نورنیوز https://nournews.ir/n/280006
کد خبر: 280006
15 اسفند 1404
نورنیوز از گزارش دو رسانه بزرگ غربی درباره حمله آمریکا به دبستان دخترانه میناب گزارش می دهد

آزمون واقعی نظم حقوقی و اخلاقی جهان


دو رسانه معتبر غربی، نیویورک تایمز و رویترز بر اساس تحقیقات خود اعلام کرده‌اند که آمریکا عامل حمله به دبستان دخترانه میناب بوده است. اکنون نهادهای حقوقی جهان باید این گزارش های رسانه ای را مبنایی برای رسیدگی حقوقی و پیگیری قضایی قرار دهند.

نورنیوز - گروه سیاسی: به رغم انکارهای اسرائیل و آمریکا در پذیرش مسئولیت حمله به دبستان دخترانه میناب، دست کم دو رسانه بزرگ غربی یعنی رویترز و نیویورک تایمز اعلام کرده اند که براساس تحقیقات شان، آمریکا شریک این فاجعه تلخ بوده است. این اعلام نظر رسانه ای اکنون مهر تاییدی بر تجاوزگری تروریستی واشینگتن و تل آویو می تواند بود. جامعه حقوق بین‌الملل جهان و نهادهای مرتبط با ان، اکنون می توانند و باید این گزارش های رسانه ای را مبنایی برای تحقیقات رسمی در این باب قرار بدهند و مقدمات رسیدگی حقوقی به این تراژدی را آماده کنند.

