همزمان با تشدید دستورالعمل سانسور نظامی از سوی ارتش رژیم صهیونیستی، یکی از خبرنگاران اسرائیلی اعتراف کرد که رسانههای این رژیم نیز بدون هیچگونه اعتراض و مطالبه آزادی مطبوعات، عملاً به سربازان پیادهنظام ارتش تبدیل شدهاند و با رقابت برای جلب رضایت نهادهای امنیتی، خود را به بازوی سانسور رسمی بدل کردهاند.
نورنیوز-گروه بین الملل: روزنامه صهیونیستی هاآرتص، گیدعون لوی، نویسنده و روزنامهنگار اسرائیلی، در مقالهای در روزنامه هاآرتص اعلام کرد که سانسور رسانهای در جریان تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، به سطحی «بیسابقه و نگرانکننده» رسیده است.
وی تأکید کرد که خبرنگاران اسرائیلی پیش از انتشار هر گزارش امنیتی، با شتاب بهدنبال دریافت تأییدیه از اداره سانسور نظامی هستند؛ در حالی که هیچ نهادی روزنامهنگاران را مجبور به اطاعت کورکورانه نکرده است.
به گفته لوی، آنها به صورت «کاملاً داوطلبانه» برای نشان دادن وفاداری خود به نهادهای امنیتی، حتی در موارد غیرضروری نیز به اداره سانسور مراجعه میکنند. وی تصریح کرد که از مجریان با سابقه تا خبرنگاران میدانی، همگی در این چرخه مشارکت دارند و عملاً به «متعهدترین سربازان سانسور اسرائیل» تبدیل شدهاند.
لوی با انتقاد از این وضعیت نوشت: در چنین چشماندازی، مبارزه برای آزادی مطبوعات بیمعناست؛ زیرا رسانهها خود در جبهه آزادی قرار ندارند.
این نویسنده همچنین تأکید کرد که رسانههای اسرائیلی به حفظ روابط خود با مقامات نیاز حیاتی دارند، از جمله سانسور نظامی که بهطور طبیعی دشمن آزادی مطبوعات است. وی این رفتار را نوعی «واگذاری مسئولیت» به نهادهای مربوطه توصیف کرد؛ روشی که روزنامهنگاران با آن میکوشند خود را از هرگونه تقصیر مبرا کنند.
لوی افزود: بیشتر روزنامهنگاران عبریزبان باور دارند که وظیفه اصلیشان حفظ امنیت اسرائیل است، زیرا پیش از آنکه روزنامهنگار باشند، خود را سرباز اترش میدانند. وی تأکید کرد، این نگاه، نشانه ناآگاهی کامل از نقش مطبوعات در نظامهای دموکراتیک است.
وی همچنین مطبوعات را به حمایت از مقامات ارشد اسرائیلی متهم کرد و نوشت که این رسانهها با مردم بر اساس این اصل رفتار میکنند که «نگران نباشید، ما اخبار ناراحتکننده مثل کشتار هزاران کودک در غزه را نمینویسیم» و هیچ چیزی که امنیت شما را تهدید کند منتشر نخواهیم کرد.
لوی در ادامه یادآور شد که روزنامهنگاران اسرائیلی در گذشته در برابر سانسور نظامی ایستادگی میکردند. او به اقدام یوری آونری، سردبیر مجله اسرائیلی «این جهان» اشاره کرد که در اعتراض به سانسور، بخشهایی از صفحات مجله را به عمد خالی میگذاشت.
همچنین به ماجرای انتشار عکسهای الکس لواک، عکاس اسرائیلی که با ثبت یک عکس تاریخی، نقش کلیدی در افشای دروغگویی و سرپوشگذاری شاباک در ماجرای «اتوبوس ۳۰۰» اشاره کرد. این عکس نشان میداد دو فلسطینیِ بازداشتشده زنده دستگیر شدهاند؛ در حالی که شاباک ادعا میکرد آنها در جریان عملیات کشته شدهاند. همین تصویر، نقطه آغاز یکی از بزرگترین رسواییهای امنیتی تاریخ اسرائیل شد؛ عکسی که روزنامه اسرائیلی «خدشوت» با وجود فشارها منتشر کرد.
او نتیجه گرفت که مطبوعات اسرائیل وارد چرخهای «بسیار خطرناک» از خودسانسوری شدهاند؛ چرخهای که از سانسور دولتی خطرناکتر است، زیرا نه تنها مقاومتی در برابر آن وجود ندارد، بلکه بسیاری از روزنامهنگاران به آن افتخار میکنند و برای تداومش تلاش میکنند.
این مقاله در حالی منتشر میشود که عاموس هارئل، تحلیلگر امنیتی هاآرتص، اخیراً هشدار داده بود که ارتش اسرائیل با «پنهانکاری سیستماتیک» مانع انتشار اطلاعات درباره شکستهای امنیتی میشود و رسانهها نیز «بهجای مقابله، همراهی میکنند.
نوا لنداو، خبرنگار سابق هاآرتص نیز پیشتر در یادداشتی نوشته بود که سانسور نظامی در سالهای اخیر «بهطور خزنده» به حوزههای غیرنظامی نیز گسترش یافته و خبرنگاران «از ترس قطع دسترسی»، خود را ملزم به رعایت محدودیتها میدانند.
ایلان باروخ، خبرنگار پیشین رادیو ارتش نیز گفته بود که فضای رسانهای اسرائیل بهگونهای طراحی شده که هرگونه پرسشگری درباره عملکرد ارتش، بهسرعت با برچسب خیانت یا تضعیف روحیه ملی سرکوب میشود.
این در حالی است که این چرخه اشتباه در رسانههای اسرائیلی نه یک استثنا، بلکه به یک ساختار پایدار و پذیرفتهشده تبدیل شده است؛ ساختاری که به گفته منتقدان، حقیقت را قربانی امنیتسازی و وفاداری سیاسی میکند.