نورنیوز https://nournews.ir/n/300098
کد خبر: 300098
18 اسفند 1404
نورنیوز روند موازنه قوا در مراحل مختلف جنگ را بررسی می‌کند؛

سه مرحله جنگ، یک بن‌بست راهبردی


بررسی تحولات میدانی در 10 روز سپری شده از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نشان می دهد در سه فاز اصلی جنگ شامل  نظامی، فشار بر زیرساخت‌ها و جنگ فرسایشی، دشمن با چالش‌های جدی راهبردی برای تحقق اهداف مواجه خواهد بود.

نورنیوز-گروه سیاسی: آمریکا و رژیم صهیونیستی از ۱۰ روز قبل که جنگ گسترده ای را به ایران تحمیل کردند  با سه مسیر راهبردی روبرو بوده اند.

فاز اول جنگ با هدف از بین بردن توان عملیاتی ایران

آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام کردند که با مجموعه‌ای از حملات هوایی و موشکی تلاش خواهند کرد سه مؤلفه اصلی قدرت ایران را نابود کنند؛ توان آفندی و پدافندی، ذخایر تسلیحاتی و زیرساخت‌های تولید سلاح.
با این حال بمباران و موشکباران گسترده در هفته نخست نتوانست این اهداف را محقق کند. قدرت آتش ایران همچنان با شدت قابل توجهی ادامه یافت و نشان داد ذخایر راهبردی و زیرساخت‌های عملیاتی کشور از تاب‌آوری بالایی برخوردار است. استمرار عملیات موشکی و پهپادی ایران علیه اهداف دشمن بیانگر آن است که شبکه عملیاتی ایران همچنان فعال و مؤثر باقی مانده است.
در همین چارچوب ایران علاوه بر دفاع از خود، توانست اهداف راهبردی را در سرزمین‌های اشغالی و همچنین مراکز مرتبط با عملیات دشمن در منطقه مورد اصابت قرار دهد. این اقدام نشان داد که موازنه آتش برخلاف انتظار طراحان جنگ، به‌صورت یک‌طرفه شکل نگرفته است.
در این میان کنترل کامل خلیج فارس و تنگه هرمز نیز در اختیار ایران باقی ماند. حضور ناوهای آمریکایی در منطقه نیز عملاً با محدودیت‌های جدی مواجه شد، به‌گونه‌ای که برخی از تجهیزات و شناورهایی که با تبلیغات گسترده به منطقه اعزام شده بودند از برد عملیاتی موشک‌ها و پهپادهای ایران خارج شدند و عملا توان عملیاتی خود را از دست دادند.
از سوی دیگر، گسترش سریع دامنه جنگ به منطقه همان‌گونه که ایران پیش‌بینی کرده بود  موجب شد پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه هدف حملات قرار گیرند. نابودی بخش قابل توجهی از سامانه‌های راداری و مراکز تحلیل داده‌ها که ستون فقرات عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شدند، عملاً کارایی شبکه عملیاتی دشمن را کاهش داد. این شرایط به صورت اجتناب ناپذیر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که میزبان پایگاههای آمریکا هستند را هم با از هم گسیختگی جدی روبرو کرد. 

فاز دوم؛ تلاش برای فشار زیرساختی

پس از ناکامی در تحقق اهداف نظامی، آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد فاز دوم شدند؛ مرحله‌ای که تمرکز آن بر ضربه زدن به زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی ایران قرار داشت. هدف این مرحله افزایش فشار اجتماعی و اقتصادی و در نهایت تضعیف ظرفیت عملیاتی کشور بوده است.
حمله به مخازن سوخت به‌عنوان نخستین گام این مرحله صورت پذیرفت، اما این اقدام با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. از همان ابتدای این مرحله، اختلافات در میان طرف‌های مهاجم آشکار شد. آمریکا اعلام کرد که برخی از حملات بدون هماهنگی با واشنگتن و توسط اسرائیل انجام شده است؛ موضوعی که حتی به بروز اختلاف میان ارتش آمریکا و اسرائیل تعبیر شد.
در مقابل ایران نیز بلافاصله پاسخ متقابل را در دستور کار قرار داد. حمله به پالایشگاه حیفا و برخی تأسیسات حوزه سوخت و انرژی مرتبط با آمریکا در منطقه، نشان داد که هرگونه هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد.
تهران همچنین به‌صورت رسمی اعلام کرد که در صورت ادامه این روند، پاسخ‌ها بدون خویشتنداری متوجه آمریکا، اسرائیل و کشورهای حامی آنها خواهد شد. همین هشدارها موجب شد واشنگتن رسما اعلام کند قصدی برای حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران ندارد.
به این ترتیب، فاز دوم نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شد؛ زیرا ادامه آن می‌توانست خسارت‌های اقتصادی و سیاسی گسترده‌تری را برای طرف‌های مهاجم و حتی اقتصاد منطقه به همراه داشته باشد.

فاز سوم؛ سناریوی جنگ فرسایشی

در چنین شرایطی، سناریوی سوم جنگ یعنی ورود به مرحله جنگ فرسایشی مطرح شده است. این مرحله مبتنی بر طولانی شدن درگیری‌ها و افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر طرفین است.
ایران از ابتدا اعلام کرده بود که خود را برای یک نبرد طولانی‌مدت آماده کرده است و روند تحولات میدانی نیز نشان می‌دهد که اراده و انگیزه لازم برای ادامه این مسیر وجود دارد. استمرار عملیات دفاعی و متقابل ایران در کنار حفظ ظرفیت‌های عملیاتی بیانگر این آمادگی است.
در مقابل، طولانی شدن جنگ می‌تواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای منطقه و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. افزایش شدید قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی و همچنین بی‌ثباتی بازارهای مالی از جمله نشانه‌هایی است که زودتر از پیش‌بینی‌ها بروز کرده است.
این وضعیت می‌تواند فشارهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بر دولت آمریکا وارد کند و تبعات سیاسی گسترده‌ای برای دونالد ترامپ که راسا و بدون پشتوانه سیاسی جدی جنگ را آغاز کرده و همچنین جمهوری خواهان جنگ طلب پشتیبان او به همراه داشته باشد. 

چشم‌انداز راهبردی میدان نبرد


بررسی سه فاز جنگ نشان می‌دهد که اهداف اولیه طراحان این درگیری هنوز محقق نشده است. نه در مرحله حذف توان نظامی ایران و نه در مرحله فشار زیرساختی، دستاورد تعیین‌کننده‌ای برای طرف مقابل شکل نگرفته است.
در چنین شرایطی ورود به جنگ فرسایشی نیز با عدم قطعیت‌های جدی همراه است. زیرا طولانی شدن درگیری‌ها می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای برای طرف‌های مهاجم ایجاد کند و حتی معادلات منطقه‌ای و جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. در شرایطی که فاز اول جنگ با اتمام بانک اهداف برای آمریکا و رژیم صهیونیستی به پایان رسیده اما ایران همچنان بانک اهداف مهمی را در فاز اول جنگ در اختیار دارد که هنوز بدلایل سیاسی و نظامی نسبت به نابودی آنها اقدام نکرده است 
از این منظر، روند تحولات حاکی از آن است که طراحی اولیه جنگ با واقعیت‌های میدانی و ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران با چالش جدی مواجه شده است و همین امر چشم‌انداز موفقیت راهبرد فشار را با ابهام روبه‌رو کرده است. 
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / انرژی / بازدارندگی / امنیت_منطقه / خلیج_فارس / تنگه_هرمز / جنگ_منطقه‌ای / تحولات_ژئوپلیتیک