نورنیوز https://nournews.ir/n/300596
کد خبر: 300596
20 اسفند 1404
نورنیوز چرخش محتاطانه برلین پس از شکست محاسبات اولیه را بررسی می کند؛

آلمان در جنگ ایران؛ بی‌طرفی یا همراهی پنهان؟


پس از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در9 اسفند 1404، آلمان تلاش کرد خودرا بازیگری بی‌طرف نشان دهد.اما تقدیردونالدترامپ از برلین، این روایت رازیر سؤال برد.اکنون وبا آشکار شدن قدرت دفاعی و انسجام سیاسی ایران، مقامات آلمانی با ادبیاتی محتاطانه‌تر از ثبات ایران سخن می‌گویند؛ چرخشی که بیش ازهر چیز بازتاب اصلاح محاسبات این کشوردربرابرواقعیت‌های میدان است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: با آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، دولت آلمان در نخستین واکنش‌ها تلاش کرد خود را خارج از میدان جنگ معرفی کند. مقامات برلین اعلام کردند که آلمان در این عملیات نقشی نداشته و از تشدید درگیری حمایت نمی‌کند. این موضع‌گیری در نگاه نخست تلاشی برای نمایش بی‌طرفی بود، اما در واقع بخشی از سیاست سنتی این کشور برای فاصله‌گذاری ظاهری از بحران‌های نظامی محسوب می‌شود.
با این حال، این روایت خیلی زود با اظهارات دونالد ترامپ با چالش مواجه شد. او به‌صراحت از آلمان تشکر کرد و عملکرد این کشور را «عالی» توصیف کرد. چنین موضعی نشان داد که آلمان، حتی اگر در میدان نظامی حضور مستقیم نداشته باشد، در چارچوب حمایت سیاسی، اطلاعاتی یا لجستیکی از سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی فاصله نگرفته است.
این دوگانگی، یکی از ویژگی‌های مهم سیاست خارجی برلین در بحران‌های غرب آسیا است؛ سیاستی که در آن تلاش می‌شود هزینه‌های سیاسی جنگ کاهش یابد، در حالی که همراهی با شرکای غربی همچنان حفظ می‌شود.

آشکار شدن خطای محاسباتی 

با گذشت زمان و نمایان شدن ابعاد پاسخ دفاعی ایران، بسیاری از محاسبات اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره روند جنگ دچار تردید شد. در ابتدا برخی تصور می‌کردند که فشار نظامی می‌تواند به سرعت معادلات منطقه‌ای را تغییر دهد، اما مقاومت و توان دفاعی و انسجام سیاسی ایران نشان داد که این ارزیابی‌ها چندان دقیق نبوده است.
در چنین شرایطی، کشورهای اروپایی از جمله آلمان به تدریج تلاش کردند از ادبیات تند فاصله بگیرند. اظهارات صدراعظم آلمان مبنی بر اینکه برلین علاقه‌ای به فروپاشی ایران، تضعیف دولت‌ یا نابودی اقتصاد آن ندارد، نشانه‌ای از همین تغییر لحن است.
این موضع‌گیری در واقع بیانگر نگرانی عمیق اروپا از سناریوی بی‌ثباتی گسترده در ایران است؛ سناریویی که می‌تواند پیامدهای امنیتی، انرژی و مهاجرتی برای اروپا ایجاد کند.

روایت دیپلماتیک و مقصرسازی تهران

در کنار این تغییر لحن، وزیر امور خارجه آلمان تلاش کرد روایت دیگری را شکل دهد. او اعلام کرد که آمریکا و اسرائیل برای یک راه‌حل دیپلماتیک آماده‌اند، اما تهران تمایلی به چنین راه‌حلی ندارد.
این نوع روایت‌سازی سیاسی در حالی مطرح می‌شود که حمله نظامی به ایران خود نشان‌دهنده شکست مسیر دیپلماسی بوده است. نسبت دادن بن‌بست دیپلماتیک به تهران، بدون اشاره به فشارهای سیاسی و نظامی علیه ایران، بیشتر به تلاش برای مدیریت افکار عمومی شباهت دارد.
در واقع، این رویکرد نشان می‌دهد که برلین می‌کوشد هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: حفظ همبستگی با آمریکا و رژیم صهیونی و کاهش هزینه‌های سیاسی جنگ در افکار عمومی اروپا.

نگرانی اروپا از پیامدهای فروپاشی ایران

اظهارات صدراعظم آلمان درباره پیامدهای فروپاشی ساختار سیاسی ایران را باید در چارچوب نگرانی‌های راهبردی اروپا تحلیل کرد. تجربه‌های تلخ عراق و لیبی نشان داده است که نابودی ساختارهای دولتی در خاورمیانه می‌تواند موجی از بی‌ثباتی، مهاجرت و بحران انرژی را به سمت اروپا سرازیر کند.
ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، جمعیت، ظرفیت اقتصادی و نقش منطقه‌ای خود، کشوری نیست که بی‌ثباتی در آن محدود به مرزهای داخلی بماند. از همین رو، بسیاری از سیاستمداران اروپایی اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سناریوی فروپاشی ساختار سیاسی ایران می‌تواند برای اروپا بیش از دیگران پرهزینه باشد.
به همین دلیل، چرخش محتاطانه در ادبیات آلمان را باید تلاشی برای اصلاح محاسبات و کاهش خطر گسترش بحران دانست؛ چرخشی که بیش از آنکه ناشی از تغییر اصولی در سیاست برلین باشد، نتیجه مواجهه با واقعیت‌های جدید میدان است. 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / اسرائیل / آلمان / امنیت_منطقه / تنگه_هرمز / سیاست_بین‌الملل / حمله_به_ایران / تحولات_جهان / جنگ_ایران