تناقض درمواضع مقامات آمریکایی درباره عبورنفتکشها ازتنگه هرمز وتکذیبهای پیاپی کاخ سفید ورسانههای غربی،نشانهای ازآشفتگی عملیاتی وروانی واشنگتن دربرابر واقعیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس و تسلط مطلق ایران بر این آبراه است. در حالی که ایران بر موقعیت راهبردی خوددراین گذرگاه حیاتی تأکیددارد،روایتسازی رسانهای آمریکا بیش ازهرزمان دیگر بابحران اعتبارروبهرو شده است.
نورنیوز-گروه سیاسی: در روزهای اخیر و با اوج گیری قیمت نفت و فرآورده های نفتی، مجموعهای از اظهارات متناقض از سوی مقامات آمریکایی درباره وضعیت تنگه هرمز منتشر شده است. ابتدا ترامپ مدعی شد که تنگه هرمز باز است و عبور و مرور در آن جریان دارد. سپس وزیر انرژی آمریکا در شبکههای اجتماعی مدعی شد یک نفتکش با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور کرده است؛ ادعایی که بلافاصله با واکنش مقامات ایرانی مواجه شد. اندکی بعد، این توئیت حذف شد و یک منبع در کاخ سفید اعلام کرد این اطلاعرسانی «زودتر از موعد» منتشر شده است.
همزمان رسانههایی مانند رویترز و الجزیره نیز گزارش دادند که کاخ سفید اساساً اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز را تأیید نمیکند. این سلسله تکذیبها و اصلاح روایتها نشان میدهد که دستگاه سیاسی و رسانهای آمریکا در مدیریت روایت بحران با نوعی آشفتگی مواجه شده است. در چنین فضایی، انتشار خبرهای ناهماهنگ نشانه سردرگمی و وجود شکاف در تصمیمسازی و اطلاعرسانی است.
دستکاری روانی بازارهای جهانی
اظهارات سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درباره «انتشار اخبار جعلی برای دستکاری بازارها» نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. او تأکید کرده است که چنین اقداماتی نمیتواند آمریکا را از پیامدهای اقتصادی سیاستهای خود، بهویژه موج تورمی داخلی، نجات دهد.
بازار انرژی جهان به شدت نسبت به تحولات تنگه هرمز حساس است. بر اساس برخی برآوردها، اگر اختلال گستردهای در این مسیر ایجاد شود، حجم بزرگی از عرضه جهانی نفت تحت تأثیر قرار میگیرد. در همین زمینه، برخی تحلیلها از احتمال کمبود روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت سخن گفتهاند؛ رقمی که در صورت تحقق، حتی از بحرانهای تاریخی بازار انرژی نیز بزرگتر خواهد بود.
مقایسه این وضعیت با رویدادهایی مانند تحریم نفتی عربها در سال ۱۹۷۳، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ و جنگ عراق و کویت در سال ۱۹۹۰ نشان میدهد که بازار جهانی انرژی نسبت به تحولات خلیج فارس تا چه اندازه آسیبپذیر است. از این رو، روایتسازیهای شتابزده میتواند نشانه ای از انفعال در برابر قدرت مطلق ایران در مدیریت تردد در تنگه هرمز تلقی شود.
تنگه هرمز و واقعیت ژئوپلیتیک منطقه
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان به شمار میرود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت خاورمیانه از این مسیر عبور میکند. به همین دلیل هرگونه تنش یا محدودیت در این منطقه بلافاصله اثرات جهانی پیدا میکند.
در چنین شرایطی، نقش ایران به عنوان بازیگری که در مجاورت این تنگه قرار دارد، اهمیت ویژهای مییابد. تهران همواره تأکید کرده است که امنیت این گذرگاه باید در چارچوب امنیت منطقهای و با مشارکت کشورهای ساحلی خلیج فارس تأمین شود، نه از طریق حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای.
وقتی حتی برخی منابع غربی گزارش میدهند که شرکتهای کشتیرانی درباره عبور از این مسیر با تردید مواجه شدهاند و علی رغم اصرار ترامپ هیچ شناوری حاضر به عبور از این تنگه نیست، این موضوع نشان میدهد که واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه فراتر از روایتهای سیاسی کوتاهمدت است.
آشفتگی عملیاتی پس از تنشها
مجموعه پیامهای متناقض از سوی دولت آمریکا و برخی رسانههای غربی، این تصور را تقویت کرده است که پس از افزایش تنشها، تمرکز عملیاتی و روانی در واشنگتن دچار اختلال شده است. در چنین شرایطی، انتشار خبرهای ناهماهنگ یا حذف سریع آنها از شبکههای اجتماعی میتواند نشانهای از نبود هماهنگی در سطح تصمیمگیری باشد.
از سوی دیگر، این وضعیت بیانگر آن است که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط تأثیرگذار در معادلات قدرت منطقهای و جهانی است. هرگونه تحرک در این گذرگاه نه تنها معادلات امنیتی خلیج فارس بلکه بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بحران روایت در واشنگتن را باید نتیجه تسلط نظامی و اثربخشی نبرد ادراکی ایران پیرامون یکی از حساسترین گذرگاههای ژئوپلیتیکی جهان دانست؛ گذرگاهی که واقعیتهای میدانی آن، بسیاری از روایتهای سیاسی و معادلات نظامی و امنیتی را به سرعت به چالش میکشد.