیز ارتباط دارد.

وی تصریح کرد: اگر یک جنگ منطقه‌ای بتواند بازارهای انرژی را برای مدت طولانی مختل کند، تورم جهانی را تشدید کند و همزمان هزینه‌های مالی و اجتماعی آمریکا را افزایش دهد، این پرسش دوباره مطرح می‌شود که آیا نظم تک‌قطبی پس از جنگ سرد همچنان استحکام گذشته را دارد یا جهان به سمت نظمی چندقطبی حرکت می‌کند؟

این پژوهشگر حوزه انرژی گفت: امکان ادامه نوعی اختلال کنترل‌شده در خلیج فارس که حتی پس از پایان رسمی خصومت‌ها نیز کشتی‌های تجاری آمریکایی را هدف قرار دهد، می‌تواند پیامدهای جنگ برای ایالات متحده را طولانی‌تر و حتی مزمن کند.

جنگ اگرچه شوکه کننده بود اما نتیجه قاطعی برای متجاوزان نداشته است

مختار این نکته را مطرح کرد که از منظر نظامی و سیاسی نیز این درگیری پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. حملات اولیه اگرچه شوکه‌کننده و پرهزینه بوده‌اند، اما به نظر نمی‌رسد نتیجه قاطعی به همراه داشته باشند. در مقابل ایران با تکیه بر ابزارهای نامتقارن از جمله فشار بر مسیرهای دریایی، حملات موشکی و پهپادی و تلاش برای گسترش هزینه‌ها بر دشمنان خود، تلاش کرده منطق درگیری را از یک تقابل صرفاً نظامی به یک جنگ فرسایشی اقتصادی و استراتژیک تغییر دهد.

وی افزود: در عین حال گزینه‌های مختلفی برای تشدید درگیری همچنان وجود دارد؛ از اختلال گسترده‌تر در ترافیک دریایی گرفته تا فعال‌تر شدن بازیگران همسو در جبهه‌های دیگر و همچنین حملات سایبری شدیدتر و ضربه به زیرساخت‌ها. با این حال هر یک از این گزینه‌ها خطر گسترش بحران در سطح منطقه را افزایش می‌دهد و مهار آن را برای همه طرف‌ها پرهزینه‌تر می‌کند.

این پژوهشگر حوزه انرژی توضیح داد: در چنین شرایطی برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که اگر جنگ ادامه یابد، هدف محتمل واشنگتن ممکن است نه دستیابی به یک پیروزی آشکار، بلکه رسیدن به نوعی خروج قابل مدیریت باشد؛ خروجی که بتواند از تبدیل بحران به یک شوک ساختاری برای اقتصاد جهانی جلوگیری کند، بدون آنکه نیاز به اعتراف صریح به شکست وجود داشته باشد.

مختار ادامه داد: با این حال هرگونه توافق پایدار به احتمال زیاد نیازمند حداقل درک مشترکی با ایران خواهد بود؛ درکی که از نگاه تهران باید شامل تضمین‌هایی علیه بازگشت سریع به جنگ، به رسمیت شناختن برخی خطوط قرمز استراتژیک و نوعی جبران خسارت برای هزینه‌های تحمیل‌شده باشد.

آثار این جنگ بر آینده نظام بین الملل خواهد بود

این تحلیلگر نفت و انرژی با اشاره به نخستین پیام رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران و تاکید بر اینکه «اهرم بستن تنگه هرمز باید حتماً ادامه یابد» اظهار داشت: این اقدام اهرمی برای حفظ فشار بر دشمنان است و به همین دلیل هم دولت آمریکا اعلام کرده در قالب برنامه هماهنگ با آژانس بین‌المللی انرژی، بخشی از ذخایر استراتژیک نفت خود را آزاد خواهد کرد.

مختار اظهار داشت: طبق اعلام مقامات آمریکایی، ذخایر استراتژیک نفت این کشور در حال حاضر حدود ۴۱۵ میلیون بشکه برآورد می‌شود و دولت دونالد ترامپ قصد دارد ۱۷۲ میلیون بشکه از آن را طی ۱۲۰ روز آینده آزاد کند؛ اقدامی که بخشی از آزادسازی هماهنگ ۴۰۰ میلیون بشکه‌ای کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی به شمار می‌رود. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند این اقدام هرچند در کوتاه‌مدت می‌تواند بازارها را آرام کند، اما در صورت طولانی شدن بحران، محدودیت‌های جدی خود را نشان خواهد داد.

وی در پایان گفت: در نهایت، اهمیت این جنگ ممکن است کمتر در آنچه امروز در میدان نبرد رخ می‌دهد باشد و بیشتر در آنچه درباره آینده نظام بین‌الملل آشکار می‌کند. اگر تنگه هرمز به اهرم فشاری پایدار تبدیل شود، اگر بازارهای انرژی در برابر یک بحران منطقه‌ای چنین آسیب‌پذیر باقی بمانند و اگر قدرت‌های بزرگ نتوانند پیامدهای اقتصادی آن را مهار کنند، این وضعیت دیگر صرفاً یک درگیری منطقه‌ای نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از شکنندگی اقتصاد جهانی، محدودیت‌های قدرت آمریکا و شتاب گرفتن حرکت جهان به سوی نظمی پیچیده‌تر و چندقطبی‌تر باشد.


سرویس: اقتصادی
کلید واژگان: نفت / تنگه_هرمز / اقتصاد_جهانی / قیمت_نفت / جنگ_ایران / ذخایر_استراتژیک