همزمان با جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از نهم اسفند با حملات هوایی و ترور مقام معظم رهبری و برخی فرماندهان عالیرتبه آغاز شد، نشانههایی از رقابت پنهان میان عربستان و امارات نیز آشکار شده؛ رقابتی که در سایه این جنگ منطقهای، به عرصهای برای تسویهحسابهای ژئوپلیتیکی دو کشور عربی خلیج فارس تبدیل شده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: همزمان با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و منطقه ای شدن ابعاد جنگ که با حملات متقابل ایران به پایگاهها و منافع آمریکا در کشورهای منطقه انجام شده است،برخی تحرکات نظامی مشکوک نیز در فضای درگیریها شکل گرفته است. در این میان برخی حملات خارج از اهداف اعلام شده از سوی ایران به مراکز و تاسیسات مختلف در عربستان سعودی و امارات انجام شده که تهران مسئولیت آن را نپذیرفته است. بررسی های دقیق تر نشان می دهد که این حملات به صورت متقابل از سوی ریاض و ابوظبی علیه یکدیگر انجام شده و هیچیک از این کشورها مسئولیت این اقدامات را نپذیرفته اند. این روند خطرناک که با توجه به عمق اختلافات میان دو کشور احتمال تشدید آن نیز وجود دارد ضمن آن که از اختلافات عمیق اما غیر علنی میان کشورهای حوزه جنوبی خلبج فارس حکایت دارد می تواند زمینه ساز بحرانهای ناخواسته و غیر قابل مدیریت در جنگی شود که آتش آن را آمریکا و رژیم صهیونیستی برافروخته اند.
ریشه های اختلاف ریاض و ابوظبی؛
اگرچه درابتدا در ادبیات رسمی منطقه، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دو ستون اصلی ائتلاف عربی در جنگ یمن معرفی شدند اما این اتحاد با طولانی شدن جنگ یمن و بویژه پس از اعلام آتش بس به یک رقابت پیچیده و چندلایه تبدیل شد.
از ابتدای جنگ یمن، دو کشور با اهداف مشترکی وارد میدان شدند؛ مهار جنبش انصارالله، بازگرداندن دولت مورد حمایت ریاض و جلوگیری از گسترش نفوذ رقبای منطقهای. اما به مرور زمان مشخص شد که اهداف راهبردی ریاض و ابوظبی در یمن یکسان نیست.
اکنون و همزمان با جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، این رقابت پنهان در لایههای عمیقتر خود را نشان میدهد. تمرکز افکار عمومی و رسانههای جهانی بر جنگ علیه ایران، فضایی ایجاد کرده است که در آن برخی رقابتهای درونمنطقهای با حساسیت کمتری دیده میشود و همین وضعیت به دو بازیگر خلیج فارس امکان داده است رقابتهای خود را با شدت بیشتری دنبال کنند.
عربستان یمن را در چارچوب امنیت مرزهای جنوبی خود تعریف میکند و به دنبال شکلگیری دولتی متحد و قابل کنترل در صنعا یا دستکم در ساختار رسمی قدرت است. در مقابل، امارات یمن را بیشتر به عنوان یک نقطه ژئوپلیتیکی در شبکه بنادر و مسیرهای دریایی میبیند؛ نگاهی که باعث شد ابوظبی به حمایت از بازیگران محلی متفاوتی روی آورد.
تضاد پروژههای سیاسی در جنوب یمن
یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان ریاض و ابوظبی، آینده سیاسی جنوب یمن است. عربستان سعودی از ساختار رسمی دولت یمن و نهادهای مورد حمایت جامعه بینالمللی حمایت میکند و حفظ یکپارچگی این کشور را برای ثبات منطقهای ضروری میداند.
در مقابل، امارات طی سالهای گذشته روابط نزدیکی با نیروهای جنوب یمن، بهویژه شورای انتقالی جنوب، برقرار کرده است؛ جریانی که خواهان احیای «یمن جنوبی» و جدایی از شمال است.
این اختلاف در عمل به شکل رقابت میدانی بروز کرده است. نیروهای مورد حمایت امارات در مناطق مهمی از جنوب و شرق یمن حضور دارند، در حالی که نیروهای نزدیک به دولت مورد حمایت عربستان تلاش میکنند کنترل این مناطق را حفظ کنند.
در فضای کنونی منطقه که جنگ تحمیلی علیه ایران توجهات را به خود معطوف کرده است، این رقابت حتی در مواردی به درگیریهای غیرمستقیم میان نیروهای نزدیک به دو کشور انجامیده و هر یک تلاش میکند نفوذ طرف مقابل را محدود کند.
بنادر، انرژی و رقابت ژئوپلیتیکی
فراتر از اختلافات سیاسی، یمن برای هر دو کشور اهمیت ژئوپلیتیکی قابل توجهی دارد. موقعیت این کشور در مجاورت بابالمندب و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، آن را به یکی از حساسترین نقاط امنیت دریایی تبدیل کرده است.
امارات در سالهای گذشته تلاش کرده است نفوذ قابل توجهی در بنادر استراتژیک مانند عدن، المخا و سقطری به دست آورد. این سیاست با راهبرد کلان ابوظبی در توسعه شبکه بنادر و کریدورهای دریایی در دریای سرخ و اقیانوس هند همخوانی دارد.
در مقابل، عربستان با نگاه امنیتی به این تحولات مینگرد. ریاض نگران است که تقویت بازیگران نزدیک به امارات در جنوب یمن، تعادل قدرت در همسایگی جنوبی عربستان را تغییر دهد و حتی بر مسیرهای انرژی و تجارت منطقهای تأثیر بگذارد.
در چنین فضایی، بخشی از فشارهای میدانی میان نیروهای وابسته به دو کشور، در عمل به نوعی تلاش برای مهار نفوذ طرف مقابل تبدیل شده است؛ رقابتی که در شرایط جنگ منطقهای و تمرکز بر تقابل با ایران، کمتر به عنوان یک شکاف جدی درون ائتلاف عربی دیده میشود.
تحولات اخیر نشان میدهد که جنگ منطقهای شکلگرفته در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، صرفاً یک تقابل مستقیم میان محورهای اصلی درگیری نیست، بلکه به بستری برای فعال شدن رقابتهای پنهان درون منطقهای نیز تبدیل شده است. در این میان، اختلافات راهبردی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی که ریشه در آینده سیاسی یمن، کنترل بنادر راهبردی و موازنه ژئوپلیتیکی در جنوب شبهجزیره عربستان دارد، در سایه این جنگ فرصت بروز بیشتری یافته و میتواند به عاملی برای پیچیدهتر شدن معادلات امنیتی خلیج فارس و دریای سرخ تبدیل شود.