بی اعتنایی به اصل تفکیک

در میان تصاویر بی‌شمار جنگ‌ها، برخی تصاویر هستند که مرز میان سیاست و وجدان را از بین می‌برند. کلاس درسی که به آوار تبدیل شده، کیف‌های مدرسه‌ای که زیر خاک مانده‌اند و نام کودکانی که هرگز فرصت بزرگ شدن پیدا نکردند، از جمله همان تصاویرند. حمله مرگبار به یک دبستان دخترانه در شهر میناب، که به شهادت ۱۶۷ نفر از دانش آموزان و کادر درسی و اداری آن انجامید، از همین جنس رویدادهاست؛ حادثه‌ای که فراتر از یک تراژدی محلی، به آزمونی برای اعتبار کل نظام حقوقی و اخلاقی جهان تبدیل شده است.
در جهان پس از جنگ جهانی دوم، حقوق بین‌الملل بشردوستانه بر یک اصل ساده اما بنیادین یعنی اصل تفکیک بنا شد: جنگ حتی اگر اجتناب‌ناپذیر باشد، نباید علیه غیرنظامیان به‌کار رود. مدارس، بیمارستان‌ها و خانه‌ها قرار بود خط قرمز باشند؛ مکان‌هایی که حتی در میان خشونت جنگ نیز باید مصون بمانند. این اصول در کنوانسیون‌های ژنو و در عرف حقوق جنگ تثبیت شدند و قرار بود تمدن مدرن را از بازگشت به منطق جنگ‌های بی‌قیدوشرط مصون نگه دارند.
اما هر بار که یک مدرسه هدف حمله قرار می‌گیرد، این فرض بنیادین زیر سؤال می‌رود.
مسئله در اینجا صرفاً این نیست که چه کسی دکمه شلیک را فشار داده است. مسئله بزرگ‌تر آن است که آیا جامعه جهانی هنوز اراده‌ای برای حفاظت واقعی از غیرنظامیان دارد یا نه. در بسیاری از جنگ‌های دو دهه اخیر، الگوی نگران‌کننده‌ای شکل گرفته است: افزایش حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی، توجیه خسارات انسانی با اصطلاحاتی مانند «خطای عملیاتی»، و در نهایت فراموشی تدریجی قربانیان در هیاهوی رقابت‌های ژئوپولیتیک.
حمله به یک مدرسه، حتی اگر نتیجه خطا باشد، پرسش‌های عمیق حقوقی ایجاد می‌کند. حقوق بشردوستانه بر دو اصل کلیدی تأکید دارد: تفکیک و تناسب. اصل تفکیک می‌گوید نیروهای نظامی باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تفاوت قائل شوند. اصل تناسب نیز می‌گوید حتی اگر هدفی نظامی باشد، حمله‌ای که خسارت گسترده و قابل پیش‌بینی برای غیرنظامیان ایجاد کند، می‌تواند غیرقانونی تلقی شود. وقتی ده‌ها یا صدها کودک در یک فضای آموزشی کشته می‌شوند، این اصول به‌طور اجتناب‌ناپذیر در مرکز توجه قرار می‌گیرند.
در چنین شرایطی، مهم‌ترین وظیفه جامعه جهانی کشف حقیقت است. نه انکارهای سیاسی و نه روایت‌های تبلیغاتی هیچ‌کدام جایگزین تحقیق مستقل نمی‌شوند. داده‌های ماهواره‌ای، تحلیل تسلیحات، مسیرهای پروازی و شواهد میدانی همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند تصویر دقیق‌تری از آنچه رخ داده ارائه دهند. یک تحقیق شفاف و بین‌المللی است که می‌تواند مشخص کند آیا قوانین جنگ نقض شده‌اند یا نه.
اما مسئولیت جهان تنها به کشف حقیقت محدود نمی‌شود. اگر جامعه جهانی نتواند در برابر کشته شدن کودکان در یک مدرسه واکنش اخلاقی و حقوقی قاطع نشان دهد، پیامد آن بسیار فراتر از یک پرونده حقوقی خواهد بود. در آن صورت، قواعدی که پس از فجایع قرن بیستم برای محدود کردن خشونت جنگ ایجاد شدند، عملاً اعتبار خود را از دست خواهند داد.
در چنین لحظاتی نقش جامعه مدنی و روشنفکری جهانی نیز تعیین‌کننده است. تاریخ نشان داده است که فشار افکار عمومی می‌تواند دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی را به پاسخگویی وادار کند. سکوت در برابر چنین فجایعی، حتی اگر از سر ملاحظات سیاسی باشد، به تدریج به عادی شدن آنها کمک می‌کند.
خطر واقعی دقیقاً همین‌جاست: عادی شدن مرگ غیرنظامیان. وقتی تصاویر ویرانی مدرسه‌ای در میان انبوه اخبار جنگ گم شود، جهان یک گام دیگر به سوی پذیرش خشونتی می‌رود که زمانی غیرقابل تصور بود.
از همین رو، آنچه امروز مورد نیاز است نه صرفاً محکومیت‌های لفظی بلکه سه اقدام روشن است:
نخست، تحقیق مستقل و شفاف بین‌المللی درباره این حادثه.
دوم، پاسخگویی حقوقی به نقض قوانین جنگ.
و سوم، شکل‌گیری اجماعی اخلاقی در میان دولت‌ها، نهادهای مدنی و افکار عمومی که اعلام کند جان کودکان، فارغ از جغرافیا و سیاست، خط قرمز واقعی جهان است.
تاریخ درباره بسیاری از جنگ‌ها اختلاف نظر خواهد داشت؛ اما درباره یک اصل تردیدی وجود ندارد: تمدن انسانی زمانی معنا پیدا می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظات، مرزهایی برای خشونت قائل شود.
مدرسه‌ای که به ویرانه تبدیل می‌شود، یادآور این حقیقت است که آن مرزها چقدر شکننده‌اند — و اینکه دفاع از آنها وظیفه‌ای است که بر دوش همه جهان قرار دارد.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / رویترز / میناب / حمله_آمریکا / نیویورک_تایمز / حمله_آمریکا_به_مدرسه / خطای_محاسباتی / دانش‌آموزان_شهید / دبستان_دخترانه_میناب / نظم_حقوقی