پیام اخیر رهبر معظم انقلاب را باید فراتر از یک پیام حماسی یا عاطفی ارزیابی کرد. این پیام در بطن تحولات جاری، حاوی سه لایه مهم اجتماعی، سیاسی و راهبردی است؛ از تجلیل کمسابقه از مردم تا تاکید بر جبران خسارتها و نیز ترسیم خطوط بازدارندگی در برابر دشمن، که میتواند مبنای یک نقشه راه ملی در مرحله پیشرو باشد.
نورنیوز-گروه سیاسی: یکی از برجستهترین محورهای اولین پیام رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای،که بسیاری در داخل و خارج از کشور در انتظار شنیدن آن بودند، تجلیل صریح و چندباره از مردم بود. این تجلیل را در شرایط خاص کنونی باید در چارچوب مفهوم «سرمایه اجتماعی مقاومت» تحلیل کرد. در شرایطی که منطقه با تنشهای متعدد و رقابتهای امنیتی و ایران با جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی روبهروست، نقش مردم به عنوان مهمترین پشتوانه اقتدار ملی برجستهتر از گذشته شده است.
حضور گسترده مردم در صحنههای مختلف اجتماعی و سیاسی، به ویژه در شرایط حساس کنونی، نشان داده که قدرت ملی صرفاً به توان نظامی محدود نمیشود، بلکه ترکیبی از اراده اجتماعی، انسجام ملی و اعتماد عمومی است. از همین رو، تاکید رهبر انقلاب بر نقش،جایگاه و ظرفیت لایزال مردم را میتوان نوعی تثبیت نظریه «مردمپایه بودن امنیت ملی» دانست.
در واقع این تجلیل، هم قدردانی از یک سرمایه اجتماعی است و هم پیام روشن به دشمنان که محاسبات آنان درباره شکاف میان حاکمیت و جامعه، با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
توجه به خسارتهای جنگ؛ اولویت عدالت اجتماعی
نکته مهم دیگر در پیام رهبری، توجه صریح به جبران خسارتهایی بود که در نتیجه درگیریها و جنگ به مردم وارد شده است. این بخش از پیام، حامل یک پیام اجتماعی مهم است؛ اینکه در کنار دفاع از امنیت ملی، عدالت اجتماعی و حمایت از مردم آسیبدیده نیز باید در اولویت قرار گیرد.
تبدیل این بخش از پیام به یک «نهضت اجتماعی» میتواند یکی از مهمترین اقدامات در فضای داخلی باشد. راهاندازی کمپینهای مردمی برای حمایت از آسیبدیدگان، کمک به خانوادههای خسارتدیده و مشارکت در بازسازی، علاوه بر حل بخشی از مشکلات معیشتی، میتواند همبستگی اجتماعی را تقویت کند.
در این میان، موضوع خونخواهی شهدا نیز میتواند با تمرکز بر روایتهای انسانی و بهویژه توجه به شهدای خردسال و کودکان شهدا، به یک محور فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود. چنین رویکردی، ضمن حفظ یاد و آرمان شهدا، از تبدیل این موضوع به یک مسئله صرفاً سیاسی و حقوقی جلوگیری میکند و آن را در بستر انسانی و اجتماعی بازتعریف مینماید.
بازدارندگی فعال؛ برجستهسازی گزارههای نظامی پیام
بخش مهمی از پیام رهبری به گزارههای سیاسی و نظامی مربوط میشود که نشاندهنده تداوم راهبرد بازدارندگی فعال ایران با تمرکز بر تقویت و توسعه محور مقاومت است. موضوعاتی مانند حمایت از محور مقاومت، تداوم فشار بر دشمن، تداوم بستن تنگه هرمز، گشودن جبهههای جدید و پیگیری دریافت غرامت از متجاوز، از جمله محورهایی است که در این چارچوب قابل تحلیل است.
این گزارهها در واقع بخشی از پیام بازدارندگی هستند. در ادبیات راهبردی، بازدارندگی زمانی مؤثر است که دشمن به این جمعبندی برسد که هرگونه اقدام نظامی، هزینهای به مراتب سنگینتر از منافع احتمالی آن خواهد داشت. چنانکه با گذشت دو هفته از آغاز جنگ جنبه های مهمی از این پیام از سوی دشمن دریافت شده است.
به همین دلیل، برجستهسازی این گزارهها در فضای رسانهای میتواند به تقویت قدرت بازدارندگی کشور کمک کند و پیام روشنی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ارسال نماید.
تادیب دشمن؛ شرط پایدارسازی آتشبس
در ادبیات جنگ و امنیت، آتشبس زمانی پایدار میماند که متجاوزان از تداوم تجاوز ناامید شوند. به همین دلیل، مفهوم «تادیب دشمن» که در پیام رهبری نیز مورد تاکید قرار گرفته، در واقع بخشی از منطق راهبردی جلوگیری از جنگهای آینده است.
هدف از چنین رویکردی صرفاً پاسخ به یک حمله نیست، بلکه ایجاد یک معادله بازدارنده است؛ معادلهای که در آن دشمن به این نتیجه برسد که تکرار حمله نه تنها سودی ندارد بلکه هزینههای سنگینی برای او به همراه خواهد داشت.
از این منظر، پیام اخیر رهبر انقلاب را میتوان نقشه راهی دانست که سه سطح را به هم پیوند میدهد: تقویت سرمایه اجتماعی در داخل، حمایت از مردم آسیبدیده و حفظ بازدارندگی در برابر دشمن با تاکید بر حمایت از محور مقاومت. ترکیب این سه سطح، میتواند بنیان یک راهبرد پایدار برای عبور از شرایط پیچیده منطقهای و ایجاد جایگاه راهبردی متفاوت برای جمهوری اسلامی ایران باشد.