نورنیوز https://nournews.ir/n/300085
کد خبر: 300085
18 اسفند 1404
نورنیوز عواقب طرح موضوع تغییر در مرزهای ایران از سوی ترامپ را بررسی می‌کند

ایده‌ای خام با پیامدهایی وخیم


طرح سناریوهایی مانند تغییر مرزهای ایران از سوی فردی مثل دونالد ترامپ شاید در فضای سیاسی یا تبلیغاتی برای برخی متوهمان ساده‌انگار جذاب به نظر برسد، اما در واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه، چنین ایده‌هایی بیشتر به جعبه پاندورایی شباهت دارند که گشودن آن می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از کنترل هر بازیگری به همراه داشته باشد.

نورنیوز- گروه سیاسی: طرح موضوع تغییر در مرزهای جغرافیایی ایران از سوی دونالد ترامپ، حامل پیامی بسیار مهم درباره نوع نگاه بخشی از جریان‌های قدرت در واشنگتن به معادلات منطقه غرب آسیاست. اشاره به چنین سناریوی خطرناک و موذیانه‌ای نشان می‌دهد که از منظر آنان، مسئله صرفاً اختلافات هسته‌ای، موشکی یا حتی رقابت‌های منطقه‌ای نیست، بلکه برخی محافل سیاسی در آمریکا همچنان به ایده «تضعیف ساختاری ایران» به عنوان راهی برای امنیت اسرائیل و نیز تأمین منافع واشنگتن می‌اندیشند. با این حال، این مسیر نه تنها ساده و کم‌هزینه نیست، بلکه می‌تواند پیامدهایی کاملاً معکوس برای اهداف اعلامی طراحان آن داشته باشد. بررسی این رویکرد از دو منظر داخلی و منطقه‌ای/بین‌المللی نشان می‌دهد که چنین سناریویی تا چه اندازه می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده و پیش‌بینی‌ناپذیر منجر شود.

مخاطرات داخلی و منطقه‌ای

 طرح مسئله تجزیه یا تغییر مرزهای ایران می‌تواند به پدیده‌ای منجر شود که دقیقاً برخلاف انتظار طراحان آن است: افزایش انسجام و همبستگی ملی. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که در بزنگاه‌هایی که تمامیت سرزمینی کشور در معرض تهدید قرار گرفته، شکاف‌های سیاسی و اختلافات داخلی تا حد زیادی تحت‌الشعاع یک دغدغه بزرگ‌تر یعنی «حفظ ایران» قرار گرفته است. حتی طیف‌های گسترده‌ای از منتقدان ساختار سیاسی موجود نیز عموماً بر یک اصل بنیادین توافق دارند: آینده مطلوب باید در چارچوب یک ایران یکپارچه شکل بگیرد. به بیان دیگر، اختلاف بر سر «نوع نظام سیاسی» مطلقاً به معنای اختلاف بر سر «تمامیت جغرافیایی کشور» نیست.
از همین رو، طرح علنی یا ضمنی سناریوی تجزیه می‌تواند به شکل‌گیری نوعی اجماع ملی فراگیر منجر شود که طیف‌های مختلف جامعه ــ از حامیان حکومت تا منتقدان آن ــ را در دفاع از یک اصل مشترک گرد هم آورد. در چنین شرایطی حتی نیروهایی که در شرایط عادی در صف منتقدان یا مخالفان قرار دارند نیز ممکن است با انگیزه‌ای قوی‌تر در برابر تهدید خارجی صف‌آرایی کنند. به عبارت دیگر، طرح چنین سناریویی می‌تواند ناخواسته به تقویت سرمایه اجتماعی و تحکیم هرچه بیشتر انسجام داخلی در ایران منجر شود؛ نتیجه‌ای که به سختی می‌توان آن را در راستای اهداف طراحان چنین ایده‌هایی دانست.
اما پیامدهای مهم‌تر این رویکرد در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی قابل مشاهده است. حتی اگر به فرض محال، سناریوی تغییر مرزهای ایران قابل تحقق باشد، پیامدهای امنیتی آن به احتمال بسیار زیاد محدود به ایران نخواهد ماند و به سرعت کل منطقه را در بر خواهد گرفت. تجربه‌های تاریخی در چند دهه اخیر نشان داده است که فروپاشی یا تجزیه کشورها در مناطق ژئوپلیتیکی حساس معمولاً به جای ایجاد ثبات، به زنجیره‌ای از بی‌ثباتی‌های گسترده منجر می‌شود.
چنین تحولاتی معمولاً با فروپاشی نظم‌های امنیتی موجود، شکل‌گیری خلأ قدرت، رشد بازیگران غیردولتی مسلح، گسترش تروریسم و افزایش درگیری‌های مرزی همراه می‌شود. واحدهای سیاسی تازه‌پدید نیز اغلب درگیر رقابت‌های شدید بر سر منابع، مرزها و هویت‌های قومی یا مذهبی می‌شوند. این وضعیت نه تنها زمینه‌ساز تنش‌های داخلی در این واحدها خواهد شد، بلکه پای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را نیز به رقابت‌های نیابتی تازه‌ای باز خواهد کرد.

بازی ناشیانه با ایران 

در مورد ایران، این مخاطرات ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا می‌کند. ایران در قلب یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد و محل تلاقی چندین کریدور حیاتی حمل‌ونقل و انرژی است. مسیرهای شمال–جنوب و شرق–غرب که بخش مهمی از تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را به هم پیوند می‌دهند، از این جغرافیا عبور می‌کنند. علاوه بر این، ایران در مجاورت برخی از مهم‌ترین منابع انرژی جهان قرار دارد و نقشی کلیدی در معادلات بازار انرژی ایفا می‌کند. بی‌ثباتی گسترده در چنین نقطه‌ای از جهان می‌تواند نه تنها امنیت منطقه‌ای بلکه ثبات اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و مسیرهای تجاری بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، هرگونه تغییر اجباری در مرزهای یک کشور بزرگ و تاریخی مانند ایران می‌تواند به الگویی خطرناک در نظام بین‌الملل تبدیل شود. چنین الگویی ممکن است مطالبات مشابهی را در دیگر مناطق جهان تحریک کند و موجی ازمنازعات هویتی و سرزمینی را فعال سازد. در نتیجه، مسئله‌ای که شاید در نگاه اولیه به عنوان راهکاری برای حل یک معادله امنیتی خاص مطرح می‌شود، می‌تواند در عمل به آغاز زنجیره‌ای از بحران‌های تازه در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل شود.
 واقعیت این است که ثبات در خاورمیانه نه از مسیر تضعیف کشورها، بلکه از طریق تقویت ساختارهای همکاری منطقه‌ای و احترام به اصول بنیادین نظم بین‌المللی ــ از جمله حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها ــ قابل دستیابی است. هر راهبردی که بر پایه فروپاشی یا تجزیه دولت‌ها طراحی شود، احتمالاً بیش از آنکه امنیت تولید کند، بی‌ثباتی‌های تازه‌ای را در پی خواهد داشت. از این منظر، طرح سناریوهایی مانند تغییر مرزهای ایران شاید در فضای سیاسی یا تبلیغاتی جذاب به نظر برسد، اما در واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه، چنین ایده‌هایی بیشتر به جعبه پاندورایی شباهت دارند که گشودن آن می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از کنترل هر بازیگری به همراه داشته باشد.

 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / ترامپ / نظم_جهانی / همبستگی_ملی / تجزیه_ایران / مرزهای_ایران / نظام_بین‌الملل / کردستان_عراق / سناریوی_تجزیه / گروه‌های_جدایی‌طلب